بهترین نام سال، نه بهترین بازی

لس‌آنجلس: محرمانه

راک استار شرکتی است که بازی‌های بسیار جنجالی و پرطرفداری ساخته است و همین اواخر بازی‌هایش لقب بهترین بازی سال را در سال‌های 2008 و 2010 به خود اختصاص داده‌اند. پس طبیعی است هر بازی‌ای که توسط این شرکت ساخته شود زیر ذره‌بین قرار بگیرد و انتظارات از آن بالا برود.
کد خبر: ۴۱۰۷۶۰

برای بازی لس‌آنجلس نوآر که داستان فساد پلیس آمریکا در دهه 40 میلادی را بازگو می‌کند، تبلیغات گسترده‌ای انجام شد و همه با دیدن پیش‌نمایش‌های آن و تکنولوژی جدید و تحسین برانگیز موشن اسکن که جزئیات صورت و حرکات بدن را موبه‌مو شبیه‌سازی کرده است، از این بازی به عنوان یکی از کاندیداهای بهترین بازی سال نام بردند. بازی عرضه شد؛ تجربه ای جدید که تا به حال در هیچ یک از بازی‌های ویدئویی نداشته ایم. لیپ سینک نزدیک به 100 درصد است و همه چیز واقعی به نظر می‌رسد، ولی مشکلی که وجود دارد این است که براحتی می‌توان به ماهیت مظنونان پی برد و این در ساده شدن روند بازی تاثیر می‌گذارد. اگر مظنون بعد از سوال بدون هیچ‌گونه حرکت اضافی به شما زل زد، یعنی دارد راست می‌گوید. اگر کمی‌ نگران شد و به دور و اطراف نگاه کرد یعنی دروغ می‌گوید، ولی مطمئن است که شما مدرکی ندارید و اگر با تغییر چهره ناگهانی همراه استرس فراوانش مواجه شدید، مطمئن باشید دروغ می‌گوید و با نگاهی به سرنخ‌ها می‌توانید مچش را بگیرید. به همین راحتی! از طرفی اگر اشتباه تصمیم بگیرید در روند بازی هیچ اتفاقی نمی‌افتد، فقط ممکن است متوجه یک سری اطلاعاتی که فرد مورد نظر می‌دانسته نشوید که البته این موضوع بر روند خطی داستان هیچ تاثیری نمی‌گذارد و در واقع مزه بازجویی‌ها را از بین می‌برد.

گیم‌پلی بازی خیلی زود تکراری می‌شوند. روند اعلام جرم، بررسی صحنه، پیداکردن سرنخ (که اصلا کار سختی نیست)، بازجویی و در نهایت تعقیب و گریز در هر 21 پرونده تکرار می‌شود. مبارزات تن به تن بسیار ساده مثل تیراندازی با نشانه‌گیری خودکار هم اصلا چالشی ایجاد نمی‌کند. قسمت‌های اکشن بازی اصلا فرصت بررسی محیط و خواندن دستورالعمل را نمی‌دهد و معمولا باید هر کدام را چند بار تکرار کنید. بعد از سه چهار ساعت بازی کردن دهانتان که از تعجب واقعی بودن چهره‌ها باز مانده بود ! یواش یواش بسته و داستان تنها بهانه ادامه بازی می‌شود. بارگذاری‌های طولانی، روند بازی را کند می‌کند. مثلا فکر کنید برای باز کردن نقشه و این که ببینید کجا هستید و تا محل مورد نظر چقدر فاصله دارید، حدود 10 ثانیه باید معطل شوید. باگ به وفور در بازی پیدا می‌شود. به عنوان مثال در صحنه کلیسا هر لباسی که پوشیده باشید در میان پرده آن قسمت کول را با کت و شلوار قهوه‌ای خواهید دید. فرو رفتن در زمین یا شاخ و برگ درختان پارک هم امری طبیعی در این بازی به شمار می‌رود. مهم‌ترین مشکل که خیلی توی ذوق می‌زند گرافیک است. غیر از صورت شخصیت‌ها بقیه اجزا از بافت‌های خوبی برخوردار نیستند. بافت‌های محیط هم دیر لود می‌شوند. بارها هنگام رانندگی به دیوار نامرئی برخورد خواهید کرد و بعد از چند ثانیه که بافت جدول خیابان لود می‌شود تا بیایید مسیر را تصحیح کنید، سوژه فرار کرده است. این موضوع در مرحله آخر بازی که در تعقیب و گریزها تعداد ماشین‌ها هم زیاد است، بیشتر خودش را نشان می‌دهد. در این مواقع افت فریم هم خودنمایی می‌کند.

قابلیت حذف مسافت خیلی مفید است. بسادگی می‌توانید از همکارتان بخواهید مسیر را رانندگی کند چون شما می‌خواهید به بررسی یادداشت‌های پرونده بپردازید. همکارتان هم که نقشی جز راننده در بست ندارد، با کمال میل می‌پذیرد و می‌گوید کجا؟ یکی از کارهای مورد علاقه‌تان در بازی می‌تواند گشت زدن در شهر و دیدن مکان‌های دیدنی آن مثل کتابخانه ملی، موزه، پارک آبی حیوانات و شهرک سینمایی باشد که بسیار شبیه نمونه‌های واقعی ساخته شده‌اند. البته مرحله‌ای در بازی وجود دارد که مجبور هستید برای حل آن به این مناطق سر بزنید. داستان بازی تا حدود زیادی از روی فیلم L.A. Confidential الگوبرداری شده است و بعضی از قسمت‌های روند بازی یادآور عنوان باران شدید بود بخصوص که از اوریگامی‌ هم استفاده شده است. به نظر ما برای بهترین بازی سال شدن فقط یک تکنولوژی جدید کافی نیست، بلکه باید به دیگر المان‌های یک بازی خوب هم توجه داشت تا یک عنوان بی‌نقص ساخته شود.

فرهنگ هدایتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها