در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی ما باور کنیم هنگام مواجهه با فیلم مستند، واسطهای میان ما و اثر به نام عوامل سازنده وجود دارد و یادمان نرود که در حال تماشای یک اثر رسانهای تولید شده به وسیله گروه خاصی از عوامل انسانی هستیم، آن هنگام بحث دیدگاه انعکاسی مطرح میشود. این دیدگاه به ما گوشزد میکند فیلم، تصویر عینی واقعیت نیست، بلکه فقط نوعی دستکاری در واقعیت است و ماحصل کار فیلمساز.
پیشتاز نگاه به سینمای مستند از زاویه دید انعکاسی، فیلمساز شهیر روس، ژیگا ورتف است. به عنوان نمونه در صحنههایی از فیلم «مردی با دوربین فیلمبرداری» ما گاهی فیلمبردار و دوربیناش را هم در تصویر میبینیم تا فراموش نکنیم آنچه مقابل ماست یک فیلم ساختگی براساس واقعیت است، نه خود واقعیت. از این نظر میتوان گفت دیدگاه انعکاسی درست نقطه مقابل دیدگاه واقعنمایی یا ماکیومنتری است. در فیلمهای موسوم به «ماک» فیلمساز میخواهد دروغی را که به هیچ عنوان واقعیت ندارد در قالب یک اثر استنادی به مخاطب عرضه کند، اما در دیدگاه انعکاسی فیلمساز حتی با اینکه موضوع کارش واقعیت است و هیچ دروغ و دغلی در کار نیست، باز هم ابا دارد از اینکه نگاه خود و اثرش را عین واقعیت بنماید، برای همین مدام فیلم بودن اثر را به مخاطب یادآوری میکند. ورتف از این هم فراتر رفته و به صراحت نقش خودش را به عنوان خالق اثر انکار کرده است. او مدعی شده حقایق ضبط شده به دوربین مربوط میشوند نه به کاربر دوربین و در نتیجه فیلمساز هیچ نقشی در ساخت اثرش ندارد (که البته این سخن خالی از اغراق نیست، اما شاید بتوان گفت برای مقابله با تلقی رایج از مستندسازی در آن زمان لازم بوده است.)
از ویژگیهای دیدگاه انعکاسی این است که میتواند نوع خاصی از مستندسازی را مقابل دیگر انواع شایع و مرسوم باب کند. مستندسازی مسوولانهای که در آن فیلمساز معیار حقیقت نیست، بلکه فقط مشاهدهگری است که به مدد دوربین، آینهای از واقعیت را برای چشمان مخاطب خود قرار میدهد و تاکید هم میکند که این تصویر محدودی که مخاطب در آینه میبیند فقط بخشی از واقعیت است که با آینه فیلمساز بازتاب داده شده نه خود واقعیت.
«در سرزمین بدون نان» (1932) از لوئیس بونوئل و «وقایعنگاری یک تابستان» (1961) ساخته ژان روش، 2 نمونه دیگر از مهمترین فیلمهایی هستند که با دیدگاه انعکاسی ساخته شدهاند.حد نهایت در سینمای انعکاسی را انعکاس شخصی نامیدهاند؛ مرحلهای از دیدگاه انعکاسی که در آن فیلم نه فقط فرآیند ساخت خود، بلکه افکار، تصورات و ارزیابی شخصی سازندهاش را هم به معرض نمایش میگذارد. مثل «آواز غمگین زردپوست» (1970) از مایکل رابو و «رژه شرمن» (1989) اثر راس مک الوی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: