در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثلا لحن عربنیا در همان برنامه، زمانی که درباره کیمیایی حرف زد، آنقدر آمیخته با تحسین و ستایش بود که آدم تصور میکرد هدف این بازیگر از حضور در این برنامه، صرفا تعریف و تمجید از کارگردان محبوبش است. ناگفته نماند که کیمیایی شخصیتی قابل احترام و فیلمسازی قابل اعتنا در سینمای ایران است اما صرفنظر از این موضوع، زمانی که عربنیا را میبینیم که برای «حرفزدن» آمده، بنابراین این نوع تجلیلها و ستایشها گاهی زیاده از حد به نظر میرسد. سوی مقابل کیمیایی، حامد بهداد بود که عربنیا درباره او آنقدر با اشارههای مستقیم سخن گفت که هر کسی که حتی سینما را نمیشناخت، متوجه میشد منظور عربنیا از این حرفها چه کسی است.
پاسخ بهداد هم بشدت تند بود و یکسره توهینآمیز بود. در اینجا همانطور که در ابتدا اشاره کردیم، قصدمان این نیست که بگوییم حق با کدامیک از این بازیگران است، بلکه میخواهیم به این نکته کلیدیتر اشاره کنیم که میشود و بهتر است که آدمها دیدگاههای خود ،درباره هر موضوعی که میخواهند صحبت کنند را به طور جامع و کلی و تئوریک ارائه کنند و از حاشیهها بپرهیزند. سخن عربنیا در 2 برنامه متوالی هفت، در حالی که در مواردی از روی حساب و تامل بود، تحت تاثیر چند مورد حاشیهای، به طور کلی ابتر ماند؛ چرا که نشریات و رسانهها بیش از آنکه به دنبال رهیافتهای موثر و کلیدی و راهگشا در سخنان یک هنرمند باشند، به دنبال حواشیای هستند که به رسانهشان رونق بدهد.
اشکال کار عربنیا در بیان حرف های تند و تیزش نبود، چرا که هر دیدگاهی چه محافظهکارانه و چه تندرو، به هر حال موافقان و مخالفانی دارد؛ اشکال در این بود که او برای اثبات برخی دیدگاههایش از کسانی مثال آورد که در جامعه سینمایی ایران حی و حاضرند و طبیعی است که برای اعاده حیثیت از خود، پاسخهایی با همان لحن تند و تیز میدهند.
بدیهی است که بهداد به عنوان یک بازیگر بااستعداد، حتما اگر شنونده حرفهای عربنیا بوده، با بسیاری از موضوعاتی که این بازیگر در برنامه هفت به آنها پرداخت موافق بوده و احساس کرده که عربنیا دارد حرف دل او را میزند اما جایی که دید به طور غیرمستقیم دارد به خودش توهین میشود در مقام پاسخگویی برآمد و زمانی که قلم به دست گرفت، مهمترین کاری که نکرد، اشاره به حرفهای درست عربنیا بود و تنها کاری که کرد این بود که به آن تکه از اهانتهای عربنیا به خود اکتفا نکرد و برای مقابله به مثل و در اقدامی تلافیجویانه، حتی به مسائل خصوصیتر این بازیگر هم پرداخت و جواب توهین را با توهین داد.
این برنامه و حواشی آن، آزمون خوبی بود برای این که یک بار دیگر از خودمان بپرسیم آیا اگر تریبون آزاد و وقت مناسبی برای حرف زدن در اختیار داشته باشیم، جز پرداختن به آدمهای اطرافمان، چه حرف تازهای برای گفتن داریم.
آیا مشکل سینمای ایران رفتارهای نامعقول یک بازیگر است؟ آیا مشکل سینمای ایران این است که کسی نمیداند کیمیایی یک میراث فرهنگی است؟ آیا برای بازگوکردن برخی حقایق حتما باید به اهانت متوسل شد؟ اینها تردیدهایی است که هم دیدگاههای کلی عربنیا را در مواردی غیراصیل و غیراندیشمندانه جلوه میدهد و هم پاسخ شتابزده و تند بهداد را به حرفهای او. نتیجه این که چند ساعتی که فرصت برای حرف زدن در اختیار عربنیا بود به گونه ای پیش رفت که حرفهای خوبش هم تحتالشعاع چند نکته حاشیهای قرار گرفت و کدورتی میان این دو بازیگر به وجود آمد که مطمئنا نه خواسته فریبرز عربنیا بود و نه حامد بهداد.
هر دو این بازیگران، به رغم حواشیهایشان، 2 بازیگر برجسته این سینما هستند و اختلافی چنین عمیق میان آنان، آب را به آسیاب فعالان سینمای بیارزش و مبتذل میریزد که از این اختلافها بهره خود را میبرند و به این ترتیب ممکن است اگر هدف از این مباحثات، شفافسازی بوده باشد، نتیجه به چیزی متضاد بدل شود؛ به این ترتیب که آب گلآلودی ایجاد میشود و عدهای از این موقعیت استفاده شخصی خود را میبرند؛ آدمهایی که یکصدم استعداد بازیگری عربنیا و بهداد را هم ندارند.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: