با محمدجواد محمدی‌زاده ، رئیس سازمان حفاظت محیط ‌زیست

محیط زیست را قربانی سیاست نمی‌کنیم

مردی54 ساله با ظاهری همیشه آراسته و لحنی بسیار مشابه رئیس‌جمهور، کسی که خودش را از دوستان قدیم احمدی‌نژاد معرفی می‌کند و می‌گوید اگرچه سرعت رئیس‌جمهور از همه اهالی کابینه بیشتر است ولی هرگز نشنیده بگویند محمدی‌زاده از قطار پرسرعت دولت جا مانده است.
کد خبر: ۴۰۸۷۶۵

او صبح روز دهم خردادماه در اتاق لوکس و دلبازش در طبقه نهم ساختمان پارک پردیسان میزبان ما بود. یک سال و نیم انتظار برای گرفتن یک وقت مصاحبه یک ساعته خودش یک عمر است.

اما ما یک سال و نیم انتظار را به جان خریدیم تا بالاخره بتوانیم روبه‌روی مردی بنشینیم که از سازمان صداوسیما و شهرداری تهران خداحافظی کرده و به امید این که برای نجات طبیعت کشور کاری از دستش برآید راهی سازمان حفاظت محیط زیست شده است. محمدجواد محمدی‌زاده مدیری آرام است اما به همان اندازه پیچیده هم هست.

وقتی یک خبرنگار مخاطب او می‌شود آنچنان از دستاوردهای امیدبخش سازمانش می‌گوید که اگر کسی حقایق را نداند به ذهنش خطور نمی‌کند که چرا اگر همه چیز روبه بهبود است باز دریاچه ارومیه نفس‌های آخرش را می‌کشد و باز دریاچه‌ها و دریاها در آلودگی‌ها غوطه می‌زنند و هر روز آلودگی هوا با چاشنی گرد و غبار، نفس‌های بیشتری را به شماره می‌اندازد؟

روزی که مهمان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بودیم طومار سوال‌هایمان خودش داستانی بود اما محمدی‌زاده فقط 45 دقیقه به ما وقت داد ولی این زمان کوتاه نیز خودش وسیله‌ای شد که بفهمیم محیط زیست ایران قربانی چیزهایی مهم‌تر از غفلت مردم و مسوولان است.

زمانی که شما به عنوان جانشین خانم جوادی برای تصدی پست ریاست سازمان حفاظت محیط زیست انتخاب شدید خیلی‌ها از جمله خبرنگاران به بهتر شدن اوضاع امید زیادی داشتند، البته حالا که 2 سال از آن روز می‌گذرد ارزیابی ما از عملکرد شما در سازمان با برداشت اولیه‌مان بسیار فرق کرده، می‌خواهم بدانم شما کارنامه 2 ساله‌تان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

در این مدت اتفاقات میمون و مبارکی در حوزه محیط زیست اتفاق افتاده و به نظر من گامی به جلو است چه در رابطه با اعتباراتی که به محیط زیست اختصاص داده شده و چه به لحاظ تسهیلات و گشایش‌هایی که در مسائل قانونی به وجود آمده است و چه به دلیل تعامل مثبتی که سازمان حفاظت محیط زیست با دستگاه‌های مختلف داشته و آنها را در مسیر همراهی کردن با محیط زیست قرار داده است و چه به لحاظ اقداماتی که در رابطه با فرهنگ‌سازی در سازمان‌ها و میان مردم انجام شد. اما این که بگویم ما از کارهای انجام شده راضی هستیم، نه این‌گونه نیست؛ علت اصلی هم این است که هنوز با وجود این که اعتبارات زیست محیطی، چه آنهایی که به سازمان داده می‌شود و چه آنهایی که به سایر دستگاه‌ها تعلق می‌گیرد، افزایش یافته، هنوز یک درصد بودجه کل کشور نیست. به اعتقاد ما این یکی از مشکلات جدی است که اگر موضوع محیط زیست اولویت کشور قرار بگیرد قطعا منابع هم به همان میزان به سمت محیط زیست هدایت می‌شود.

ما در رابطه با حوزه قانونگذاری، سند ملی محیط زیست را حدود یک سال است که آماده کرده‌ایم و در نوبت تصویب است. البته قاعده‌اش این است که اگر تاکنون در کشور اولویت محیط زیست مطرح بود این سند خیلی زودتر از اینها باید به نتیجه می‌رسید. ما در قانون برنامه پنجم توسعه چندین پیشنهاد در کمیسیون تخصصی و حتی در کمیسیون تلفیق داشتیم، اما آن توقعی که وجود داشت حاصل نشد. به عنوان مثال ما مدیریت یکپارچه و بحث ساماندهی سواحل را به عنوان یکی از چالش‌های اصلی حوزه محیط زیست به عنوان یک پیشنهاد به مجلس بردیم و تا صحن هم رسید اما به یکباره تعدادی از نمایندگان شمال کشور این موضوع را با ارائه یک پیشنهاد تغییر دادند و آن را به ساماندهی شنا با فرض رعایت موازین اخلاقی تبدیل کردند در حالی که موضوع موردنظر ما ساماندهی سواحل و جلوگیری از آلودگی‌ها بود. به نظر ما این گویای این واقعیت است که در بعضی از بخش‌های کشور هنوز محیط زیست اولویت اول تصمیم‌گیرندگان نیست و این می‌طلبد تا سازمان تلاش‌‌هایش را خیلی بیشتر از این کند تا با همفکری مناسب و برخورد فعال با نهادهای تصمیم‌گیر کشور اعم از دولت، مجلس، مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتی نیروهای مسلح تعامل مثبتی اتفاق بیفتد و ما بتوانیم به نتیجه برسیم.

هنوز یادم هست که در روز معارفه‌تان تاکید داشتید که قدرت‌های جهان محیط زیست را از بین می‌برند. آیا از این صحبت شما می‌توانیم نتیجه بگیریم که مخربان اصلی محیط زیست در کشور ما هم قدرت‌های سیاسی هستند، چون به نظر می‌رسد طبیعت ما قربانی اختلافات سیاسی و گاه درگیری‌های شخصی است؟

من اعتقاد ندارم که محیط زیست ما قربانی بازی‌های سیاسی است. در حقیقت از 300 سال قبل تا به حال تقابلی میان توسعه و محیط زیست در جهان اتفاق افتاده به این معنا که هر جا قرار بوده توسعه‌ای اتفاق بیفتد محیط زیست کم آورده و کوتاه آمده است. حالا بعضی از کشورها مثل ایالات متحده آمریکا و اروپا عالما و عامدا با فرض ایجاد توسعه به محیط زیست بی‌اعتنایی می‌کنند و توسعه را اولویت خود می‌دانند و شعارشان هم این است که توجه به محیط زیست یعنی به تاخیر انداختن توسعه. به همین علت است که هنوز می‌بینیم آمریکا پیمان کیوتو را نپذیرفته، چون می‌گوید اگر ما کاهش گازهای گلخانه‌ای را بپذیریم، باید صنایع‌مان را اصلاح کنیم و این کار هزینه دارد و به نفع اقتصاد نیست. اینجاست که تقابل بین توسعه صنعتی و رعایت مسائل زیست محیطی خودش را نشان می‌دهد.

پس در مورد قدرت‌های بزرگ اقتصادی و سیاسی دنیا وضع به همین شکل است و بدترین کارنامه زیست محیطی را دارند ولی در مورد ایران این گونه نیست. ایران از حدود 30 سال قبل به خصوص بعد از جنگ که چرخ‌های توسعه در آن راه افتاد و کفه ترازو به سمت توسعه رفت، شاهدیم که مثلا خودروسازی در کشور ما پیشرفت کرده اما استانداردها در صنعت خودروسازی زیاد رشد پیدا نکرده است یا مثلا می‌بینید پالایشگاه‌ها فعال شده اما فرآورده‌های سوختی تولیدی در آن استاندارد لازم را ندارد. در حقیقت در دولت دهم بخصوص با نگاهی که دولت و شخص رئیس‌جمهور به این امر داشتند که ما در عین حالی که نباید مانع توسعه شویم باید استانداردها را نیز تقویت کنیم، موضوع توسعه پایدار در کشورمان شکل گرفت.

من از این اقدام 2 ساله در رابطه با دستگاه‌ها خیلی راضی‌ام مثلا ما با وزارت نفت توافق کرده بودیم که تا پایان سال 92 استاندارد فرآورده‌ها را به یورو 5 برساند، اما خوشبختانه با اقدام بسیار خوبی که وزیر محترم وقت انجام داد، تمام طرح‌های توسعه پالایشگاهی کشور به سمت یورو 5 حرکت کرد. مثل پالایشگاه‌های شازند و آبادان و به همین زودی‌ها پالایشگاه تهران.

ما امید زیادی داریم که تا پایان سال 90 فرآورده‌های تولیدی نفت و گاز کشور استاندارد یورو 5 را داشته باشند. این توفیق بزرگی است و نشان داد که اراده دولت اصلاح وضعی است که اشکال داشت. در رابطه با خودروسازان هم وضع به همین شکل است. ما تاکید داریم و مقدمات را فراهم کرده‌ایم که تا پایان سال 91 بتوانیم استاندارد تولید خودروی کشور را که در بعضی موارد یورو 2 و یورو 3 و در تعداد کمی یورو 4 است را به یورو 5 برسانیم. این مستلزم آن است که روند تولید خودرو در کشور اصلاح شود که این مساله خودش نیازمند یک سرمایه‌گذاری جدید است.

خلاصه عرضم این است که قدرت‌های سیاسی بزرگ دنیا چون منافع اقتصادی و کسب سود را مدنظر دارند به محیط زیست وقعی نمی‌گذارند و بیشترین انحراف را از استانداردها دارند که نمونه بارز آن آمریکاست که با داشتن 5 درصد جمعیت دنیا 26 درصد آلودگی‌ها را تولید می‌کند. این نشان می‌دهد بی‌عدالتی و خوی تجاوزگری فقط در حوزه سیاست نیست و فقط این گلوله‌های آهنی نیستند که قلب مردم افغانستان و عراق را هدف قرار داده بلکه گلوله‌های بی‌صدای آلایندگی این کشور قلب بشریت را هدف گرفته است.

در مورد ایران قصه از این قرار است که از حدود 60 سال قبل توسعه اتفاق افتاده که این توسعه متوازن و پایدار نبوده یا مولفه‌های توسعه در اقتصاد با مولفه‌های توسعه در محیط زیست سازگار نبوده و غفلت شده، البته الان دارد جبران مافات می‌شود. بنابراین عامل تخریب طبیعت در ایران قدرت سیاسی نیست بلکه غفلتی است که در حوزه اقتصاد شده است.

متاسفانه من با نظرات شما موافق نیستم. شما آمریکا و کشورهای توسعه‌یافته اروپایی را به تخریب محیط‌زیست متهم می‌کنید؛ در حالی که آنها از پیشگامان حفاظت محیط‌زیست به شمار می‌روند و همه نیز آنها را با این عنوان می‌شناسند.

نه اصلا این‌طور نیست. در جلسات مجامع بین‌المللی همواره همه کشورها به آمریکا، آلمان، کانادا، استرالیا و کره به دلیل بی‌اعتنایی به محیط‌زیست هجمه می‌آورند و من این را با آمار و ارقام عنوان می‌کنم و تاکید دارم در زمینه آلایندگی هوا، بدترین کارنامه متعلق به چین و آمریکاست.

در بحث تولید گازهای گلخانه‌ای، حرف شما را قبول دارم؛ اما در بقیه حوزه‌ها نه.

غیر از گازهای گلخانه‌ای در بحث‌های متعدد دیگری نیز اینها دچار نقص هستند.

ولی این حرف درست نیست، چون کشورهایی که شما از آنها نام می‌برید، بهترین سیستم حفاظت از محیط‌زیست را دارند.

نه این کشورها فقط در بحث فرهنگ‌سازی محیط‌زیست خوب کار کرده‌اند، یعنی در کشورها ی پیشرفته دیگر کسی آشغال را در محیط پرتاب نمی‌کند و زباله را روی زمین نمی‌اندازد. در اروپا یک شهرنشینی حدود 800 ساله وجود دارد و در آمریکا شهرنشینی 250 ساله. برای همین فرهنگی به وجود آمده و مردم آموزش دیده‌اند که زباله را روی زمین نریزند و آنها را از مبدا تفکیک کنند. این بخش را قبول دارم و می‌گویم که این کشورها در این بخش، سیاست‌ خردمندانه‌ای دارند؛ اما در مسائل پایه‌ای محیط‌زیست مثل آب، خاک و هوا، وضعشان خوب نیست.

البته من با بخش دیگر گفته‌های شما هم موافق نیستم، چون می‌گویید در کشور ما در بحث محیط‌زیست غفلتی صورت گرفته؛ اما من معتقدم آنچه در کشور ما روی داده، تنها غفلت نیست. موضوعی هم که می‌خواهم به آن استناد کنم، تصویب طرح تحقیق و تفحص از سازمان شما در مجلس است. در این ماجرا به نظر می‌رسد قبل از آن‌که تحقیق و تفحص به خاطر دلسوزی برای طبیعت باشد، برای تسویه حساب‌های شخصی است.

نه چنین چیزی صحت ندارد. چیزی که اتفاق افتاد، این است که اگرچه تحقیق و تفحص حق قانونی مجلس است و ما از آن استقبال می‌کنیم؛ اما متاسفم که دقیقا در روز قانون در مجلس یک خلاف آیین‌نامه اتفاق افتاد.

اصلا تحقیق و تفحص در دستور کار مجلس نبود چون اگر در دستور بود ما باید حتما دعوت می‌شدیم. آن زمان رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس آقای رجایی که ابهامات را بررسی کرده بود و اعتراض داشت که چرا خلاف آیین‌نامه رفتار شده اعتراض کرد نه ما. آقای اقبال محمدی نماینده کردستان گفت که موضوع تحقیق و تفحص حل شده پس چرا دوباره در صحن آن را مطرح می‌کنید. در واقع آن روز یک خلاف اتفاق افتاد و هیات رئیسه و رئیس مجلس باید پاسخ دهند که چرا چنین خلافی روی داد.

محمدی‌زاده: در کشورهای پیشرفته دیگر کسی آشغال را در محیط پرتاب نمی‌کند و زباله را روی زمین نمی‌اندازد. در اروپا یک شهرنشینی حدود 800 ساله وجود دارد و در آمریکا شهرنشینی 250 ساله. برای همین فرهنگی به وجود آمده و مردم آموزش دیده‌اند که زباله را روی زمین نریزند و آنها را از مبدا تفکیک کنند

سازمان حفاظت محیط‌زیست مجموعا در طول مدت تشکیلش 2 بار موضوع تحقیق و تفحص قرار گرفته است که اولی مربوط به آبان‌ماه سال 88 است که آقای اسدی نماینده مشکین‌شهر در زمان ریاست خانم جوادی 6 سوال مطرح کرده بود اما وقتی در مجلس طرح تحقیق و تفحص وصول شد موضوع به کمیسیون تخصصی ارجاع شد و این موضوع همزمان با دوره مسوولیت من شد. من در آن زمان به مجلس رفتم و پاسخ سوالات را دادم و کمیسیون کشاورزی هم قانع شد و موضوع تحقیق و تفحص منتفی شد.

اخیرا هم بنا بر اصرار و پیگیری آقای مقیمی نماینده بهشهر به خاطر توقف ساخت پالایشگاه بهشهر به دستور سازمان محیط زیست 23 نماینده شمال کشور از ما سوال کردند و موضوع برای بررسی به کمیسیون تخصصی ارجاع شد. اما از 23 نفر 20 نفر به صورت کتبی اعلام کردند که ما سوالمان را پس گرفتیم و فقط 3 نفر بر موضع خود ماندند اما نکته دوم این‌که من بنا به دعوت کمیسیون کشاورزی در مجلس حاضر شدم و توضیحات کافی را به صورت مکتوب و شفاهی ارائه کردم. آقای رجایی ابتدا 2 رای‌گیری کرد، موضوع رای‌گیری اول این بود که تحقیق و تفحص اول و جدید را یکجا با هم بررسی کنند و هر نتیجه‌ای که حاصل شد نتیجه هر 2 تحقیق و تفحص باشد.

این مساله رای آورد و کمیسیون که 17 عضو دارد با این موضوع موافقت کردند. البته بعد از این‌که من از مجلس خارج شدم 12 نفر گفتند که تحقیق و تفحص منتفی باشد و فقط 5 نفر بر انجام آن اصرار کردند.

بنابر این تحقیق و تفحص که از هیات رئیسه به کمیسیون آمده بود برای تصویب به صحن مجلس آمد که این یک خلاف آیین نامه‌ای است.

حتی نماینده پارلمانی ما نامه منتفی‌شدن تحقیق و تفحص را به آقای سبحانی‌نیا از اعضای هیات‌رئیسه هم تحویل داده بود و ایشان هم گفته بودند که دیگر موضوع منتفی است اما من نمی‌دانم 24 ساعت بعد از عهد و سوگندی که هیات‌رئیسه خوردند که به آیین‌نامه مجلس وفادار باشند و دقیقا در روز قانون چه اتفاقی افتاد که یک موضوع منتفی شده دوباره در صحن مجلس مطرح شد و رای آورد و رئیس مجلس هم بر چنین کاری اصرار داشت در حالی که هیات رئیسه و رئیس مجلس باید بیش از همه نسبت به قانون وفادار باشند.

من این موضوع را برای رئیس‌جمهور و رئیس مجلس نوشته‌ام و تقاضای رسیدگی کرده‌ام.

برای همین است که ما رسانه‌ها نتیجه می‌گیریم این اقدامات از سر دلسوزی برای محیط‌زیست نیست بلکه راهی برای تسویه حساب‌های فردی و گروهی است به ویژه این که این روزها رابطه دولت و مجلس هم خوب نیست.

یکی از جرم‌های ما این است که در این 2 سال مشکلات برخی پروژه‌های صنعتی را حل کرده‌ایم. یکی از توفیقات اصلی سازمان حفاظت محیط زیست این است که امروز یک پروژه صنعتی و عمرانی در نوبت مانده نداریم برای همین اگر قرار است دوستان مجلس برای تحقیق و تفحص بیایند باید سازمان محیط‌زیست را تشویق کنند چون سازمانی که نوبت‌های 4 ساله برای رسیدگی می‌داد امروز ظرف مدت 20 روز پروژه‌ها را بررسی می‌کند برای همین ما از تحقیق و تفحص استقبال می‌کنیم.

به نظر من یک گرفتاری در این میان وجود دارد چون مجلس فکر می‌کند شما جلوی توسعه را می‌گیرید و دوستداران محیط زیست معتقدند شما محیط‌زیست را فدای توسعه می‌کنید حتی آنها این سوال را دارند که چرا تمام طرح‌های توسعه‌ای از قلب مناطق باارزش و حفاظت شده کشور می‌گذرد؟

من اعتقاد ندارم که مجلس فکر می‌کند ما مانع توسعه هستیم. من هر دوشنبه با تعدادی از نمایندگان مجلس ملاقات دارم و تا به حال نماینده‌ای نبوده که با پروژه‌ای آمده باشد و پروژه‌اش متوقف شده باشد البته بعضی دستگاه‌های اجرایی و مسوولان محلی توقعات غیرمنطقی دارند اما ما در مقابل آنها از موازین و قواعد زیست‌محیطی کوتاه نمی‌اییم ولی ما فکر می‌کنیم اگر در طراحی درست مسائل خوب عمل کنیم اختلاف پیش نمی‌آید.

به تازگی ما ضوابط استقرار صنعت را به تصویب دولت رساندیم این ضوابط در گذشته مشکلاتی داشت. حدود 6 ماه سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت صنایع و معادن با همکاری هم این ضوابط را اصلاح کردند مثلا اگر دسته‌بندی صنایع در گذشته 8 مورد بود الان به 11 مورد رسیده یا طرح‌های هادی و طرح‌های جامع شهرها و روستاها مبنا قرار گرفت تا استقرار صنعت مزاحمتی برای آنها نداشته باشد یا در جاهایی که ما با مشکل کم آبی روبه‌رو هستیم ملاحظات ممنوع بودن و بیلان منفی آب‌های زیرزمینی را در استقرار صنعت ببینیم. به نظر من اینها راه حل‌های خوبی است چون حالا دیگر موضوع استقرار با قواعد زیست‌محیطی کاملا همراه شده این مساله به تصویب دولت هم رسیده است. واقعیت این است که ما در جاهایی با مشکلات تصمیم‌گیری مواجهیم که ممکن است سازمان ما فقط منویات خودش را مطرح کند و وزارت صنایع، نفت یا نیرو نیز نظرات خود را برای همین رویکرد ما در دولت دهم به‌ویژه در زمان مسوولیت من تعامل مثبت با همه بخش‌هاست یعنی به جای این که مشکلات را به جامعه منتقل کنیم و سرمایه‌گذار را گرفتار کنیم راه‌حل‌های تعاملی ارائه دهیم. این تعامل هم به معنای کوتاه آمدن نیست بلکه این همراه کردن ذینفعان با آرمان‌ها و اهداف زیست محیطی است.

اما این‌که چرا طرح‌های توسعه‌ای از قلب مناطق حفاظت شده می‌گذرد باید بگویم الان 11 درصد جغرافیای کشور ما حوزه‌های حفاظتی است پس خواهی نخواهی هر آزادراه، خط راه‌آهن و انتقال گاز از این مناطق می‌گذرد. این مساله طبیعی است و فقط به کشور ما محدود نمی‌شود حرف من این است که این‌گونه نیست که وقتی جاده‌ای را می‌سازند از روی عمد آن را در مناطق ما احداث کنند. مثلا فرض کنید قرار است آزادراهی از تهران تا مشهد ساخته شود و کلنگ آن را نیز رئیس‌جمهور به زمین زده اما در استان تهران این آزادراه از جنب منطقه خجیر عبور می‌کند، می‌آید در سمنان از منطقه حفاظت شده کویر و خارتوران رد می‌شود و در سبزوار از نزدیک شیراحمد می‌گذرد تا به مشهد برسد. این جاده را که نمی‌توانند پیچ و خم دهند که از منطقه عبور نکند اما کار ما این است تا مراقبت کنیم این جاده از نقاط و کانون‌های حساس عبور نکند و اگر قرار است عبور کند تشویق کنیم تا تونل ساخته شود و به وحوش و مناطق حفاظت شده آسیب نرسد.

در کل دنیا هم همین‌طور است یعنی در وسط مناطق حفاظت شده‌شان جاده، برق، آب و مخابرات هست. این‌گونه نیست که بگوییم منطقه حفاظت شده یعنی این‌که هیچ چیز از آن عبور نکند بلکه مفهومش این است که امکاناتی که به آن مناطق می‌رود نباید به محیط آسیب بزند.

شما مسائل را خیلی آسان می‌گیرید، می‌خواهم بدانم نظرتان درباره اکتشاف نفت در پارک ملی کویر، توسعه میدان پارس جنوبی در نزدیکی پارک ملی نایبند، قطع درختان بلوط در منطقه حفاظت شده دنا، تخریب باغ گیاه‌شناسی نوشهر، نابودی تالاب قوری‌گل و تهدید پارک ملی خجیر به خاطر توسعه ساخت و سازها چیست؟

من در مورد پارک ملی کویر اعلام کردم که قرار است عملیات لرزه‌نگاری در آن انجام شود تا ببینند آیا در زیرزمین منابعی از نفت و گاز وجود دارد یا نه برای همین مجریان عملیات لرزه‌نگاری را در یک فضای یک متر در یک متر انجام می‌دهند و امواج رادیویی را به اعماق زمین می‌فرستند تا ببینند زیرزمین چه خبر است. پس فعلا ما فقط به این عملیات مجوز داده‌ایم و اگر بررسی‌ها نشان دهد هیچ نفت و گازی در محل نیست، عملیات منتفی می‌شود اما اگر منابع بود هیچ وقت در آن محل عملیات تحت عنوان اکتشاف و پالایش و تصفیه و تبدیل مجوز نخواهد گرفت. در مورد نایبند اشکالی که وجود داشت این بود که قبل از شروع کار طرح مطالعاتی‌شان را به ما تحویل ندادند برای همین ما اعتراضمان را به وزارت نفت و مجری طرح اعلام کردیم و آنها هم رفع نقص کردند حالا هم منتظریم تا طرح مطالعاتی را ببینیم تا بدانیم آنها قرار است آنجا چه کار کنند. اگر ما اطمینان حاصل کردیم که به خاطر این پروژه آسیبی به محل نمی‌رسد مجوز خواهیم داد اما تا به حال هیچ مجوزی صادر نکرده‌ایم.

آیا تا به حال از سوی موافقان احداث این پروژه‌ها تحت فشار بوده‌اید و تحت فشار با کار آنها موافقت کرده‌اید؟

طبیعی است وقتی یک طرح عمرانی قرار است اجرا شود مجری طرح و کارفرما پیگیری و پافشاری می‌کنند اما این ما هستیم که می‌توانیم با پافشاری بر روی موازین از بروز تخلفات جلوگیری کنیم به عنوان مثال در دنا قرار بود یک خط لوله انتقال گاز احداث شود خلافی انجام شد اما ما محکم پای این خلاف ایستادیم و به محض اطلاع آن را تعطیل کردیم و دستگاه قضایی متخلفان را دستگیر کرد و تعدادی را به زندان انداخت و بالاتر از این جریمه سنگینی بابت قطع درختان انجام شد. خب وزارت نفت و مجری به کرات دنبال گرفتن مجوز بودند اما ما پافشاری کردیم که باید خط لوله جدید کنار خط لوله قدیمی باشد. البته حرف آنها منطقی بود که چون ارتفاعات دنا، با شیب بسیار زیاد است این خط لوله در اثر گسل‌ها و حرکات زمین یا بارندگی دچار شکستگی می‌شود و پیمانکار و وزارت نفت نمی‌تواند این نواقص را به سرعت رفع کند اما بعد از پافشاری ما بر موضع قبلی‌مان آنها راه‌حل جدیدی را ارائه کردند یعنی نه تنها خلاف قبلی متوقف شد بلکه گزینه جدیدی که از حاشیه رودخانه و جایی که به لحاظ مشجر بودن مناسب‌تر است مطرح شد. این نشان می‌دهد اگر فشاری هم هست نه تنها به نتیجه‌ای نمی‌رسد بلکه دستگاه‌ها چاره‌ای جز هماهنگ شدن با ما ندارند من می‌توانم مثال‌های متعددی برای شما بیاورم پس مطمئن باشید اگر فشاری هست کارساز نخواهد بود.

یعنی تا به حال فشاری نبوده که بر شما کارساز نباشد؟

نخیر در زمان مسوولیت من چنین اتفاقی نیفتاده است.

مریم خباز 
گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها