واکاوی قتل‌عام اعضای یک خانواده به دست مرد معتاد

افشای راز قتل 4 زن

شعله‌های آتش از خانه‌ای در شهر تبریز زبانه می‌کشد. همسایه‌ها سراسیمه به آتش‌نشانی خبر می‌دهند و ماموران آتش‌نشانی بسرعت خود را به محل می‌رسانند و آتش را خاموش می‌کنند. در میان اسباب سوخته خانه، جسد 4 زن کشف و پلیس وارد ماجرا می‌شود. بعد از بررسی صحنه جرم و تحقیقات اولیه مشخص می‌شود که هر 4 نفر پیش از آتش‌سوزی و با ضربات جسمی برنده به قتل رسیده‌اند. مرد خانواده زمانی که از ماجرا باخبر شد به ماموران گفت که اجساد متعلق به همسر، مادر همسر و 2 دخترش است.
کد خبر: ۴۰۸۵۰۲

کارآگاهان حدس می‌زدند عامل جنایت از آشنایان این خانواده و انگیزه‌اش از کشتار خصومت شخصی بوده است. مظنون اصلی، برادرزاده مرد خانواده بود؛ جوانی 30 ساله به اسم شهاب، معتاد به مواد مخدر که همیشه برای تامین هزینه مواد مصرفی‌اش با عمویش در کشمکش بوده. متهم ابتدا منکر قتل‌عام شد، اما بعد در بازجویی‌ها اعتراف کرد که روز حادثه بعد از مصرف مواد مخدر به خانه عمویش رفته تا دوباره از او پول بگیرد، اما عمویش خانه نبوده و با زن عمویش درگیری پیدا کرده است: او به من گفت حاضر نیست یک ریال هم به من بدهد چون می‌داند همه پول را خرج مواد می‌کنم. او خواست موضوع را تلفنی به عمویم بگوید، من هم با چاقو به او حمله کردم و چند ضربه زدم. مادر او که بسیار ترسیده بود سعی کرد از خانه فرار کند. می‌‌دانستم او مرا معرفی می‌کند و باعث دستگیری‌ام می‌شود، به همین خاطر با چاقو چند ضربه هم به او زدم. بعد با دختر عموهایم درگیر شدم و چند ضربه هم به آنها زدم. طلاهایشان را دزدیدم، شلنگ گاز را برداشتم و فرار کردم. بعد از خروج من خانه منفجر شد.

ناصر قاسمزاد ، روان‌شناس

اعتیاد پدیده‌ای است به وسعت همه اقشار و جوامع. چیزی نیست که مختص قشر، جنس یا فضای خاصی باشد. در طبقات اجتماعی مختلف و بین افراد باسواد و بی‌سواد دیده می‌شود.

اما نوجوانان بالای 15 سال بیشتر در معرض خطر هستند. از طرفی اگر دلایل اجتماعی پدید آمدن اعتیاد که در مورد آن بسیار گفته شده کنار بگذاریم، خانواده به عنوان نخستین جامعه‌ای که هر فرد به آن پا می‌گذارد نقش مهمی در ایجاد بستر برای پیدایش اعتیاد ایفا می‌کند. خانواده‌های نابسامان که روابط عاطفی در آنها ضعیف است بستر را برای گرایش نوجوان به اعتیاد فراهم می‌کنند. ازجمله خانواده‌های تک‌سرپرست یا بدسرپرست، خانواده‌هایی که در آن طلاق عاطفی وجود دارد، خانواده‌هایی که خشونت در آنها امری عادی است و نقش محبت، همدلی و همبستگی در آنها کمتر است.

نوجوانی که به لحاظ روانی در خانواده تامین نشود، طبعا به سراغ همسن و سال‌هایش می‌رود و وارد گروهی می‌شود که به ظاهر همدیگر را درک می‌کنند و هوای همدیگر را دارند. کم‌کم دردسرها شروع می‌شود. نوجوان برای این‌که تایید دوستانش را بگیرد دست به کارهایی می‌زند که شجاعتش را ثابت کند. چنین نوجوانی روابط عاطفی را نیز در گروه‌های همسالان می‌جوید و ممکن است برای جلب رضایت دوستانش به خواسته‌های آنها تن دهد و به دام اعتیاد بیفتد.

اما اعتیاد چگونه به وجود می‌آید؟ در بدن هر فرد معمولی هورمون‌های شادی ترشح می‌شود. با مصرف مواد مخدر کار این غدد مختل می‌شود و بعد از مدتی دیگر کار نمی‌کنند و به همین دلیل باید به بدن مواد مخدر برسد وگرنه فرد دچار حالت خماری می‌شود. اعتیاد هم بر جسم و هم بر روان فرد تاثیرات مخرب بسیاری می‌گذارد.

در چنین مرحله‌ای رفتار خانواده این فرد بسیار مهم است. برخورد والدین با جوانی که تازه به مصرف مواد مخدر روی آورده باید عادی و طبیعی باشد.

بدون این‌که دچار استرس زیاد شوند باید از مشاور و روانپزشک کمک بگیرند. علت اصلی را جستجو کنند و کمبودهای عاطفی فرزندشان را جبران کنند. از انگ زدن به آنها بپرهیزند و آنها را طرد نکنند. باید آنها را برای حضور در جمع‌های معتادان درمان شده تشویق کنند و از تشکل‌هایی که به صورت گروهی اعتیاد را درمان می‌کنند کمک بگیرند. در زمینه‌های تحصیل و کار هم به فرزندانشان کمک کنند. خانواده پناه فرد معتاد است و از این نهاد است که فرد می‌تواند دوباره به جامعه بازگردد.

مریم رامشت، روان‌شناس

این خبر تکان‌دهنده و کوتاه است و می‌توان در چند خط خلاصه‌اش کرد، اما ماجرا بیش از این است، چراکه قتل یک شبه اتفاق نیفتاده و این فرد قطعا در دوره نوجوانی درگیری‌های بسیاری داشته است.

حال سوال اینجاست که چه باید کرد تا چنین جرایمی تکرار نشوند و با فرزندانی که مستعد جرم هستند، خانواده و مدرسه چه باید بکنند؟ بدون شک خانواده نقش بسیار مهم و غیرقابل‌انکاری در تربیت و حفظ سلامت فرزندان به عهده دارد.

فرزند سالم در خانواده سالم رشد می‌کند. یک خانواده سالم، خانواده‌ای است که در آن نیازهای عاطفی، هویتی و شخصیتی افراد بخوبی پاسخ داده می‌شود.

پدر و مادرهایی که با توجه به سن فرزندانشان، از اطلاعات کافی برای نحوه برخورد با بحران‌های سنی آنها برخوردار هستند و بخوبی می‌دانند در طول مسیر رشد کودکشان چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد و آنها چه باید بکنند. فرزندانی که در چنین خانواده‌هایی بزرگ می‌شوند، روند رشد سالمی به لحاظ روانی، عاطفی و شخصیتی دارند و این ناشی از اطلاعات به روز والدین و احساس مسوولیت ایشان در قبال فرزندانشان است.

اما این مهم را نباید فراموش کرد که خانواده تنها نهادی نیست که وظیفه رسیدگی به چگونگی رشد نوجوان را دارد. سایر نهادهای اجتماعی که بر نوجوان تاثیرگذار هستند نیز باید به صورت هماهنگ با خانواده در فرآیند رشد نوجوان ایفای نقش کنند. خانواده در کنار مدرسه و سایر نهادهای اجتماعی، در صورتی که درست رفتار کنند، می‌توانند نوجوان را از بحران‌ها به سلامت عبور دهند. در صورتی که خانواده یا مدرسه کوتاهی کنند، نوجوان در معرض خطر قرار می‌گیرد و در برابر گرایش به جرم و بزه آسیب‌پذیر می‌شود.

در اینجا می‌خواهم بر نقش سایر نهادها به‌ویژه معلمان تاکید کنم. نهادهای بزرگ جامعه مانند صداوسیما، آموزش و پرورش، شهرداری، سازمان ملی جوانان و بهزیستی باید طی برنامه‌های مدونی به خانواده‌ها آموزش دهند که با فرزندان خود چه رفتاری داشته باشند.

متاسفانه تا به حال در این زمینه کاری جدی صورت نگرفته و بیشتر برنامه‌ها پراکنده بوده است. به عنوان مثال برنامه‌های صداوسیما بیشتر وقت‌پرکن هستند و در تهیه این برنامه‌ها از کارشناسان علوم اجتماعی و روان‌شناسان کمتر کمک گرفته می‌شود.

نقش اولیا و مربیان نیز غیرقابل‌انکار است. وقتی برای پدر و مادر این سوال پیش می‌آید که «چگونه باید با فرزندم رفتار کنم» باید سراغ مشاور یا معلم مدرسه فرزندش برود و با او مشورت کند.

منظورم این نیست که والدینی که فکر می‌کنند رفتارشان با فرزندانشان عالی است نباید از کسی مشورت بگیرند. بیشتر ما فکر می‌کنیم رفتار درستی با فرزندانمان داریم، در حالی که رفتار ما ممکن است غلط باشد.

فهمیه اسدی، حقوقدان

همان طور که در ماده 206 قانون مجازات اسلامی تصریح شده، قتل در موارد زیر قتل عمدی است:

الف ـ‌ مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخصی را دارد، (چه عمل کشنده باشد چه نباشد) اگر سبب قتل شود، قتل عمد است.

ب ـ‌ مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد، باز هم قتل عمد است.

ج ـ مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می‌دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری یا پیری یا ناتوانی یا کودکی و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.

بدیهی است که این قاتل مرتکب قتل عمد شده. ماده 232 می‌گوید، با اقرار به قتل عمد گرچه یک مرتبه هم باشد قتل عمد ثابت می‌شود. این قاتل صراحتا اقرار به قتل هر 4 زن کرده و جزئیات آن را نیز شرح داده است. مطابق ماده 207 نیز هرگاه مسلمانی کشته شود قاتل قصاص می‌شود. در نتیجه قاتل محکوم به 4 بار قصاص است. مطابق ماده 219 با اذن ولی دم است که متهم به قتل قصاص می‌شود، در نتیجه اگر اولیای دم یک مقتول نیز رضایت ندهد، این شخص قصاص می‌شود.

حال به بررسی کیفیت قتل بپردازیم. قاتل گفته بعد از مصرف مواد به خانه عمویش رفته، اما به جزئیات گفته نشده چقدر بعد؟ آیا هنوز تحت تاثیر مواد مخدر بوده؟ قتل در حین مستی (یا متاثر از مواد روانگردان) به 4 دسته تقسیم می‌شود.

1 ـ فرد قصد دارد قتل انجام دهد و مست می‌کند که اراده خود را از دست دهد و شجاعتش بیشتر شود. مجازات همان قصاص نفس به اضافه مجازات شرب خمر است.

2 ـ فرد قصد قبلی ندارد، اما در اثر مستی مرتکب قتل می‌شود. مجازات آن دیه، حبس از 3 تا 10 سال و مجازات شرب خمر است.

3 ـ فرد در اثر ضرورت و به ناچار مست شده و قتلی انجام داده که مجازاتش دیه است.

4 ـ فرد با قصد و اراده قبلی برای قتل مست می‌شود، اما اراده خود را از دست نمی‌دهد که مجازاتش حد و قصاص است.

به نظر می‌رسد در این پرونده مورد دوم اتفاق افتاده است.

شایداین فرد بتواند از این شرایط برای تخفیف در مجازات استفاده کند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها