نکته

شایدهایی که شاید درست نباشد

وقتی غروب از راه می‌رسد ، آفتاب دامن برمی‌کشد و نارنجی تند وداع، جای آبی آرام آسمان را می‌گیرد؛ چه گرگ و میش عجیبی چشمانت را پر می‌کند! شاید این فضا برای ما شهرنشینان اینقدر متفاوت است؛ برای این‌که در زندگی روزمره‌مان از این‌که بتوانی پنجره خانه‌ات را بگشایی و از باد بهاری لذت ببری، خبری نیست؛ باید به باد سیستم تهویه آپارتمان اکتفا کنی. شاید برای ما این‌قدر متفاوت است، چرا که مجبوریم در میان پرده‌های ضخیمی که پشت پنجره‌های خانه‌مان کشیده‌ایم خود را پنهان کنیم و ارتباط کمی با ستاره و خورشید و ماه داریم. تکنولوژی، تکنولوژی و فقط تکنولوژی... .
کد خبر: ۴۰۸۲۴۵

هنوز هوای ییلاق در ریه‌هایم جریان دارد که به آزادشهر می‌رسیم. آزادشهر اولین شهر استان گلستان پس از پشت سر گذاشتن پیچاپیچ‌های گردنه خوش‌ییلاق است. اینجا دیگر سرزمین ترکمن‌هاست، نمادهای پوششی به یکباره تغییر می‌کند. تنوع رنگ‌ها نخستین چیزی است که توجه ما را جلب می‌کند. شاید بیشتر از هر چیز باز هم به این دلیل است که گویی در زندگی شهرنشینی تنوع رنگ‌ها رنگ باخته است و بسنده کرده‌ایم به رنگ‌های اداری و لباس‌های رسمی؛ هرچند چاره‌ای هم جز احترام به این سبک زندگی نیست، اما نمی‌توان این نکته را نیز کتمان کرد که این یکسانی و نادیده گرفتن زندگی طبیعی، روح انسان شهری را می‌آزارد.

در لابی هتل منتظر تقسیم اتاق‌ها هستیم، قرار است عروسی‌ای در این هتل برپا شود. مردان ترکمن تقریبا دیگر لباس سنتی خود را نمی‌پوشند؛ اما در بین زنان پوشیدن لباس‌های ترکمنی رایج‌ است. پوشش اصلی پیراهن‌های بلندی است که به ‌رغم سادگی، برش زیبایی دارند با تنوع رنگی که گویی مردم این سرزمین در پیرامون خود هر بامداد و شامگاه مشاهده می‌کنند. روسری زنان ترکمن هنوز پا‌برجاست؛ بلند و پوشیده به گونه‌ای که روی سر و شانه زن ترکمن را کامل می‌پوشاند.

در همان چند دقیقه‌ای که در لابی هتل نشسته‌ام بیشترین چیزی که جلب توجه می‌کند، سادگی چهره زن ترکمن است که بیش از هر چیز زیبایی طبیعت زنانه بر صورتش نشسته است، آنها به دور از هر گونه تجملی، راحت و بی‌دغدغه زندگی می‌کنند.

هنوز صدای مراسم عروسی می‌آید. خواننده‌ای می‌خواند؛ مشخص است که او هم ترانه‌های رایج به زبان فارسی را بیشتر می‌خواند، تا پایان مراسم شاید بتوانم بگویم فقط صدای 3 ـ 2 آهنگ ترکمنی را شنیدم؛ یکپارچه شدن دنیا و فرهنگ‌ها تا اینجا هم نفوذ کرده است و این تازه آغاز راهی است که از این پس باید بیش از این در انتظارش باشیم؛ چرا که اگر هنوز در شهرهای دور و روستاهای پراکنده در اقصی‌نقاط این سرزمین می‌توانی رنگی از سنت و فرهنگ آن منطقه بیابی، اما این نمادها در جامعه شهری روز به روز کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود.

ترویج گردشگردی اگر بر اصول درستی مبتنی باشد، می‌تواند از رشد لجام‌گسیخته این یکسان‌سازی جوامع جلوگیری کند، وقتی ساکنان جوامع بومی ببینند که دیگران برای ارزش‌های بومی آنها ارزش قائلند شاید، کمی از سرعت این تغییر کاسته شود؛ اما در هر صورت این هم شایدهایی است که شاید درست نباشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها