در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در مسیری که ما میرویم، بسطام را خنکتر از شاهرود میبینیم، هر چه باشد بسطام ییلاق است با جویهای روان و چنارهای به هم پیوسته؛ داخل مجتمع زیارتی بسطام که برای زیارت رفته بودیم یکی از خادمان مجموعه به یکی از مسافران میگفت: اینجا همه چیزش بیشتر به مازندران نزدیک است، قبلترها هم اینجا بخشی از مازندران بوده است و هماکنون نیز با استان گلستان همجواریم.
بسطام خود ییلاق است، بنا به گفته راهنمای تورمان، هر قدر که بیشتر در دل جاده شاهرود ـ آزادشهر پیش برویم جاده سرسبزتر میشود. اتوبوس که حرکت میکند، راهنمای تور در ارتباط با ویژگیهای منطقه توضیح میدهد و میگوید: جاده شاهرود- آزادشهر یکی از مهمترین محورهای مواصلاتی این منطقه است که ارتباط مرکز کشور را با شمال برقرار میکند.
اتوبوس کماکان به سمت آزادشهر میرود، حدود نیم ساعت نخست هنوز جاده به شکل دو بانده است و خطوط رفت و برگشت نیز از هم جداست، اما وقتی کوهستان و گردنه شروع میشود، شرایط متفاوت میشود. تعداد کامیونهایی که بیشتر حاوی محصولات سوختی هستند قابلتوجه است و نشاندهنده اهمیت اقتصادی این جاده و شاید به همین دلیل است که مسوولان به فکر کشیدن جاده دیگری از دل جنگل ابر افتادهاند تا بتوانند مسیر را کوتاهتر کنند.
پیش خودم فکر میکنم شاید کشیدن جاده توجیه اقتصادی داشته باشد، اما جنگل ابر از آخرین یادگارهای جنگلهای هیرکانی در این منطقه است که قدمتی به تاریخ آفرینش دارد و میراثی است که تنها متعلق به ما نیست که به این سادگی بتوانیم راجع به آن تصمیم بگیریم؛ در طول مسیر جنگلهای ابر نیز هویداست اما ابر زیادی منطقه را دربر نگرفته است و انتظار نمیرود که بازدیدکنندگان این روزهای تعطیل شاهد ابر زیادی در این منطقه باشند، مگر اینکه دست طبیعت به یکباره گونه دیگری رقم بزند.
خرقان بالاتر از بسطام است، حدود 10دقیقه با یکدیگر فاصله دارند. در همان جاده شاهرود- آزادشهر حدود 10 کیلومتر پس از بسطام، خروجی آن در سمت چپ جاده قرار دارد. به دلیل اینکه سفر به خرقان جزو برنامه ما نبود به ناچار با دلی عطشناک از زیارت بقعه مبارکه شیخ ابوالحسن خرقانی از جاده آن عبور میکنیم و به سمت گردنه خوشییلاق راهمان را ادامه میدهیم. شیخ ابوالحسن خرقانی بیش از هر چیز نزد همگان و جهانگردان به این جمله مشهور است:
«هر که در این سرای درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید؛ چه آن کس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد.»
و بسیاری از کارشناسان جهانگردی این جمله حاج حسن را منشور ترویج گردشگری و مهماننوازی میدانند و بر سرای بسیاری از مهمانسراها این جمله حکیمانه نقش بسته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: