در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازیهای محلی ـ که تصویرگر بازیهای بومی تمام استانهای کشور است ـ زندگی در مسیر همیشه ـ که به موفقیتهای کسب شده از سوی معلولان جامعه میپردازد ـ سفر یعنی زندگی و این یک زندگی است ـ که سعی در معرفی جاذبههای گردشگری ایران زمین دارد ـ ازجمله بخشهای متنوع مجموعه برنامه خانه ما هستند که رویا حسینی و فروغ اسرافیلیان اجرای آن را به عهده دارند. پخش نماآهنگها و مستندهای متنوع از دیگر بخشهای خانه ما هستند که پخش آن از شنبه 10 اردیبهشت هر روزه ساعت 30/11 از شبکه 2 شروع شده است.
اما موضوع بحث ما در اینجا فقط آیتم بازیهای محلی از مجموعه آیتمهای این برنامه است؛ آیتم هفتگی و ساده ولی جذاب و پرنشاطی که اثری قابل توجه در مقایسه با دیگر نمونههای مشابه دارد، موضوعی که در مقایسه با دیگر مسائل مربوط به فرهنگهای قومی تاکنون مهجور مانده است. یکی از ویژگیهای مثبت برنامه، همین تازگی آن است. در آیتم بازیهای محلی، تماشاگر میان اقوام مختلف ایرانی میرود و به تماشای بازیهای بومی آنها مینشیند؛ بازیهای سادهای مثل سرسرهبازی در کنار رود، بالارفتن از نخل، الاغسواری و... در واقع بنای برنامه بر این نیست که فقط آداب و رسوم شناخته شده و قدمتدار اقوام ایرانی را که به عنوان میراث فرهنگی شناخته میشوند به تصویر بکشد. با این حال، امتناعی هم از نشان دادن برخی بازیهای باسابقه و شناخته شده ندارد. به عنوان نمونه میتوان به بازی الختر یا کشتی یک پایی مربوط به ایل بختیاری اشاره کرد که موضوع اصلی یکی از قسمتهای برنامه بود. الختر، یک بازی چند هزار ساله بختیاری است که نشانههایی از آن در نقوش جام ارجان (ازجمله آثار فرهنگی به جای مانده از هنر عیلامی) قابل مشاهده است. نکته قابل توجه در آیتم بازیهای محلی، اشاره به این قدمت طولانی در متن برنامه است، آن هم به زبانی کاملا ساده و عامیانه که با لحن اصلی برنامه تناسب کامل دارد.
در این قسمت از مجموعه هفتگی بازیهای محلی، بازیها و مسابقههایی همچون الاغسواری (روستای حسن گاوداری استان ایلام)، بالا رفتن از درخت نخل (شهرستان هندیجان استان خوزستان)، سرسرهبازی روی تپههای کناررود (روستای چم تنگ شهرستان هندیجان) و الختر (روستای ابوالعباس، واقع در بخش باغ ملک استان خوزستان) مورد اشاره قرار گرفت و چنان که گفته شد برنامه به این مورد آخر توجه ویژه داشت. مجری برنامه، حافظ صفری ـ که خود کارشناس فرهنگ عامه است ـ این بازی بخصوص را نماد استقامت و پایمردی مردم این منطقه و نشانهای از تقابل با دشمن و تسلط بر طبیعت عنوان کرد و ویژگیهای منحصر به فرد آن را ستود. با این مقدمه به سراغ یکی دیگر از مزایای آیتم بازیهای محلی برنامه خانه ما میرویم. یعنی اجرای آن که به شخصیت مجری ـ کارشناس برنامه، حافظ صفری برمیگردد.
این قبیل برنامهها معمولا 2 تیپ مجری دارند. یک گروه، مجریهای سرحال و سرخوش ـ یا الکی خوش ـ هستند که دانش چندانی درخصوص آداب و رسوم قومی ندارند و جذابیت اجرایشان صرفا متکی است به شیطنت و شوخ طبعی و جنبوجوش و تحرک. گروه دیگر، مجریهای کارشناس هستند که به دلیل رویکرد علمی خاصشان به فرهنگ عامه، اغلب اجراهای سرد و بی روحی دارند که فاقد جذابیتهای لازم برای یک برنامه گزارشی تلویزیونی است. آسیب مربوط به گروه اول از مجریان، فروافتادن در ورطه عوامزدگی و از آن بدتر، تصنع است. یعنی در این قبیل اجراها یا مسائل علمی مربوط به اقوام ایرانی درست مورد اشاره قرار نمیگیرد و به نمایش ظاهری رسوم بومی اکتفا میشود یا اگر به آنها توجه شود، این توجه به دلیل تناسب نداشتن با شخصیت مجری، باعث تصنعی شدن اجرا و فرمایشی شدن برنامه میشود. آسیب مربوط به گروه دوم، شکل مقابل این قضیه است. یعنی مجری نه فقط قادر نیست با مخاطب ارتباطی نزدیک و مؤثر برقرار کند، بلکه در ارتباط خود با بومیان مناطق نیز دچار مشکل است و صمیمیت لازم را با آنها ندارد، اما آیتم بازیهای محلی از هر دوی این اشکالات مبراست.
حافظ صفری از مزایای این هر دو گروه برخوردار است و طبعا توانسته اجرای خود را از معایب این دو گروه پیراسته کند. او وقتی در استودیو و مقابل مجری برنامه خانه ما قرار دارد، یک شخصیت دارد و زمانی که میان اقوام ایرانی است، شخصیتی دیگر. در استودیو کارشناس است و در جمع بومیان مناطق، مجری. از همین روست که او وقتی در استودیوست و دارد بحث تخصصی میکند لباس اقوام محلی را پوشیده و هنگامی که میان اقوام است و دارد همراه آنها بازی میکند، لباس رسمی تن دارد.
استفاده از مواد استنادی برای برنامه، خصوصیت دیگر آن است. جذابیت این برنامه به طور کامل متکی است به محلی بودن آن. یعنی هیچ عامل بیرونی در این مستندهای گزارشی وجود ندارد که مسوول جذاب کردن برنامه باشد. جدای از بازیها و مسابقههایی که خود به اندازه کافی جذابیت دیداری دارند، میان بخشها یا وُلههای برنامه هم برگرفته از تصاویر خود اثر هستند. ولی با تدابیر ساده و مؤثر تصویری مثل فست موشن (حرکت تند) که باعث اختصار و ایجاز بیشتر میشود. ضمنا موسیقی استفاده شده در صحنههای مختلف هم موسیقی محلی متناسب با موضوع اصلی است. در میان بازی و مسابقه، از آوازخوانی اهالی هم به عنوان بخشی که هم جذاب است و هم با موضوع تناسب دارد، بهره گرفته شده و بعلاوه بستر طبیعی بازیها و مسابقهها یعنی مناظر بکر روستایی هم مورد توجه سازندگان قرار داشته است.
اما جدا از این مزایا، برنامه نقصهایی هم دارد که باید به آنها اشاره کرد. مثلا آیتم بازیهای محلی آن طور که باید از امکانات نوشتاری و گرافیکی بهره نمیبرد و فقط نام مکان را به صورت زیرنویس روی تصویر حک میکند؛ در حالی که میشد اطلاعات بیشتری از مکان و نوع بازی و مشخصات آن در قالب نوشته ارائه کرد و تصویر یا دستکم انتقالهای تصویری (کات، دیزالو، فید و...) را به الگوهای گرافیکی ساده ولی زیبا آراست و تیتراژی هم برای مجموعه در نظر گرفت تا اینقدر بینام و نشان و به اصطلاح، عریان ننماید. از این گذشته خوب بود برنامه، غنای بصری بیشتری میداشت و موضوع بازی را از زوایای بیشتری مورد توجه قرار میداد. یا دستکم میان تصاویر خبری و گزارشی، از نماهای چشمنواز و هنری اندکی هم به عنوان مکمل تصویری بهره میگرفت تا جذابیتش این همه متکی به اجرای مجری و موضوع متفاوتش نباشد. این نقصها موجب شده مجموعه قسمتهای آیتم بازیهای محلی در عین استعداد بالقوه برای ماندگار بودن، بیش از حد ژورنالیستی و تاریخ مصرفدار بوده، قابلیت آرشیو شدن به عنوان مستندهای استاندارد مردم شناختی را نداشته باشند.
محمد کامیار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: