چاردیواری خیلی هم اختیاری نیست

برای من و تو، رسیدن به نقطه تفاهم در این آپارتمان مشکل است. تو می گویی: خونه خودمه ، هر جوری بخوام رفتار می کنم. تو می گویی: هر جوری بخوام زندگی می کنم.
کد خبر: ۴۰۶۰۹

تو می گویی: اصلا می خوام بزنم و بشکنم ، به کسی چه ربطی داره. تو می گویی: چرا تو کار مردم فضولی می کنین. تو می گویی: از قدیم و ندیم گفتن چاردیواری اختیاری...
من اما می گویم: شرایط زندگی عوض شده... من می گویم: اصلا همسایگی من و تو در قالب دیروز نمی گنجد. من می گویم: باید به تفاهم برسیم.
باز من می گویم و باز تو می گویی و این آپارتمان به آسایش نمی رسد که نمی رسد. نه تو می پذیری ، نه من قبول می کنم.
نه تو عوض می شوی ، نه من کنار می آیم و این شرایط زندگی مان را خراب و خراب تر می کند. ما در اینجا زندگی می کنیم ؛ من و تو و آن همسایه و این همسایه ، در این چاردیواری که شعاع جغرافیایی تمام واحدهایش از 50تا 70 متر در نوسان است.
در مجموع 24 واحد در یک مجتمع 4 طبقه. میان من و آن همسایه ام ، دیواری به ضخامت تنها 10 سانتی متر فاصله انداخته است.
چه سخت می شود زندگی اگر من صدای تلویزیون را بلند کنم ، اگر تو با زنت دعوا کنی و لیچار بار هم کنید بی توجه به این که همه طبقات صدایتان را می شنود.
اگر این یکی همسایه مان با میهمانانش در میانه راهرو بایستند و با صدای بلند بگویند و بخندند، اگر آن دیگری ساعت یک نیمه شب در واحد را چنان به هم بکوبد که پسر من از خواب بپرد و بیدار شود و تا صبح گریه کند.
چه سخت می شود زندگی اگر... و قاعده همه این باشد که چاردیواری اختیاری است.
پس می توان تحت اختیار، هر فرمانی راند و زندگی کرد و گفت که دیگران را به کار من چه کار. زندگی شهری در حصار خانه های قوطی کبریتی گرفتار شده است.
در این شکل از زندگی بدن ما به نظمی دیگر عادت می کند. روحیه ، اخلاق ، خلق وخو، همه و همه تحت تاثیر تغییرات دنیای اطراف ، شکلی دیگر به خود می گیرند. نه مفهوم بچه محل تداعی آشنایی می کند، نه همسایه همان همسایه دیروزی است.
خانواده ها از حالت گسترده به سمت خانواده هایی هسته ای میل می کنند و شتاب حرکت در زندگی افزون و افزون تر می شود. ثانیه برای نخستین بار به معیار سنجش زمان تبدیل شده و شب و روز بازی زندگی را انتخاب می کنند. اینها همه و همه نشانه ای از تغییرات الگوهای زیستی در اطراف ماست.
این تغییرات در رفتارهای ما نیز وارد شده ، علایق و قوانین جدید را به زندگی ما تحمیل می کند. بر اثر این علایق و رفتارهای جدید، شیوه برخورد ما با آدمهای اطرافمان چون پدر، مادر، برادر، خواهر، همسایه و هم محل و... تغییر می کند و عوض می شود.
این موضوع ، زاده تغییرات است. برای ما حتی اگر بخواهیم خلاف این قاعده عمل کنیم ، تحمل شرایط کاری سخت و طاقت فرساست.
ما حتی اگر بخواهیم به فرض مثلا سر موعد همیشگی به قرارها و کارهایمان برسیم ، ترافیک مانعمان می شود. پس قرارهایمان را نه با زمان خالص که با احتساب وقت ترافیک می سنجیم.
این قواعد در رابطه با اطرافیانمان نیز صدق می کند. زن و مرد کار می کنند، از صبح تا شب. پس مفهوم خانه از قالب کهن و دیروزی خود که در آن همه امور اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی در چارچوب آن حل می شد تغییر معنا می دهد.
این تغییرات به قالب زندگی اجتماعی ما با دیگران نیز سرایت کرده ؛ اما به همین محدود نمانده است. مادر قالب زندگی امروز برخی اختیاراتمان محدود می شود و نقشهای تازه ای به نقشهایمان در زندگی اضافه می شود.
در چنین شرایطی آیا می توان از چاردیواری اختیاری سخن راند؛ به نظر شما اختیار ما در چارچوب دیوارهای خانه مان تا چه اندازه به عهده ماست؛
فرامرز شکری نیا، کارمندی 40 ساله که آپارتمان نشین است ، در این باره می گوید: وقتی ما در آپارتمان زندگی می کنیم ، ناچاریم برای نظم بیشتر در زندگی آپارتمان نشینی به برخی قواعد تن دهیم.
ما باید یاد بگیریم که کمتر سر و صدا کنیم ، چون به هر حال واحدها کوچکند و سر و صدای ما در چارچوب منزل خودمان باعث آزار دیگران می شود. به نظر من چاردیواری اختیاری ، دیگر نمی تواند تضمین محکمی برای رفتارهای ما در خانه مان باشد.
فریده علوی ، معلم نیز می گوید: رفتارهای ما که در نظر خودمان ممکن است کاملا پسندیده هم باشد گاهی موجب آزار دیگران می شود.
ما باید مواظب باشیم که رفتارمان را براساس یک عادت جمعی در آپارتمان ها و منازلمان با روحیه همسایه ها مطابقت بدهیم ، به گونه ای که رفتارمان باعث آزار دیگران نشود.
تحت تاثیر این الزامات نوین ، بسیاری از کارشناسان مسائل اجتماعی از مفهوم فرهنگ آپارتمان نشینی و گسترش آن در زندگی شهری سخن می گویند. به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان ، زندگی شهری این فرهنگ را با خود به همراه می آورد.
آنها این قواعد را به حوزه خصوصی و عمومی زندگی اجتماعی مربوط می دانند. رعایت مسائل ترافیکی به عنوان یکی از قواعد عمومی نظم شهری و رعایت فرهنگ آپارتمان نشینی به عنوان یکی از قواعد خصوصی این نظم مصادیقی از فرهنگ نوین زندگی شهری در مطالعات اجتماعی راه باز کرده است.
جمال الدین حقی ، کارشناس مسائل اجتماعی در این باره می گوید: در گذشته مردم در منازل ویلایی و بزرگ زندگی می کردند. فاصله خانه ها از هم زیاد بود. محیط جغرافیایی شهرها کوچکتر بود. گاهی چند خانواده کنار هم در یک منزل زندگی می کردند.
پس همه همدیگر را می شناختند و لزومی نداشت که در رفتار با همدیگر جانب احتیاط را نگه دارند. حتی ساعت 12 شب می شد به خانه دیگری رفت و زیر کرسی نشست ، حرفها زد و گفت ؛ اما امروزه شرایط فرق کرده است.
چارچوب خانه ها کوچکتر شده و خانواده ها پاره پاره شده اند. گاهی دو تا همسایه در یک آپارتمان تا سالها باهم مراوده و نشست و برخاست نمی کنند. خب معلوم است که اینها برای ایجاد نظم در محیط زندگی به یک سری قواعد پایبند هستند.
این پایبندی از ساده ترین امور رعایت نظم و مقررات ساده چون نریختن آشغال در راهروی آپارتمان است تا پیچیده ترین آنها که رعایت آرامش و همیاری کاهش سر و صدای ساختمان در نوسان است.
پایبندی به نظام هنجاری این رفتارها اندک اندک نقشهای جدیدی را به حیات اجتماعی ما وارد کرده که عرف نیز بر حضور آنها انگشت تاثیر گذاشته است.
شهین اولیایی ، کارمند در این باره می گوید: برای رعایت نظم باید مدیر ساختمان تعیین کنیم. آپارتمانی که مدیر نداشته باشد بی نظم می شود. ما باید بپذیریم که یک محیط آپارتمانی یک خانواده بزرگتر است که برای اجرای برنامه هایش به مدیر نیاز دارد.
اگر مدیر در آپارتمان وجود نداشته باشد، تکلیف قبوض آب و گاز ساختمانها که معمولا هم اشتراکی است چگونه حل می شود؛ می بینید که ما باید برخی رفتارها و نقشهای تازه را بپذیریم.
به نظر من این نقشها اختیارات گذشته را در چارچوب منازل کمتر می کند؛ اما این کمتر شدن فقط و فقط به خاطر آرامش و راحتی بیشتر خود ماست. در بسیاری از آپارتمان ها، بی توجهی به این مسائل مشاهده می شود.
هنوز هم کسانی هستند که فرهنگ آپارتمان نشینی برایشان موضوعی بی معناست. هنوز هم کسانی وجود دارند که شب و نیمه شب سروصدا می کنند.
آرامش ساختمان را به هم می ریزند و دیگران را مجبور به کنار آمدن با اختیارات خود می کنند. اعتراضات همسایه ها با گفتن این جمله که چاردیواری ، اختیاری است در گلوی ما خفه می شود.
برای من و تو اتفاق افتاده که همسایه ای با رفتارش آزارمان دهد یا خود باعث آزار دیگری شویم. کسی به در آپارتمانمان کوبیده که آقا یا خانم آرامتر... در همه این حالات توجه به یک نکته ضروری است و آن این که زندگی شهری ، آپارتمان نشینی به همراه دارد.
آپارتمان نشینی از فرهنگ خاص خود برخوردار است. در چنین حالتی حتی در کوچه و خیابان نمی توان زیاده از حد به اختیار خود رفتار کرد. نمی توان با موتورسیکلت در کوچه ویراژ داد یا با بچه محل ها در گوشه ای ایستاد و لیچار به هم بافت؛ چون در همان حالت ما زیر پنجره ساختمان همسایه ای ایستاده ایم و صدا از روزنه های دیوارها به آسانی عبور می کند و می گذرد.
پس وضع تغییر کرده است. چاردیواری چندان هم اختیاری نیست. ما در اینجا با مفاهیم نوین و با مسائلی تازه مواجهیم. چاردیواری تازه ، اختیاری به سبک خود بر ما تحمیل کرده است.
اختیاراتی قوطی کبریتی ، شبیه خانه های قوطی کبریتی در محلات قوطی کبریتی تا ما شبیه ترین آدمها به زمانه مان شویم. متفاوت با پدرانمان ، متفاوت با پدربزرگ ها و مادربزرگ های پیشین ، چیزی به راستی متفاوت با آنچه بوده ایم ، شبیه شهر، شبیه زندگی شهری.

داوود پنهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها