چگونه زمامداران خودسر، فرصت‌های جوامع‌شان را بر باد می‌دهند

قذافی و صدام؛ دو روی یک سکه

بی‌شک نسل‌های آینده عرب از نسل‌های کنونی متعجب خواهند شد که چگونه توانستند، بپذیرند شخصیت‌هایی برآنها حکومت کنند که با آنها و با کشورهایشان همچون املاک و اموال شخصی خود رفتار کردند؟ به 2 نفر از این شخصیت‌ها اشاره می‌کنم؛ یکی صدام حسین و دیگری معمر قذافی. اگرچه صدام حسین به مجازات خود رسید، اما از خود کشوری ویران و ملتی آواره و هزاران کشته و مجروح و معلول بر جای گذاشت، همچنین تمام فرصت‌های رشد و پیشرفت را از کشوری گرفت که می‌توانست با توجه به امکانات و منابع و توانمندی‌هایش سرآمد کشورهای عربی باشد.
کد خبر: ۴۰۵۰۷۱

سرهنگ معمر قذافی نیز در لیبی اکنون همین سیاست را در برابر ملت خود پیش گرفته و همان‌گونه که صدام حسین در سال 1991 مخالفان خود را که علیه او قیام کرده بودند، بدون هیچ رحم و شفقتی سرکوب کرد، در حال حاضر قذافی با این شعار که «یا من بر شما حکومت می‌کنم،‌ یا شما را قتل‌عام می‌سازم»، با استفاده از انواع سلاح‌ها و تجهیزات نظامی و در برابر دیدگان جامعه بین‌المللی، آنها را سرکوب می‌کند.

نمونه‌ها برای مقایسه با این دو دیکتاتور بسیارند. ظهور قذافی در میان خودروهایی که بسرعت خیابان‌های طرابلس را طی می‌کردند و بیان این نکته توسط رسانه‌های طرفدارش که قذافی به این وسیله اشغالگران غربی و جنگنده‌هایشان را به مبارزه می‌طلبد، ما را به یاد حضور صدام حسین در یکی از میدان‌های بغداد اوایل آوریل 2003 می‌اندازد. او نیز با لباس‌های نظامی و سوار بر یک ماشین در جمع طرفداران خود که دورش را گرفته بودند، تاکید کرد پیروزی با ماست. این اظهارات در حالی بود که نیروهای بین‌المللی چندین کیلومتر آن طرف‌تر فرودگاه بغداد را تصرف کرده بودند.

رفتارهای مشابه

قذافی فرزندانی را تربیت نمود تا وارث او در حکومت باشند، در حالی که هیچ جایگاهی در ساخت کشور و دولت خویش نداشتند، بلکه تحت این عنوان که فرزندان رهبر مملکت هستند، به خود اجازه می‌دادند با جان و مال ملت بی‌رحمانه بازی کنند و اموال و دارایی‌های ملت را هرگونه که دوست داشته باشند، بر باد دهند؛ مانند قصی و عدی، دو پسر صدام حسین. فقط تفاوت در این بود که نام‌ها تغییر کرده و به سیف‌الاسلام، سیف العرب و... یا هانیبال تبدیل شده بود.

در پوشش نیز شباهت‌ها بسیار است. پوشش قذافی با لباس‌های عجیب و غریبش و رنگ‌های بی‌شماری که در آنها به کار برده می‌شود، ما را به یاد صدام حسین می‌اندازد که زمانی با لباس کردی و زمانی با پوشش غربی و زمانی دیگر با لباس‌های عربی ظاهر می‌شد. شاید بتوان گفت تنها تفاوت موجود میان قذافی و صدام حسین در این باره پری است که قذافی بر سر خود می‌گذارد، اما صدام حسین از استفاده از آن چشم‌پوشی کرد. درباره آن خودروی تک سرنشین عجیبی که قذافی در روزهای اول قیام مردم لیبی بر آن می‌نشست و جلوی انظار عیان می‌گشت نیز باید گفت این عمل او ما را به یاد سوار شدن صدام حسین بر اسب سفید می‌اندازد که در موقع مناسب تیغ از نیام برمی‌کشید.

جالب این که هیچ یک از نزدیکان این دو شخصیت توجه نکردند که این رفتارها تا چه اندازه مضحک و مسخره‌اند و جهان را به تعجب و خنده وامی‌دارند، درحالی که باید تاکید کرد، قذافی در این‌گونه رفتارها چنان زیاده‌روی و افراط می‌کرد که در موارد بسیاری خشم و غضب طرف مقابل را برمی‌انگیخت. از نگهبانان خانم گرفته تا حمل خیمه‌اش با خود در سفر به دیگر کشورها تا واداشتن مقامات و مسوولان دیگر کشورها به بوسیدن دستش توسط یکی از نخست‌وزیران کشورهای غربی که داعیه آزادی و دموکراسی داشت؛ خلاصه کلام این که داستان‌ها و گفتنی‌ها در این باره بسیارند.

ادعاهای توخالی

از دیگر تشابهات این دو شخصیت این که هردو پافشاری داشته و دارند که مولف و نویسنده روایت‌ها و داستان‌هایی باشند که هیچ کس از آنها چیزی درنمی‌یابد، حتی کسی نمی‌فهمد چه کسی آنها را به رشته تحریر درآورده است. کتاب‌ها، داستان‌ها و سخنانی که همچون سخنان وحی باید خوانده شوند و مورد تعریف و تمجید بعضی نویسندگان و ادبای عرب قرار گیرند، همین موضوع بود که برخی از روان‌شناسان را به این نتیجه‌گیری سوق داد که این نوشته‌ها جز توسط شخصیتی بحران زده و افسرده به رشته تحریر درنمی‌آیند. از سوی دیگر ملاحظه می کنیم، سراسر یک مملکت (عراق در گذشته و لیبی کنونی) تابع و فرمانبردار امیال و هوس‌های آن شخصیت‌های ترسو و مبتلا به بیماری قدرت شد.

در دهه 80 از نویسنده این مقاله خواسته شد برای مجله شوون عربیه مطلبی درباره جنگ خلیج فارس بنویسد. او در این مطلب دیدگاه خود را بیان کرد. سفیر وقت عراق در تونس دیدگاه‌های او را حمل بر انتقاد از رژیم عراق برشمرد و از الشاذلی القبیلی که در آن زمان دبیرکل بود، خواست او را از مقام خود برکنار و از گروه مشاوران مجله نیز اخراج کند. او تهدیدها کرد و خط و نشان‌ها کشید، چون رژیم عراق در پس این ماجرا قرار داشت. از آنجا که دبیرکل نمی‌توانست این درخواست را رد کند، به خواسته او عمل کرد تا جناب سفیر برای روسایش بنویسد که چگونه خواسته آنها را به انجام رسانده است. در موردی مشابه، نمایشگاه کاریکاتوری در کویت برگزار شد که در میان شخصیت‌های به تصویر کشیده شده تصویر قذافی هم بود. چند روز بعد سفیر لیبی گفت نامه‌ای از طرابلس با این مضمون آمده که چه کسی در آن نمایشگاه کاریکاتور قذافی را تمسخر کرده است و حالا مجبورم به خواسته آنها پاسخ گویم. به‌هر حال برای حفظ جان آن سفیر به خواسته‌اش عمل شد و همیشه این سوال مطرح است که واقعا چه تفاوتی میان قذافی و صدام می‌توان ملاحظه کرد.

الحیات ‌/‌ مترجم: قبس زعفرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها