فاجعه وابستگی

رشد تقاضای جهانی نفت ، سبب افزایش فشار برای دسترسی به منابع نفتی می شود. براساس این گزارش ، اقتصادهای در حال توسعه آسیایی ، بویژه چین و هند، عامل مهمی در بالا بردن این تقاضا معرفی شده اند.
کد خبر: ۴۰۵۰۰

چین پس از امریکا، دومین و هند، ششمین مصرف کننده انرژی جهان است.
اداره اطلاعات انرژی امریکا پیش بینی کرده که تقاضای کشورهای در حال رشد آسیایی تا سال 2020، حدود 130 درصد افزایش می یابد.
اگر این کشورها بخواهند نیازهای فزاینده خود را از خاورمیانه تامین کنند، اوضاع برای امریکا کاملا متفاوت خواهد شد، با آن که احتمالا الگوهای عرضه جهانی انرژی هم دستخوش تغییر و تحولاتی می شود.
مطلب حاضر که به وسیله گروه پژوهش شانا تهیه و تنظیم شده نگاهمان را، به اهمیت استفاده از ذخایر گاز دریای خزر و انتقال آن به 2 کشور هند و چین متوجه می سازد. یکی از راهکارهای فراروی چین و هند برای کاهش مصرف نفت ، جانشینی گاز با نفت است.
ذخایر اثبات شده در دریای خزر به حدود دو سوم کل ذخایر هیدروکربن منطقه می رسد. در حال حاضر، ذخایر اثبات شده گاز به 243 تا 248 تریلیون فوت مکعب می رسد که می توان آن را با ذخیره 300 تریلیونی امریکای شمالی مقایسه کرد.
با توجه به مجاورت این منطقه با چین و هند، احتمالا کشورهای غنی از گاز قزاقستان و ترکمنستان ، در این عرصه نقش مهمی خواهند داشت. احداث خط لوله گاز حتی از مدتهای پیش ، مورد نظر قرار داشت.
درباره اقتصادی بودن این خط لوله ، تردید وجود دارد. ذخایر اثبات شده در این 2 کشور، در حدی نیست که بتواند هزینه های حمل ونقل آن را پوشش دهد.
از نظر چین و هند هم هرچند تقاضا رو به افزایش است ، اما می بایستی ابتدا بازارهای مشخصی برای گاز تعریف شود که خود مستلزم برخی تغییرات ساختاری در بخشهای داخلی انرژی آنهاست.
هزینه های سنگین ایجاد زیرساخت ها، یکی از موانعی است که دو طرف درگیر آن هستند. در واقع ، عرضه گاز خزر از طریق خط لوله برای بازارهای انرژی آسیا، می بایستی در دستور کار بلندمدت منطقه قرار گیرد.
حال آن که خط لوله نفت از خزر تا اروپا و ترکیه ، کاملا جنبه توجیهی مناسبی دارد.

ایران و روسیه
کشورهای ایران و روسیه حدود نیمی از ذخایر گازی جهان را در اختیار دارند و از گذشته رقیب یکدیگر بوده اند. یکی از جنبه های رقابت این دو، تاثیر آنها بر منطقه است.
سیاست های این 2 کشور به گونه ای است که به رغم نداشتن اشتراک منافع ، تا حدودی موفق به ایجاد روابط حسنه شده اند. توافق هایی که در زمینه پدیداری کریدور شمال جنوب میان ایران و روسیه و کشورهای منطقه به دست آمده سبب شده است این 2 کشور به یک فضای رقابتی سالم رهنمون شوند.

موانع خط لوله گاز از نظر هند
یکی از عواملی که مانع عبور خط لوله گاز از خزر به هند می شود، توسعه اندک بازارهای انرژی هند به سبب مسائل داخلی و در راس آنها اجرا نکردن اصلاحات لازم در بخش انرژی است.
صنعت برق هند، کاملا بی آرایه است و یارانه های سنگینی به بخش کشاورزی پرداخت می شود. میزان برق اعطایی به این بخش ، حدود یک سوم از تولید برق در هند است ؛ همچنین به دلیل نظام یارانه ای برق ، نظام قیمت گذاری هم مخدوش است.
از همه بدتر آن که حدود یک پنجم از برق تولید شده در هند، دزدیده می شود و کنار آن ، ظرفیت کنونی تولید برق هم اساسا برای کشوری مانند هند، ناکافی است ؛ به گونه ای که گفته می شود در هند می بایستی هر ماهه ، یک مرکز تولید برق راه اندازی شود که هرکدام دست کم یک هزار مگاوات ظرفیت سالانه داشته باشد.
این کار باید به مدت 15 سال بی وقفه صورت گیرد تا نیازهای برق کشور برطرف شود. عامل دوم به اوضاع ژئوپولیتیکی منطقه برمی گردد که احداث خط لوله خزر هند را با مشکل مواجه کرده است.
از آنجا که این خط لوله قرضی باید از افغانستان عبور کند و در مرحله بعد به پاکستان گسیل داده شود، نمی توان امنیت مناسبی را برای آن متصور بود. عامل سوم که توافق های هند و ایران هم به نتیجه مطلوبی نرسیده است و از سوی دیگر، هند مایل نیست وارد توافقنامه ای شود که یک طرف آن پاکستان باشد؛ البته در زمینه عبور خط لوله از زیر دریا از ایران به هند، صحبت هایی شده است که ظاهرا چنین چیزی عملی نیست ، اما هند برای رفع برخی نیازهای خود توافق هایی درباره خرید ال.ان.جی از ایران داشته است.
این گاز به وسیله تانکر از پارس جنوبی به هند حمل می شود. به نظر می رسد حتی اگر شرایط داخلی هند به گونه ای باشد که احداث خط لوله را اقتصادی جلوه دهد، باز هم تحریمهای امریکا علیه ایران مانعی است که سبب می شود این کشور نتواند به طور کامل در پروژه دخالت کند. حتی اگر این تحریمها هم رفع شوند، باز هم به دلیل تسلط کامل روسیه بر سیاست های نفتی ترکمنستان ، نمی توان شاهد احداث خط لوله از ترکمنستان به ایران و سپس هند بود.

چین و گاز دریای خزر
چین در دهه گذشته به میزان زیادی از زغال سنگ استفاده می کرد که آلودگی فراوانی برای محیط زیست به دنبال داشت . به همین دلیل ، فشارهای زیادی به دولت چین با هدف تغییر حاملهای انرژی وارد می شد که راه رهایی از این فشارها، واردات گاز بود.
دولت چین سرانجام مجبور به افزایش سهم گاز در سبد حاملهای انرژی تولید برق شد. این سهم در حال حاضر، تنها حدود 3 درصد است که تا 20 سال آینده به 10 درصد خواهد رسید.
عمده تقاضای انرژی در چین در قسمتهای شمال و مرکزی کشور است. هرچند از نظر صنعتی ، منطقه شرقی کشور تقاضای بیشتری برای گاز دارد.

نقش روسیه
روسیه ، تنها منبع اصلی عرضه گاز به چین است. دولتهای دو کشور همراه شرکتهای بزرگ فعال در منطقه (شل ، اکسون موبیل و )B.P بشدت به دنبال زمینه هایی برای صادرات گاز و ال.ان.جی به چین هستند.
عمده این صادرات از محل حوزه های سیبری شرقی و غربی و همچنین جزیره ساخالین صورت می گیرد؛ هرچند برنامه هایی برای صادرات بیشتر گاز روسیه از جزیره ساخالین به ژاپن (و در صورت امکان به دیگر کشورهای آسیایی) وجود دارد.
حتی شنیده شده که شرکت دولتی نفت چین در پی مشارکت و کسب سهم در این پروژه هاست. اگر خط لوله ای از این مناطق به سوی چین گسیل داده شود، بهتر است از مرزهای مغولستان یا مرزهای چین و روسیه بگذرد که این انتخاب در میان مدت مطرح است و ظاهرا طبق برآوردهای اولیه ، چندان هم غیراقتصادی نیست.

نقش خاورمیانه
با آن که چین در آسیای میانه به دنبال منابع عرضه است ، منطقه خاورمیانه همچنان حدود 60 درصد از کل واردات چین را تامین می کند و اگر این روند ادامه یابد، تا دهه دیگر، این رقم به 90 درصد خواهد رسید و این همان فاجعه وابستگی است.
هزینه تمام شده تولید در خاورمیانه ، حدود 2 دلار در هر بشکه است که در مقایسه با قیمت تمام شده نفت در چین (از حوزه های چینی) یعنی معادل 12 دلار در هر بشکه ، احتمالا قابل مقایسه نیست.
کارشناسان معتقدند چین می تواند نقش فعالتری را در عرصه سیاست های نفتی خاورمیانه بازی کند. در حال حاضر این کشور در یکی از پروژه های اکتشاف در ایران فعالیت می کند و قرار است 2 پالایشگاه برای معاملات معوض (سوآپ) دریای خزر هم احداث کند.
از سوی دیگر، شرکتهای خدماتی چین در ترکمنستان فعال هستند و قرار است نقل و انتقال نفت ترکمنستان را از طریق ایران انجام دهند.
گفتنی است در بلندمدت و در حالی که سوخت اصلی چین زغال سنگ است ، دیگر نمی توان به انواع حاملهای انرژی دل بست ؛ همچنین دولت بخوبی می داند که نباید خود را به نفت یک منطقه خاص وابسته کند و به همین دلیل سیاست تنوع عرضه جزو اولویت های دولت است.
از این رو، نفت ، گاز و ال.ان.جی خود را از خاورمیانه ، آسیای جنوب شرقی ، روسیه و استرالیا تامین می کند؛ هرچند اکتشاف حوزه های گازی در داخل خود کشور هم در دستور کار قرار دارد.
نتیجه آن که افزایش مهیب تقاضای انرژی در 2 کشور هند و چین می تواند امنیت جهانی انرژی را با چالش مواجه کند، به گونه ای که این دو قطب مصرف ، به عنوان رقیب مصرفی اروپا و امریکا تلقی می شوند.
از سوی دیگر، با مصرف هرچه بیشتر زغال سنگ ، احتمالا معضلهای زیست محیطی نامطلوبی در قاره آسیا و 2 کشور چین و هند بروز خواهد کرد؛ بنابراین به نظر می رسد چالش اصلی داخلی این 2 کشور آن باشد که می بایستی زیرساختهای خود را براساس مصرف گاز دوباره ساماندهی کنند.
با این حال ، اگر ذخایر گاز طبیعی در منطقه خزر نتواند راه مناسبی برای حل مشکل انرژی چین و هند باشد، آن گاه ذخایر هیدروکربن دولتهای روسیه ، ایران و خاورمیانه باید این وظیفه را به عهده گیرند.

پویا نعمت اللهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها