با آن که چین در آسیای میانه به دنبال منابع عرضه است ، منطقه خاورمیانه همچنان حدود 60 درصد از کل واردات چین را تامین می کند و اگر این روند ادامه یابد، تا دهه دیگر، این رقم به 90 درصد خواهد رسید و این همان فاجعه وابستگی است.
هزینه تمام شده تولید در خاورمیانه ، حدود 2 دلار در هر بشکه است که در مقایسه با قیمت تمام شده نفت در چین (از حوزه های چینی) یعنی معادل 12 دلار در هر بشکه ، احتمالا قابل مقایسه نیست.
کارشناسان معتقدند چین می تواند نقش فعالتری را در عرصه سیاست های نفتی خاورمیانه بازی کند. در حال حاضر این کشور در یکی از پروژه های اکتشاف در ایران فعالیت می کند و قرار است 2 پالایشگاه برای معاملات معوض (سوآپ) دریای خزر هم احداث کند.
از سوی دیگر، شرکتهای خدماتی چین در ترکمنستان فعال هستند و قرار است نقل و انتقال نفت ترکمنستان را از طریق ایران انجام دهند.
گفتنی است در بلندمدت و در حالی که سوخت اصلی چین زغال سنگ است ، دیگر نمی توان به انواع حاملهای انرژی دل بست ؛ همچنین دولت بخوبی می داند که نباید خود را به نفت یک منطقه خاص وابسته کند و به همین دلیل سیاست تنوع عرضه جزو اولویت های دولت است.
از این رو، نفت ، گاز و ال.ان.جی خود را از خاورمیانه ، آسیای جنوب شرقی ، روسیه و استرالیا تامین می کند؛ هرچند اکتشاف حوزه های گازی در داخل خود کشور هم در دستور کار قرار دارد.
نتیجه آن که افزایش مهیب تقاضای انرژی در 2 کشور هند و چین می تواند امنیت جهانی انرژی را با چالش مواجه کند، به گونه ای که این دو قطب مصرف ، به عنوان رقیب مصرفی اروپا و امریکا تلقی می شوند.
از سوی دیگر، با مصرف هرچه بیشتر زغال سنگ ، احتمالا معضلهای زیست محیطی نامطلوبی در قاره آسیا و 2 کشور چین و هند بروز خواهد کرد؛ بنابراین به نظر می رسد چالش اصلی داخلی این 2 کشور آن باشد که می بایستی زیرساختهای خود را براساس مصرف گاز دوباره ساماندهی کنند.
با این حال ، اگر ذخایر گاز طبیعی در منطقه خزر نتواند راه مناسبی برای حل مشکل انرژی چین و هند باشد، آن گاه ذخایر هیدروکربن دولتهای روسیه ، ایران و خاورمیانه باید این وظیفه را به عهده گیرند.