بزن در رو

گرفتن پول توجیبی با نانجیبی!

بعضی از این خبرهای برون مرزی (یا برون درزی؛ یعنی درز پیداکرده به بیرون)؛ شنیدن و خواندن دارد و گاهی نیز با تو دیدن دارد. حالا گاهی ممکن است که یک خرده بدآموزی زیرپوستی هم داشته باشد که سعی می‌کنم با عبور دادنش از انواع و اقسام فیلترهای ذهن بیکار و قلم ملاحظه کار، زهرش گرفته شود. درست است که گفتند طنز باید نیش داشته باشد، اما لزوما نباید که زهر داشته باشد. طنز که زهر مار نیست. زهر ماری، یک چیز دیگری است که... اصلا ولش، حوصله داری؟!...
کد خبر: ۴۰۳۱۹۹

-زهر مار!.... چیه می‌خندی؟ (این جمله اعتراضی لطیف را خودمان به خودمان گفتیم؛ چون احساس کردیم که ناغافل یک صدای خنده‌ای آمد. شاید کودک درونمان بوده باشد وروجک!)

اصل خبر: در خبرها آمده بود که یک پسر 25 ساله در اسپانیا به خاطر قطع شدن پول توجیبی‌اش از والدین خود به دادگاه شکایت کرده. راستش قضیه تا اینجای کار یک مختصری بفهمی نفهمی بدآموزی داخلی دارد؛ اما سریعا ادامه خبر را به جهت جلوگیری هرچه سریع‌تر از جنبه بدآموزی آن پی‌می‌گیریم که بفهمید شاهنامه ـ ولو در قالب خبری باشد ـ آخرش خوش است.

ظاهرا تا پیش از اینها والدین این پسر، ماهانه مبلغ 400یورو به وی پرداخت می‌کردند که قطع این مقرری ماهانه باعث شکایت او به دادگاه شده بود. گفته می‌شود که بسیاری از فرزندان در اسپانیا تا سن ناقابل 30 سالگی در کنار والدین خود زندگی می‌کنند و از آنها به زبان خوش پول توجیبی می‌گیرند که محتاج خلق خدا نشوند و استقلال و آزادی خود را حفظ کنند. خدا حفظشان کند. چه پسری!...

حکایت مینی ماستمالیتی: در برخی کشورها واقعا پیشرفت بیداد می‌کند و این قضیه در مورد حقوق والدین و فرزندان نسبت به یکدیگر نیز صدق می‌کند. نقل است پسری را دیدند که دارد بکوب پدرش را کتک می‌زند. برخی از دور چنین پنداشتند که قضیه سیاسی است و یک نفر دارد یک نفر دیگر را قشنگ توجیه می‌کند. اما نزدیک که شدند، احساس کردند که کور خوانده‌اند. قضیه خانوادگی است. از پسرک پرسیدند که: «چرا داری پدرت را می‌زنی؟» پسرک گفت: «آقارو!.... واقعا آخرالزمان شده‌است. یعنی آدم حق ندارد پدر خودش را تربیت کند؟... وا حقوق بشرا!... وا اومانیسما!... وا یونیسفا!... (و کلی «وا»ی دیگر که بهتر است همینجا بسته شود.)

بسته پیشنهادی: تجربه نشان داده است که هیچ چیزی مثل زبان خوش فرزندان نمی‌تواند باعث دریافت و استمرار پول توجیبی آنها شود. زبان خوش حتی می‌تواند مار را از لانه‌اش بیرون کشد؛ کشیدن پول توجیبی از جیب پدر و مادر که دیگر مثل آب خوردن می‌ماند. اگر با زبانی نرم، لطیف، عاشقانه و سرشار از انواع و اقسام شعرهای محبت‌آمیز و مهرورزانه باشد که دیگر حتی می‌تواند میزان و مقدار پول توجیبی را هم به تناسب نرخ تورم جامعه افزایش دهد.

تک مضراب: عجب حرف جالبی زدیم. یاد یک خبر دیگری افتادیم که البته هیچ ربطی به خبر بالا ندارد، وگرنه بالا می‌آوردیمش. مجلس محترم تصویب کرد که دولت مکلف است حقوق و دستمزد کارمندان را در سال جاری به میزان نرخ تورم افزایش دهد. ظاهرا دولت نفتمند و هدفمند، در نظر داشته که میزان افزایش حقوق کارمندان، متناسب با سقف اعتبارات مصوب در لایحه بودجه سال 90 و در حدود 6درصد باشد. رقمی که هر کارمندی سفیل و سرگردان می‌ماند که چه جوری خرجش کند. خوب شد که خبر برون مرزی بالا سبب خیر شد تا یاد این خبر داخلی مهم بیفتیم و آن را نقل کنیم. الان کارمندان عزیز که دیگر ناهارشان هم قطع شده، کلی ذوق و شوق کردند. خداییش دممان گرم!... (هرچه ایستادیم دیدیم کسی چیزی نمی‌گوید، خودمان گفتیم. من و شما نداریم که!)

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها