در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فقط همان شمار اندک دوومیدانیکاران و دوستانشان، دستی تکان دادند و کمی سروصدا کردند و بعد همه چیز تمام شد. تازه در همین لحظهها بود که حسینزادهرهبر آهی کشید و حسرت ورزشگاههای پر از تماشاگر را خورد.
وقتی وارد ورزشگاه حافظیه میشدیم، معلوم نبود که آنجا مسابقات دوومیدانی برگزار میشود. بیرون از ورزشگاه و تمام شهر شیراز حتی به یک تابلو یا نوشته روی پارچه یا پوستر برخورد نکردیم که نشان دهد پس از 26 سال مسابقات مهم دوومیدانی قهرمانی کشور برگزار میشود. این داستان مکرر دوومیدانی ماست.
یادش بهخیر سالهای دور وقتی حتی مسابقات دوومیدانی مدارس برگزار میشد، هزاران نفر برای تشویق ورزشکاران به ورزشگاه میرفتند. از مسابقات قهرمانی کشور که بگذریم، مگر مسابقات دوومیدانی باشگاهها در سالهای اخیر تماشاگر داشت.
چنین به نظر میآید که مسوولان دوومیدانی فقط در تلاش برای برگزاری مسابقات و سروسامان دادن به چند ورزشکار شاخص و کسب موفقیت نیمبند در چند رویداد بینالمللی هستند و به اهمیت حضور تماشاگران در مسابقات پی نبردهاند یا این که اصلا برایشان تماشاگر مهم نیست یا اینکه نمیدانند چگونه تماشاگران را به ورزشگاه بکشانند.
بیخبر از حضور حدادی
احسان حدادی، رکورددار و قهرمان پرتاب دیسک آسیا از آن ورزشکارانی است که حضورش در مسابقات باعث گرمی مسابقات و جذب تماشاگر میشود. اما هنوز نمیدانیم که برای مسابقات او میشود تبلیغ کرد و تماشاگر داشت. حدادی که تمرینات آغاز فصل خود را با جدیت از آغاز فروردین در جزیره کیش برگزار کرده، به شیراز رفت تا در مسابقات قهرمانی کشور شرکت کند. او میتوانست مانند بسیاری از ملیپوشان، برگزاری زودهنگام مسابقات را بهانه کند و به شیراز نرود و اگر هم رفت تنها تماشاگر باشد. اما احسان باهوشتر از آن است که وقت خود را تلف کند. فراهم بودن میدانی برای پرتاب، او را ترغیب کرد که مسابقه دهد و آمادگی خود را بسنجد که البته پرتاب خوبی هم داشت. وقتی محمود صمیمی، دیسک را 63 متر و 76 سانتیمتر پرتاب کرد، احسان تحریک شد که یکی از پرتابهای خوب خود را نشان دهد. نکته جالب این که او در پرتاب اول، دیسک را کمتر از 60 متر پرتاب کرد و اصلا نمیخواست پرتاب محکمی داشته باشد. پس از پرتاب صمیمی، احسان از تماشاگران بسیار اندک ورزشگاه خواست با دستزدن او را تشویق کنند. در آن موقع فهمیدیم که قصد دارد با قدرت پرتاب کند. پرتاب کرد و حدنصاب خوب 65 متر و 89 سانتیمتر را به دست آورد که برای آغاز فصل مطلوب است.
پس از مسابقه وقتی درباره پرتابش و تماشاگران پرسیدیم، آهی کشید و گفت: اگر چند هزار تماشاگر حضور داشتند، دیسک را خیلی بیشتر پرتاب میکردم. در شهر تالین وقتی رکورد آسیا را شکستم حتی پیش از پرتاب، هزاران تماشاگر مرا گرم کردند و روحیه من دوچندان شد. آنجا به خود گفتم: چه میشد در کشور خودمان هم این تعداد تماشاگر دوومیدانی داشتیم. تازه سفره دل احسان باز شد و حرفهایش را اینگونه ادامه داد: وقتی به نزدیکی ورزشگاه حافظیه رسیدیم شیرازیها خیلی به من محبت کردند و دورم حلقه زدند. از من پرسیدند: آیا به بارگاه حافظ میروم تا مزار شاعر شیرینسخن ایران را زیارت کنم؟ فکرش را هم نمیکردند که برای مسابقهدادن به شیراز آمدهام. وقتی گفتم مسابقه دارم، با تعجب پرسیدند چرا تبلیغات نشد؟ اگر میدانستیم شما مسابقه میدهید، ما و بسیاری دیگر از شیرازیها به ورزشگاه میآمدیم. احسان حرفهایش را اینگونه ادامه داد: در شیراز از جمع ملیپوشان و کسانی که در بازیهای آسیایی مدال کسب کردند، چند نفری بودند و مطمئنم که اگر کمی تبلیغات میشد، عده زیادی به ورزشگاه میآمدند و آن وقت میتوانستیم بگوییم مسابقات قهرمانی ایران در معنای واقعی خود برگزار شده است. در گوانگجو من، سجاد مرادی و کاوه موسوی وقتی انبوه تماشاگران را دیدیم که ورزشکاران دوومیدانی را تشویق میکنند روحیهای دوچندان یافتیم.
تماشاگر را چگونه جذب کنیم
هر مسابقه ورزشی زمانی تماشاگر دارد که پرهیجان و جذاب باشد و البته اهمیت رقابتیبودنش را نباید نادیده گرفت. تماشاگر حوصله تماشای مسابقه بیرمق و فرسایشی را ندارد. در دوومیدانی جذب تماشاگر بسیار دشوارتر از جذب تماشاگر در ورزشهای تیمی و مسابقهای است. در چند رشته متفاوت ورزشکاران مسابقه میدهند و تماشاگر باید مرتب تمرکز خود را روی مسابقات متعدد قرار دهد.
مسابقات دوومیدانی معمولا زمان زیادی میبرد و تماشاگر حوصله ندارد چندین ساعت در ورزشگاهی بنشیند که حتی امکانات رفاهی برایش موجود نیست. در دوومیدانی ما رسم براین است که یک دوره مسابقات، در تمام مواد یا حداکثر مواد برگزار میشود که این خود زمانی تقریبا 2 روزه میبرد. این مسابقات حتی یک دوومیدانیکار را در مقام تماشاگر خسته میکند و چون ستارههای زیادی در دوومیدانی نداریم، بیشتر کسانی که مسابقه میدهند، برای تماشاگران ناشناختهاند و بنابراین مسابقه آنها برای تماشاگر، دیدنی نخواهد بود.
پس اگر واقعا دستاندرکاران دوومیدانی و مجموعه مدیریت ورزش کشور دوست دارند مسابقات دوومیدانی را تماشاگرپسند کنند باید طرحی نو در اندازند. مسابقات بزرگ در کشورهای دیگر بویژه دایموند لیگ الگوی خوبی هستند. برگزاری مسابقات جایزه بزرگ در چند رشته که ورزشکاران صاحبنامی داریم یکی از راههای کشاندن تماشاگران به مسابقات دوومیدانی است. اگر برنامهریزی درست و دقیق باشد، میشود مسابقات جایزه بزرگ را حداکثر در 2 ساعت برگزار کرد و مسابقات هم توام با هیجان میشود.
یکی از کارهای مهم برای این که تماشاگران جذب مسابقات هدفمند دوومیدانی شوند، در نظر گرفتن جوایز نقدی نفیس برای چند تماشاگر است. تجربه برگزاری همایشهای پیادهروی در شهرهای مختلف نشان داده که مردم برای شرکت در قرعهکشی جایزه هم که شده، در برنامه شرکت میکنند. برای دوومیدانی میتوان چند سالی این کار را کرد تا مردم این ورزش را خوب بشناسند و به آن عادت کنند. پس از آن شاید نیازی به دادن جایزه به تماشاگران نباشد. از همه مهمتر تبلیغات است. بدون تبلیغات درست و گسترده، نمیتوان مردم را به دوومیدانی علاقهمند کرد. تا علاقه ایجاد نشود، کسی رغبتی به تماشای مسابقه دوومیدانی نخواهد داشت. البته در کنار همه این کارها باید خوب قهرمانپروری کرد و در مواد مختلف دوومیدانی قهرمانان موفق پرورش داد. اگر دوومیدانی ما از حالت تکستارهای بیرون بیاید و مثلا در چندین ماده چند نفر در سطح احسان حدادی داشته باشیم، صحبت از دوومیدانی در رسانهها و جامعه بیشتر میشود و آشنایی مردم با این ورزش افزایش مییابد و کمکم تمایل پیدا میکنند به تماشای مسابقات بروند. البته اگر مسابقات در وضعی مطلوب و هدفمند برنامهریزی و سازماندهی شود. فراموش نکنیم که ورزشکاران و نامداران بهترین تبلیغ برای یک رشته ورزشیاند و باید بدانیم از چنین ابزاری چگونه استفاده کنیم.
مسوولان دوومیدانی فقط در تلاش برای برگزاری مسابقات و سروسامان دادن به چند ورزشکار شاخص و کسب موفقیت نیمبند در چند رویداد بینالمللی هستند و به اهمیت حضور تماشاگران در مسابقات پی نبردهاند
بسیاری از کشورها خوب میدانند از این ابزار چگونه بهره بگیرند. بیعلت نیست که مسابقات دوومیدانی المپیک بیشترین تماشاگران بازیهای المپیک را دارد و وقتی نامداران دوومیدانی در مسابقهای شرکت میکنند ورزشگاه جای سوزنانداختن ندارد و اگر مسابقه دور جاده باشد، هزاران نفر در خیابانها و حاشیه جادهها صف میکشند تا تماشاگر رقابت دوندگان باشند. برای مثال به مسابقه دو نیمه ماراتن و ماراتن وین اشاره میکنیم که اواخر فروردین امسال در خیابانهای این شهر اروپایی برگزار شد و 300 هزار نفر تماشاگر داشت که بیشترشان برای تماشای دویدن هایله گبرسلاسی، دونده مشهور اتیوپیایی، صف کشیده بودند. مسوولان برگزاری مسابقه گفتند بزرگترین موفقیت آنها، حضور گبرسلاسی در مسابقه وین بود که گرما و هیجانی دوچندان به آن بخشید.
پخش تلویزیونی بیفایده
گاهی برخی از مسابقات دوومیدانی را شبکه 3 تلویزیون یا شبکههای استانی به طور نیمبند، پوشش میدهند و به اصطلاح پخش مستقیم تلویزیونی انجام میشود، اما تا به حال این نوع پخش، تاثیر چندانی در رونق دوومیدانی نداشته است. در حالی که پخش تلویزیونی مسابقات دایموند لیگ، قهرمانی جهان یا اروپا یا المپیک هیجان و ارزش رقابتهای دوومیدانی را بالا میبرد. در اینجا اگر مسابقه فوتبال، والیبال، بسکتبال، کشتی یا ... نباشد برای خالی نبودن عریضه، کمی دوومیدانی پخش میشود که همیشه ناقص است. گزارش کسلکننده مسابقه و فرسایشیبودن مسابقات، به گونهای است که بیننده تلویزیونی، عطای تماشای دوومیدانی را به لقایش میبخشد یا تلویزیون را خاموش میکند یا به سراغ کانال دیگری میرود.
برای جذب بیننده تلویزیونی هم مانند جذب تماشاگر، ابتدا باید مسابقات را خوب سازماندهی کرد و برنامه داشت و ورزشکاران زبده در سطح بینالمللی را پرورش داد. وقتی سطح دوومیدانی بالا برود و نظم و سرعت و دقت در کار باشد، تلویزیون هم رغبت میکند تا رقابتهای دوومیدانی را به شیوهای دیگر پخش کند که بینندگان فراری نشوند. با وضع موجود از کوزه برون همان تراود که در اوست.
جهانگیر چراتی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: