کربلا ی جبهه‌ها، یادش بخیر

چند قدمی آب پشت خاکریز نشسته بودیم، اونهایی که فاو بودند کانال پمپاژ آب را می‌دانند کجاست! (نزدیک موقعیت شهید پیکری، پست امداد لشکر امام حسین(ع) پشت بی‌سیم از صبح تا آن موقع فقط مهمات طلب می‌کردیم، اما کار به جایی رسید که با ته مانده رمقم به فرمانده گردانمون شهید حسین بیدرام می‌گفتم حسین جون آب! آب! آب.
کد خبر: ۴۰۱۰۰۹

تویوتا با سرعت به ما نزدیک شد، امکان ایستادن نداشت، حدود 50 متری ما دور زد و درحین دور زدن یک دبه 20 لیتری آب و مقداری مهمات روی زمین انداخت و به سرعت از ما دور شد.

بچه‌ها قمقمه‌هاشون را برداشتند و به سمت دبه آب دویدند اما هنوز نرسیده گلوله خمپاره چند قدمی آنها به زمین خورد و انفجار.

دود و گرد و غبار کم شد آن صحنه را دیدم!

از سوراخ‌های بدن دو نفر از بچه‌ها خون جاری بود و دبه آب هم ترک خورده بود و آب آن روی زمین می‌ریخت. این آب و خون زمین را برای رسیدن به هم می‌شکافتند.

همسنگرانم با لب‌های تشنه، مهمان ارباب تشنه لب شدند.

و من امروز هرگاه آب می‌نوشم به یاد لب‌های تشنه آنان یا حسین می‌گویم...

وبلاگ نشانه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها