عدم تبیین نقش و جایگاه واقعی موزه در ایران که از وظایف نهادهای ذیربط و رسانههای جمعی است، موجب شده تا عامه مردم با موزه و نقش و کارکردهای آن، چندان آشنا نباشند. شکی در این مساله وجود ندارد که هر کس با هر ذائقهای میتواند به موزهای تخصصی یا عمومی مراجعه کند و از داشتهها و گنجینههای آن بهره فرهنگی و علمی ببرد.
نقش موزههابیش از 90 سال از موزهداری در ایران سپری شده است، اما با این وجود هنوز بازخوانی درست و کارشناسی شدهای درباره جایگاه و اهمیت موزهها از جنبههای مختلف صورت نگرفته است. تنها با برگزاری چند سمینار و انتشار چند مقاله نمیتوان نقش و فرهنگ بازدید از موزهها را در جامعه نهادینه کرد.
موزهها در مجموع دارای 3 نقش ویژه و اساسی هستند که باید بر مبنای هر کدام، سیاستگذاریهای خاص و ویژهای انجام داد. آن 3 نقش عبارتند از: تفریحی، آموزشی و علمی.
گرچه بیشتر کارشناسان اذعان میکنند که در حال حاضر نقش تفریحی موزهها نسبت به دیگر نقشهای آن پررنگتر است و از این روی تاکید ویژه و بیشتری بر بهرهگیری علمی و پژوهشی از موزهها دارند، اما با پررنگ کردن و اهمیت دادن بیشتر به این نقش هم میتوان به تقویت پایههای اقتصادی و شناساندن فرهنگ، تاریخ، تمدن و... به دیگر مردمان دور و نزدیک، مدد رساند؛ حتی اگر به صورت گذرا و از سر تفنن به موزه وارد شوند. در گذشتهها و در حال حاضر نیز تا حدودی، بیشتر موزهها در اماکن تفریحی تاسیس میشدند تا عامه مردم از آن بازدید کنند. از این روی همیشه تاکید خاصی بر نقش تفریحی موزهها وجود دارد.
در کنار نقش تفریحی موزهها، نقش علمی و آموزشی آن در حال حاضر روبه فزونی است تا جایی که بسیاری اهمیت آن را از کتابخانه نهتنها کمتر نمیدانند بلکه به دلیل مشاهدات عینی نقش موثرتری برای موزهها در مباحث آموزشی قائلند. امروزه موزههای تخصصی به عنوان بخشی از برنامههای اجرایی دولتها برای تصمیمگیری و پاسخ به نیازهای علمی زیربنایی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین در محورهای مختلف علوم انسانی و علوم تجربی برای آموزش و پژوهش از موزهها استفاده بسیاری میشود.
آنچه ما به آن نپرداختهایم ایناست که امروزه موزهها نیازمند کتابخانههای غنی و آزمایشگاههای تخصصی گوناگون هستند
به بیانی دیگر موزهها تنها مکان نگهداری چند شیء عتیقه و قدیمی نیستند بلکه موزه مکان پویایی است که با کار پژوهشی و علمی هر روز دادههای جدیدی را به علاقهمندان خود عرضه میکند. این پویایی خود انگیزهای در مخاطب ایجاد میکند تا رویدادهای گذشته و مباحث مرتبط با آن را به صورت مستمر پیگیری کند که در نهایت به رونق یافتن موزهها و حرکت به سمت تخصصی شدن آنها میانجامد.
به طور مثال فرهنگ دیدار از موزهها به دانشآموزان میآموزد که با زیبا دیدن ، خوب حس کردن و بهتر تجربه کردن میتوانند بسیاری از موضوعات و مطالب درسی و غیردرسی را به صورت شخصی و با مشاهده عینی تجزیه و تحلیل کنند.
نقش حیاتی موزهها در جوامع بشری نقشی بدیع، ماندگار و مروج نابترین پدیدههای فرهنگی است. موزهها از معدود مراکز حافظ یادگاران نسل گذشته و در حقیقت فرزندان هنر و تاریخ هستند. هریک از این اشیا در عین بیزبانی به هزار زبان سخن میگویند، زیرا اسناد معتبری از هنر، فرهنگ و تاریخ را ارائه میدهند.
موزهها از بودن تا نبودنآیا با قرار دادن چند شیء فرهنگی، تاریخی و حتی عتیقه در یک مکان میتوان نام موزه را که مفهومی وسیع و بینالمللی دارد بر آن مکان گذاشت؟ رضا مرادی غیاثآبادی، کارشناس فرهنگ ایران باستان و اختر باستانشناسی بر این باور است که: «... اصولا در ایران آن چیزی که در عرف جهانی بدان موزه میگویند، وجود خارجی ندارد... آنچه عملا در ایران به اسم موزه وجود دارد و به چشم میآید، صرفا جعبه آینههای بزرگی است که نبونید پادشاه بابل نیز در خانه خود داشته است.
در دوران معاصر، موزهها صرفاً به مکانی اطلاق نمیشوند که تعدادی از آثار باستانی یا هنری را در جعبههایی به تماشای عموم بگذارند؛ بلکه موزهها وظیفه حفظ و نگهداری مطمئن، برنامههای پژوهشی و کارگاههای آموزشی، انتشار نشریات و حاملهای چند رسانهای، تعامل گسترده با موزهها و موسسات پژوهشی دیگر، اجرای عملیات باستانشناختی و بررسی و کاوش و بسیاری فعالیتهای فرهنگی دیگر را نیز دارند. موزهها نیازمند کتابخانههای غنی و آزمایشگاههای تخصصی گوناگونی هستند که ابتداییترین آنها (که ابزارهای سالیابی و قدمتسنجی باشد) در هیچ یک از موزههای ما و حتی در هیچ یک از دیگر سازمانها و موسسات ما وجود ندارد.»
همین تلنگر کافی است تا به این مهم بیندیشیم که برای بازخوانی هویت تاریخی خویش! برای شناختن ایران، این نام ماندگار و پرآوازه، چگونه باید تاریخ، هویت و فرهنگ اصیل خود را بازگو کنیم؟
موزهای به وسعت ایران زمیناین که نباید موزه را در سیاستهای خاص محدود کرد یا موزه را انبار و سپس آن را خوراک موریانه کرد، امری بدیهی است. در حالی که جهانیان اذعان به غنای تمدن و تاریخ ایران دارند متاسفانه از این گنجینه ناب و بیپایان چندان شایسته و بایسته بهره گرفته نمیشود. هنوز تورهای گردشگری، مراکز علمی و فرهنگی و همه آنانی که میتوانند نقشی در بهبود جایگاه موزه داشته باشند فاقد برنامهای مدون و کارشناسی شده در این زمینه هستند؛ در حالی که دیگران خوب به اهمیت و ارزش این ثروت واقف شدهاند.
لیوا لوی اکوستی، سفیر سوئیس در تهران در مراسم گشایش نمایشگاه پیکاسو در کشور خود، در اظهارنظری جالب چنین بیان کرد: «بردن نام موزه هنرهای معاصر تهران و کشور ایران منجر به تشویق و استقبال هنرمندان و علاقهمندان هنر (در سوئیس) شده است.»
باید چشمها را شست، درست مثل هر روز صبح؛ چرا که هر لحظه اتفاقی جدید در همه حوزههای دانش بشری رخ میدهد و موفقیت از آن کشوری است که در زمینه مباحث علمی گوش به زنگ، هوشیار و پیشرو باشد.
سامان عابری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم