پرده اول: زمستان 80 ، انترن داخلی بیمارستان شهدای تجریش بودم.اورژانس این بیمارستان یکی از جاهایی است که بین بچه های پزشکی به «باند پرواز» معروف است.
کد خبر: ۴۰۰۶۷
برای این که فردا ریاست محترم بیمارستان جوابیه ای برای روزنامه نفرستد ، باید تاکید کنم نه به دلیل این که در اورژانس به آنها رسیدگی نمی شود، بلکه به دلیل این که واقعا نمی شود برای بعضی از آنها که کلکسیون امراض و اختلالات مختلف هستند و چون در هیچ مر کز دیگری پذیرش نمی شوند ، به آن بیمارستان ارجاع ، می شوند ، کاری انجام داد، طبیعتا آمار مرگ و میر اورژانس این بیمارستان بالاست . به هر حال ، یک شب من انترن کشیک داخلی در اورژانس بودم که ناگهان با سر و صدا و بیا و بگیر مریضی را وارد اورژانس کردند. مردی میانسال با کت و شلوار و ریش آنکادر، با لحنی تحکم آمیز و تا حدی خشن که از همان ابتدای ورود به اورژانس ، ورد زبانش این بود: مگر نگفتم نیاوریدش اینجا؛ من الان به دکتر فلان در فلان بیمارستان زنگ می زنم . اینها یک مشت انترن بی سوادند و...ظاهرش و طرز حرف زدنش مثل یک مدیر دولتی بود که گویا هنوز فکر می کرد پشت میزش نشسته است . بیمار زنی 80ساله بود که دیابت و مشکل قلبی داشت و حالا سکته مغزی کرده و تقریبا در آستانه مرگ بود. بیمار را به اتاق سی.پی.آر بردیم . احتیاج به آی.سی.یو داشت که تخت خالی نبود و بنابراین همچنان در اتاق سی.پی.آر ماند. تا 2روز بعد که بیمار در اورژانس بیمارستان فوت کرد، پسر مدیرکلش برای او از همان بیمارستان های خصوصی که می گفت آنجا آشناهای زیادی دارد ، پذیرش آی.سی.یو نگرفت.
پرده دوم:
به صورتحساب یکی از دوستان که ماه قبل همسرش در یکی از بیمارستان های خصوصی ، سزارین شده نگاه می کنم . بچه بدون مشکل به دنیا آمده و بیمار فقط یک شب بستری بوده است . به غیر از هزینه حق عمل دکتر که به دلیل آشنایی دوستمان با آن پزشک 350هزار تومان بیشتر نیست ، بقیه هزینه ها از این قرارند: کمک جراح دکتر 85هزار تومان ، بیهوشی 85هزار تومان ، ویزیت پزشک در بخش 23هزار تومان ، اتاق عمل 150هزار تومان ، آزمایشگاه 28هزار تومان و...هزینه سزارین در یک بیمارستان دولتی با توجه به این که بیمه خدمات درمانی هم می پذیرد بیشتر از 100هزار تومان نمی شود؛ اما یک بیمارستان دولتی احتمالا اتاقهایش به تر و تمیزی اتاقهای یک بیمارستان خصوصی نیست و وقتی فامیل و دوستان برای عیادت می آیند، بالاخره بیمارستان خصوصی کلاسش بالاتر است و...آن دوست من ، در واقع برای کلاس همان 2ساعت ملاقات ، مجبور شده بود 900هزار تومان خرج کند. این احتمالا گران ترین میهمانی ای بود که او در عمرش برگزار کرده بود. پرده سوم:اساتید محترم مسوول بیمارستان ایرانمهرآیامی توانندبرای توجیه اشتباهی که رخ داده است با این تاکید که حتی در بهترین مراکز درمانی دنیا، بارها اتفاقاتی بدتر از این هم افتاده و به هر حال هیچ کس مصون از خطا نیست - و برای تبرئه بیمارستان و شانه خالی کردن از بار مسوولیت ، فرافکنی کنند و سلامت و امنیت سیستم بهداشت و درمان را زیر سوال ببرند و مردم را نسبت به همه همکاران خودشان در همه بیمارستان های دولتی و خصوصی بدبین کنند؛.
آیا در تمام آن روزهایی که هزینه های درمانی بیمارانشان را طبق تعرفه ای که خودشان تعیین می کردند ، می گرفتند ، حرفی از نظارت وزارت بهداشت بود؛ آیا این اساتید محترم نمی دانند که سطح توقع مردم هم به نسبت هزینه ای که مجبور می شوند به این گونه بیمارستان ها بپردازند ، بالاتر می رود؛ وآیا غیر از این است که این اساتید محترم باید توقع برف بیشتری بر بام گسترده بیمارستان هایشان داشته باشند؛