چهره‌ها‌‌ و‌ حادثه‌ها

دزدی که خاطراتم را برد!

زمانی که بازیگری را در کلاس‌های آزاد می‌گذراند، باورش هم نمی‌شد روزی به بازیگری مطرح تبدیل شود. عبدالرضا زهره‌کرمانی بازی در سینما را از سال1377 با «هیوا» به کارگردانی «رسول ملاقلی‌پور» آغاز کرد، اما سریال غریبه او را بر سر زبان‌ها انداخت، گزیده‌کار است و جدا از بازیگری، فیلمسازی هم می‌کند. او درباره بدترین حادثه زندگی‌اش می‌گوید:
کد خبر: ۳۹۹۲۶۷

در کرمان به دنیا آمدم و بزرگ شدم، تک‌تک محله‌های بم را می‌شناسم و هنگامی که از آنجا رد می‌شوم دفتر خاطراتم نیز ورق می‌خورد، البته باید بگویم ورق می‌خورد، بعد از زلزله و بازسازی‌هایی که شده است دیگر چیزی از بم، کرمان قدیم و رویای کودکی‌ام باقی نمانده...

عبدالرضا زهره‌کرمانی ادامه می‌دهد: بعد از زلزله دل‌خوش کردم به عکس‌های قدیمی، برایم گنجینه باارزشی بود که آنها را در صندوقی قدیمی و به ارث رسیده از مادرم نگهداری می‌کردم، درش همیشه قفل و کلیدش همراهم بود... شب بود و خسته از کار شبانه، وارد خانه شدم، حالت خانه را دوست نداشتم، حس عجیبی مثل حضور یک غریبه آزارم می‌داد، دور کلید با قفل سر ناسازگاری گذاشت و چند لحظه‌ای معطلم کرد...

بالاخره در باز شد و وارد شدم، همه جا به هم ریخته بود، خانه‌ام بوی دزد می‌داد، بدون این‌که به جایی توجه کنم به سمت اتاقم رفتم، روی تخت را بالا زدم، باورم نمی‌شد، صندوقچه نبود!

او گفت: خوب مــی‌دانم آن عکس‌ها به درد دزد نمی‌خورد و به هوای صندوق آنها را برده است، هزار بار خودم را لعنت کردم، چرا باارزش‌ترین چیز از نظر خودم را در جایی گذاشتم که ببرندش ! حتی به فکرم رسید آگهــی بدم و برای پیدا‌شدن عکس‌هایم ـ تنها چیزی که از کودکی و بم برایم مانده بودـ جایزه بگذارم، اما خانواده مانع شدند، شکایت کردم و با این‌که از این حادثه 3 سال می‌گذرد هنوز هر بار که شماره‌ای ناآشنا با من تماس می‌گیرد یا غریبه‌ای در خانه‌ام را می‌زند، امیدوارم خبری از ثبت گذشته‌ام داشته باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها