گفتگو با مجید خلج ، نوازنده تنبک

هر اجرای تازه برایم یک معماست

مجید خلج، نوازنده تنبک از شاگردان نسل دوم حسین تهرانی است که با اجرای خود در جشنواره‌ها و کنسرت‌های مختلف خارجی و تدریس موسیقی در کشورهای فرانسه و سوئیس توانسته این ساز ایرانی را به علاقه‌مندان جهان معرفی کند.
کد خبر: ۳۹۸۵۴۹

او که شیوه نوینی را در نوازندگی تنبک پیش گرفته، در کنسرت مشترکش با حسین علیزاده در تهران و شهرستان‌ها که ماه گذشته برگزار شد، با نواختن چند ساز دیگر، تماشاگرانش را شگفت‌زده کرد. گفت‌وگوی ما با خلج بیشتر درباره همین سبک ویژه او در نوازندگی است.

شما در این کنسرت از ریتم‌ها و سازهای مختلف استفاده کردید. درباره بهره‌گیری از ریتم‌ها و شیوه‌های جدید در همنوازی با ساز حسین علیزاده توضیح دهید؟

این شیوه نواختن تنبک را می‌توان به کار یک نقاش تشبیه کرد. این تجربه حدود 20 سال پیش در اولین دیدار و کنسرتم با علیزاده رخ داد.

از آن زمان دائم به این فکر بودم که چگونه از قالب‌های گذشته بیرون بیایم. به این شکل تجربه من در این زمینه شروع شد و در حال حاضر تمام انگشت‌‌گذاری‌ها و صداهای جدیدی که در نوازندگی من شنیده می‌شود، زاییده تجربیاتی هستند که روی صحنه انجام شده و ملکه ذهن من است.

با این حال در یک اجرای بداهه، هماهنگی با نوازنده دیگر بسیار سخت است.

تا امروز با علیزاده حدود 200 کنسرت در سراسر جهان برگزار کرده‌ام که بر این اساس احساس، بیان‌‌ سازی، شیوه پرداخت به جملات موسیقی و حتی قطعات ضربی و... را در همنوازی با او می‌شناسم و بسته به این شیوه‌ها از ریتم‌های مختلف استفاده می‌کنم. با این حال اینها در واقع تکنیک‌هایی هستند که در خدمت بیان لحظه به وجود می‌آیند و قبلا درباره آنها تصمیم‌گیری نمی‌شود.

سبک نوازندگی شما با شیوه‌های قدما تفاوت دارد. این وجه تمایز از کجا می‌آید؟

از ابتدای همکاری‌ام با علیزاده به ریتم‌هایی که در شعرها و نثرهای فارسی گنجانده شده‌اند، توجه زیادی داشتم و به این نتیجه رسیدم که عمده آنها پیچیده در اشعار ماست. وقتی به اینها توجه کنیم با چارچوب‌هایی مواجه می‌شویم که با قالب‌های سنتی و ریتم‌های متداول تفاوت دارند.

شما در اجراهایتان از 2 ساز بم دایره و زنگ سرانگشتی هم استفاده می‌کنید، دلیل احیا و تغییر این دو ساز آیا به جای خالی‌شان در موسیقی ایرانی باز می‌گردد یا شما در تکنیک شخصی‌تان نیاز به صداهای متفاوت دارید؟

بم دایره و زنگ سرانگشتی از دل کار من بیرون آمده‌اند و در واقع من به دنبال یکسری صداهای خاص بودم. برای همین همیشه می‌خواستم این‌ سازها را به گونه‌ای تغییر دهم که با این صداها بتوانم برای بیان خودم در لحظه استفاده کنم.

کمی در باره این 2 ساز ابداعی توضیح دهید.

بم دایره یک ساز ابداعی کوکی است که من ادعایی برای اختراع آن ندارم، بلکه بیشتر تلفیقی از سازهای دایره، دف و تانجیرای هندی است. زنگ سرانگشتی را در جستجویم در میان سازهای فلزی ایران در یک تابلوی نقاشی مینیاتور در نمایشگاهی در پاریس کشف کردم. در مواجهه با این تصویر برایم جالب بود که این ساز هم اکنون کجاست. وقتی ردی از آن پیدا نکردم، این ساز را ساختم و کم‌کم نواختن آن را آغاز کردم، البته نه به شیوه‌ای که در موسیقی عرب و هند متداول است، بلکه هدفم ایجاد تکنیک جدید در شیوه نواختن در فضای موسیقی ایران بود.

تکنیک نواختن آن را از کجا کسب کردید؟

بخش عمده‌ای از نواختن زنگ سرانگشتی از تکنیک‌های تنبک می‌آید. برای من جای خوشبختی است که در عصر معاصر توانسته‌ام یک ساز را احیا کنم و مطمئن هستم در سال‌های آینده خیلی‌ها از این ساز استفاده خواهند کرد.

آیا تکنیک نواختن شما در اجراهای مختلف دائم در تغییر و تحول است یا یک قالب همیشگی دارید؟

پویایی کار و گرفتار نشدن در قالب‌های قدیمی، همیشه یکی از اهداف من در نوازندگی بوده است. البته این بدان معنا نیست که قالب‌های سنتی بی‌ارزش هستند ، بلکه شیوه ما پرداختن به مواردی است که دیگران به آن‌ها توجه نمی‌کنند و تا حد زیادی فراموش شده‌اند.

به وجود آمدن تکنیک‌های جدید به هیچ وجه نفی شیوه‌های گذشته و سنتی نیست. آنها ارزش‌های خودشان را دارند. هدف‌مان این بوده که در آن قالب‌ها گیر نکنیم و هر لحظه در اجرایمان پویایی وجود داشته باشد. برای من هر اجرای تازه و روی صحنه رفتن یک معماست چون ما نمی‌دانیم چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد در واقع ما بعد از هر اجرایی کار ضبط شده را تماشا می‌کنیم و آن موقع تازه متوجه اتفاقاتی که در حین ساز زدن رخ داده، می‌شویم.

به طور کلی اگرچه من همیشه دوست دارم شیوه نواختنم را تغییر دهم اما بدون شک بعضی وقت‌ها به شکل ناخودآگاه خودمان را تکرار می‌کنیم، ولی هدف نهایی این است که از پویایی باز نایستیم.

در شکل‌گیری تکنیک‌های نوازندگی‌تان چه قدر فضای بیرون از ایران و نیز اجرا با گروه‌های خارجی تأثیرگذار بوده است؟

نکته: با این که اعتقاد دارم شیوه‌های سنتی با ارزش هستند، اما پویایی و گرفتار نشدن در قالب‌های قدیمی، همیشه یکی از اهداف من در نوازندگی بوده است و برای همین همیشه دنبال صداها و ریتم‌های جدید رفته‌ام

خیلی موثر بوده چون من در هر اجرا با دیگر هنرمندان از آنها درس‌هایی را آموخته‌ام. در یک دوره‌ای با گروه‌های موسیقی معاصر اروپایی همکاری داشتم که به تنبک خیلی علاقه‌مند بودند و اعتقاد داشتند که صدای این ساز به نوعی آوای انسان است. همین بینش آنان برایم درسی بود که به این مساله از دید دیگری بنگرم.

در واقع آنان به من آموختند که به فرهنگ خودم از یک زاویه دیگر نگاه کنم و مرا هدایت ‌کردند که به ارزش‌های کهن با دیدی متفاوت بنگرم.

شما از شاگردان نسل دوم استاد تهرانی هستید. از آموخته‌های ایشان و اصل و قالب سنتی نواختن تنبک چگونه به شیوه‌های کنونی رسیده‌اید و در حال حاضر چه قدر از اصول ساز زدن استاد تهرانی در کارتان بهره می‌برید؟

می‌توان گفت 90 درصد آن چه اجرا می‌کنیم، ساختارهای جدید است که البته همه ریشه در کار اساتید گذشته دارد.

من معتقد به این هستم که بخش عمده صداهایی که با تنبک اجرا می‌شود را استاد تهرانی در قالب‌های سنتی نواخته که ما تنها آنها را به فرم‌های متفاوت در می‌آوریم. به عبارت دیگر فرم و انگشت‌‌گذاری‌ها جدید شده‌اند.

با این وجود من هنوز وقتی می‌خواهم به خلوص برسم، به کارهای استاد تهرانی گوش می‌دهم. چرا که حس و حالی که در کار ایشان موج می‌زند و فضایی که در همان قالب‌های گذشته به وجود می‌آورد، آنقدر غنی و زیباست که هنوز با آنها زندگی می‌کنم و سعی می‌کنم باز هم از آن درس بگیرم.

استادان دیگری هم داشتید؟

به غیر از استاد تهرانی، استادان دیگری چون بهمن رجبی و ناصر فرهنگ‌فر نیز در شکل‌گیری کارم نقش بسزایی داشتند. این اساتید بی‌نهایت زحمت کشیده‌اند و کارهایشان همیشه برای من پلی بوده برای رسیدن به کارهای بهتر.

تنبک یک ساز کاملا ایرانی است، اما شیوه نواختن شما هم ایرانی است و هم مدرن. در اجراهای خارجی، آیا مخاطب شما بیشتر با فرهنگ موسیقایی ایران آشنا می‌شود یا این که صرفا با یک ساز کوبه‌ای متفاوت مواجه می‌شود؟

مدرن بودن به معنی قرار گرفتن در کنار فرهنگ‌های دیگر است. سازی که من می‌زنم اگرچه متعلق به ایران است، اما بخشی از فرهنگ دنیا به شمار می‌آید، همانند معماری، نقاشی و دیگر هنرهای ایرانی. برای همین این ساز توانایی ارتباط برقرار کردن با مخاطبان بسیار زیادی در سطح جهان را دارد.

شما در خارج کشور چقدر تلاش کرده‌اید که ساز تنبک را به عنوان ساز ایرانی به علاقه‌مندان معرفی کنید؟

هم اکنون من حدود 200 شاگرد خارجی دارم که تنبک سازشان شده است . مثلا 4 دانشجوی ژاپنی داشتم که 5 سال شیوه استاد تهرانی را یاد گرفتند و یک مرکز فرهنگی در توکیو ایجاد کردند که خودشان تنبک درس می‌دادند.

در واقع طی این سال‌ها بیشترین مسوولیتم این بوده که این ساز را به غیر ایرانی‌ها بشناسانم.

این هنرجویان، تنبک را با توجه به فرهنگ موسیقایی خودشان می‌نوازند یا در قالب‌های سنتی ما؟

من شیوه استاد تهرانی را درس می‌دهم و بعد از مدتی هم به سوی شیوه سنتی کار روی اشعار می‌روم. آنان با این شیوه متوجه می‌شوند که ما از یک شعر چگونه به یک قطعه موسیقایی می‌رسیم.

امیرسعید بورنگ 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها