گفت و گو با جنیفر ایگان برنده جایزه پولیتزر

باید کتابم را دوباره بخوانم

جنیفر ایگان (Jennifer Egan) ، نویسنده و روزنامه‌نگار 49 ساله آمریکایی است که به همراه همسر و 2 فرزند پسر خود در منطقه بروکلین نیویورک زندگی می‌کند. این نویسنده در مجله‌های معتبری چون نیویورکر، ‌هارپرز، زوتروپ و پلاشرز داستان‌های خود را منتشر می‌کند، علاوه بر این نوشته‌های غیرداستانی‌اش (مقاله‌ها) در مجله نیویورک تایمز منتشر می‌شود. ایگان تاکنون یک مجموعه داستان کوتاه و 4 رمان، از جمله من را نگاه کن و دیدار توسط جوخه خل و چل‌ها نوشته است. رمان من را نگاه کن سال 2001 نامزد مرحله نهایی جایزه کتاب ملی آمریکا شد و رمان جوخه خل و چل‌ها نیز در این اواخر علاوه بر این که جایزه منتقدان کتاب ملی را به دست آورد و نامزد مرحله نیمه‌نهایی جایزه زنانه اورنج شد، جایزه معتبر «پولیتزر» را نیز برای صاحبش به ارمغان آورد. منظور از عبارت جوخه خل و چل‌ها گروهی از خلافکار‌ها و اوباش است که برای یک اتحادیه فاسد کار می‌کنند. در این رمان منظور از جوخه خل و چل‌ها در واقع استعاره‌ای از نیرو‌های بی‌رحم است که به زندگی شخصیت‌های داستان آسیب می‌زنند یا سرنوشت آنها را تغییر می‌دهند. بعضی از شخصیت‌های داستان در نهایت به خوشبختی دست پیدا می‌کنند، ولی این خوشبختی محدود است و به آن شکلی که مورد نظر آنها بوده، نیست. ایگان بستر داستان خود را بر فرهنگ جوانان (غربی) قرار داده و به وسیله آن به موضوع بزرگ‌شدن آدم‌ها و در پی آن از دست‌رفتن معصومیت‌هایشان پرداخته است. نشریه وال استریت ژورنال چند دقیقه پس از اعلام خبر بردن جایزه پولیتزر داستانی با جنیفر ایگان یک گفت‌وگوی تلفنی انجام داده است که می‌خوانید.
کد خبر: ۳۹۸۱۲۵

از بردن این جایزه چه حسی دارید و کی از برنده شدن خودتان مطلع شدید؟

بردن چنین جایزه‌ای آدم را واقعا دیوانه می‌کند! حس عجیب و غریبی دارم. کاش می‌توانستم حرفم را واضح‌تر بیان کنم. خیلی شگفت‌انگیز است، انگار که از زندگی واقعی خارج شده‌ام! 20 دقیقه پیش خبر برنده‌شدنم را شنیدم. تازه در یک رستوران نشسته بودم تا ناهارم را بخورم که موبایلم زنگ زد. ناگهان زدم زیر گریه و به خانم گارسن گفتم که خبری را به من رسانده‌اند و مجبورم بروم. آن زن گفت متأسف است و من گفتم: «نه، خبر خوبی به من داده‌اند!» و از همانجا مستقیما به خانه رفتم. باورنکردنی است.

انتخاب کتاب شما به عنوان برنده از سوی بنیاد پولیتزر، یک جور انتخاب نسبتا جسورانه‌ای است، آیا این انتخاب مؤید شیوه نگرش جدید این بنیاد به ادبیات داستانی است؟

به نظر من، داوران پولیتزر در انتخاب‌های خود همیشه به شیوه التقاطی عمل کرده‌اند. مثلا، سال گذشته کتابی را برگزیده بودند ـ رمان کم حجم دوره‌گرد‌ها اثر پل‌ هاردینگ ـ که توجه چندانی را به خودش جلب نکرده بود و از برخی جهات رمان بی‌سر و صدایی بود، هرچند البته رمان خیلی خوبی بود. جونو دیاس هم که نویسنده شناخته‌شده‌ای است، برنده جایزه پولیتزر شده است. پولیتزری‌ها تاکنون به طیف وسیعی از کتاب‌ها توجه نشان داده‌اند.

کمی‌ خودخواهانه است که آدم بخواهد فکر کند چون بنیاد پولیتزر اثری از او را انتخاب کرده، پس بنابراین با یک نگرش جدید دارد به ادبیات داستانی نگاه می‌کند. خیلی عجیب است که اینها جایزه پولیتزر داستانی را به من داده‌اند. بیشتر امیدوار بودم که پولیتزر روزنامه‌نگاری را به من بدهند. پولیتزر روزنامه‌نگاری هم داریم و یک روزنامه‌نگار می‌تواند با تلاش و کار سخت آن را به دست بیاورد، ولی این که پولیتزر داستانی را برده‌ام، برایم باورنکردنی است.

کتاب جوخه خل و چل‌ها از چندین زاویه روایت می‌شود. بعضی از منتقدان گفته‌اند این یک رمان پست ـ پست مدرن است. آیا چنین برچسب‌هایی را قبول دارید؟ آیا به نظر شما بردن جایزه پولیتزر مؤید تلاش‌هایتان است؟

آیا این پست ـ پست مدرن صرفا یک قرارداد نیست؟ یک جور واقعیت‌نمایی محض؟ باورکردنی نیست که این کتاب غیرمتعارف تا این حد مورد توجه قرار گرفته باشد، هرچند نگرانی بابت این که کتابم مورد توجه قرار نگیرد، هرگز باعث این نشد که دست از نوشتن آن بردارم. هرگز نگران این نبوده‌ام که رمانم توجه مثبت دیگران را به خود جلب نکند و به همین دلیل برایم حیرت‌انگیز است که این کتاب تا این حد جالب توجه بوده است. برایم شگفت‌انگیز است که کتابم توانسته خیلی‌ها را عمیقا تکان بدهد. فکر می‌کردم مخاطبان آن خیلی کمتر باشند. حالا کتابم برایم کمی‌ مرموز و اسرارآمیز شده است. احساس می‌کنم باید بروم و یک بار دیگر آن را بخوانم. احساس می‌کنم با کتابم کمی‌ غریبه شده‌ام‌‌.

یعنی یک جور‌هایی برایتان مرموز و غیرعادی شده؟ به این معنی که برایتان هم آشناست و هم ناآشنا؟

بله؛ دقیقا در معنای فرویدی‌اش، ولی به طرز خوشایندی مرموز و غیرعادی است.

آیا اکنون که پولیتزر را برده‌اید، احساس می‌کنید این فشار روی شما هست که به یک سبک جدید بنویسید یا این که به همان سبک همیشگی‌تان خواهید نوشت؟

تنها راهی که من برای نویسندگی بلدم این است که از کار‌هایی که پیش از این خلق کرده‌ام دور بشوم. امیدوارم تا وقتی که حسابی پیر نشدم، خودم را تکرار نکنم.

در طول یک‌سال گذشته بحث‌هایی در مورد نویسندگان مرد و زن وجود داشته و این که وضعیت آنان در مطبوعات چگونه است. مثلا واضح بود که رمان آزادی، جاناتان فرنزِن کتاب مهمی‌ خواهد بود، چون در مطبوعات خیلی سر و صدا کرده بود در حالی که دیگران معتقد بودند کتاب کلکسیونر کتاب آشپزی اثر آلِگرا گودمن در مطبوعات مورد توجه قرار نگرفته است. آیا به نظر شما نویسندگان زن باید بگویند: «کتابی که من نوشته‌ام، بهترین کتاب قرن است که قدر آن را ندانستند.»

هر کسی می‌تواند هر چیزی که دلش بخواهد بگوید، کار راحتی است. فکر و ذکر من بیشتر این است که زن‌ها بلندپرواز باشند و به موفقیت‌های زیاد دست پیدا کرده و کمتر موفقیت‌های خود را در بوق کنند. چیزی که من دوست دارم ببینم، وجود نویسندگان جوان و بلندپرواز است و هزاران هزار از این جور نویسنده‌ها وجود دارد. توصیه من به نویسندگان جوان زن این است که بلندپرواز باشند و بدون ترس کار خودشان را انجام بدهند.

جایزه‌ای برای همه نویسندگان

جایزه پولیتزر (که تلفظ صحیح آن «پولیتسر» است) هر ساله علاوه بر ادبیات داستانی به رشته‌های دیگر هنری مثل نمایشنامه‌نویسی، آهنگسازی، روزنامه‌نگاری، شعر، تاریخ و کتاب‌های غیرداستانی تعلق می‌گیرد که در مجموع شامل 21 رشته اصلی و فرعی می‌شود.

در واقع این جایزه‌ای است که همه شاخه‌های نویسندگی را در برمی‌گیرد. 20 نفر از این برندگان هر یک 10 هزار دلار (معادل تقریبی 10 میلیون تومان) وجه نقد دریافت می‌کنند به جز رشته «خدمات عمومی» در بخش روزنامه‌نگاری که یک مدال طلا دریافت می‌کند و معمولا هم به یک روزنامه داده می‌شود.

امسال پولیتزر نمایشنامه‌نویسی به بروس نوریس (کلیمبورن پارک) و پولیتزر شعر هم به کی رایان رسید و ران چرنو برای نوشتن بیوگرافی جورج واشنگتن، پولیتزر بیوگرافی را از آن خود کرد و جایزه ادبیات غیرداستانی را یک نویسنده هندی‌تبار به نام سیدارتا موخرجی برای نوشتن کتاب سلطان همه بیماری‌ها: بیوگرافی سرطان از آن خود کرد.

وال استریت ژورنال / مترجم: فرشید عطایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها