چینیها که از بازیهای آسیایی 1974 تهران و برای ایستادن در جمع کشورهای برتر ورزش قاره با مقام سومی بازیها استارت زدند، برای 4 سال بعد کار زیربناییشان در زمینه تاسیس مدارس ورزش و سرمایهگذاری اصولی در جهت شناسایی و پرورش استعدادها در رشتههای مختلف آنقدر خوب جواب داد که با تنگ کردن عرصه رقابت برای دیگر کشورها و به ویژه کره جنوبی و ژاپن، اکنون 36 سال است که در ورزش قاره حرف اول را میزنند و فاصلهشان با تیمهای دوم و سوم نیز آنقدر زیاد است که کره و ژاپن تنها برای کسب مقام دوم و سوم با هم رقابت میکنند و گوشهچشمی هم به جایگاه ممتاز چین در این عرصه ندارند. در همین بازیهای آسیایی گوانگجو که در حکم شانزدهمین دوره بازیها به حساب میآمد، چینیها با 199 مدال طلا، 119 نقره و 98 برنز و مجموع 416 مدال، با اختلافی 184 مدالی نسبت به تیم دوم (کرهجنوبی) اقتدار خود را به رخ کشیدند تا مشخص شود که فکر کردن به جایگاه رفیع آنان در ورزش قاره نیز مبهوت کننده است. چینیها حتی امروز به چنان توسعهای در ورزش رسیدهاند که برای قدرتهای ورزش دنیا (آمریکا و روسیه) نیز خط و نشان میکشند.
چینیها که به لحاظ نیروی انسانی با وفور نعمت مواجه هستند، با سرمایهگذاری ویژه روی رشتههای مدالآور، در هر میدانی که حاضر میشوند مدال درو میکنند تا طوفان زرد بدجوری خواب مدعیان ورزش دنیا را آشفته سازد. چین که در بازیهای المپیک 2004 آتن بعد از کشورهای آمریکا و روسیه به مقام سوم المپیک رسیده بود، در بازیهای 2008 پکن برای نخستین بار به مقام قهرمانی المپیک دست یافت تا حالا آمریکاییها و روسها بشدت به فکر این قضیه باشند که چگونه جلوی سیل ورزشی چین، مانع ایجاد کنند.
با این تفاسیر و منهای دو مقام دومی و سومی ایران در سالهای 1974 و 1950 و البته دو مقام دومی فیلیپین در سالهای 1954 و 1958 به همراه مقام سومی این کشور در سال 1962 و دو مقام سومی تایلند در سالهای 1966 و 1970 و همین طور یک مقام سومی تایوان در سال 1958، در باقی سالها و دورههای بازیهای آسیایی این سه کشور چین، ژاپن و کره جنوبی بودهاند که سایه سنگینی بر ورزش قاره داشتهاند.
آیا دومی آسیا شدنی است؟
در اینجا این سوال مطرح میشود که آیا کسب عنوان دومی در بازیهای آسیایی برای ورزش ایران شدنی است ؟ رویکردی که از سوی رئیسجمهور محترم پیش روی جامعه ورزش قرار گرفته است و همه جملگی باید بکوشیم تا برای دستیابی به قلههای افتخار در ورزش، هدفمند و البته در سایه استراتژی خاص به جلو قدم برداریم.
ابتدا باید اشاره شود که بحق دولتهای نهم و دهم با نظر دکتر محمود احمدینژاد، برای اعتلای ورزش ایران طی این سالها سنگ تمام گذاشتهاند و نمیتوان بههیچوجه خدمات و تلاشهای صورت گرفته در راه نیل به اهداف توسعهای و سربلندی ورزش را نادیده گرفت.
محمد علیآبادی برای رشد و شکوفایی ورزش در 2بخش زیرساختی و قهرمانی وقت زیادی صرف کرد، چه به لحاظ سفرهای متعدد استانی برای سرکشی به پروژههای عمرانی و چه توسعه ورزش قهرمانی از طریق برگزاری جلسات مختلف کارشناسی با فدراسیونهای مختلف، تشکیل ستاد رشتههای پایه و تزریق منابع مالی به بدنه ورزش. شاید در زمانی که رئیس ورزش دولت نهم بحث دستیابی به مقام چهارم بازیهای آسیایی گوانگجو را مطرح کرد، خیلیها این حرف را جدی نگرفتند، اما علی آبادی که با محاسبات کارشناسی لازم این حرف را زده بود، ته دل ایمان داشت که این هدف برای ورزش ایران قابل دسترس است. هر چند که البته علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی نیز با حمایت مالی و معنوی از ورزشکاران اعزامی به گوانگجو در چند ماه آخر منتهی به این بازیها، این هدف را بارور کرد تا در کنار علیآبادی سهمی قابل توجه در نیل به هدف بزرگ داشته باشد. کسب 20 مدال طلا، 14 نقره و 25 مدال برنز و مجموع 59 مدال، گرچه ما را با فاصلهای بسیار نسبت به 2کشور کرهجنوبی و ژاپن به ترتیب با 232 و 216 مدال، در رتبه چهارم بازیهای آسیایی قرار داد، اما مهمتر از هر چیز بر این مساله صحه گذاشت که ورزشکاران ایرانی مرد روزهای سخت هستند و میتوانند در سایه داشتن هدف و کار پیگیر و بی وقفه، ناشدنیها را برای خود ممکن و شدنی سازند.
سرمایهگذاری روی رشتههای مدالآور
هر چند که در هر آزمونی بطور معمول باید برای نمره 20 درس خواند تا حداقل بتوان به نمره 19 و 18 قانع شد، اما واقعیت این است که در ورزش امکان هر اتفاقی هست و نمیتوان صد در صد روی کسب نتیجهای دل بست. آنچه تنها میتوان انجام داد این است که خود را از هر حیث آماده کرد و با برآوردهای لازم از موقعیت حریفان در رشتههای تیمی و انفرادی، با چشمانی باز و حساب شده به مصاف رقبا در عرصه بازیهای آسیایی، جهانی یا هر رویداد دیگری رفت. حضور مدیران صاحب تخصص و سرد و گرم چشیده در راس هر رشته در کنار برنامهریزیهای علمی و پرهیز از سیاست آزمون و خطا، میتواند کمک موثری در راه نیل به اهداف کلان و بزرگ در ورزش باشد. البته در جهت نیل به موفقیتهای قابل توجه و ارتقای رنکینگ ایران در عرصه بازیهای آسیایی و المپیک، باید محور برنامهریزیها را در کوتاهمدت متوجه رشتههای پر مدال کرد تا در کنار برنامههای زیربنایی چون راهاندازی مدارس ورزش در رشتههای مختلف، توسعه زیرساختهای ورزش و مهمتر از همه توجه و سرمایهگذاری ویژه در ورزش بانوان، به مرور از فاصله موجود بین ورزش ایران و مثلث قهرمانی ورزش آسیا (چین، کرهجنوبی و ژاپن) کاست.
نکته: هنوز در رشته مدالآور کشتی با آن همه قدمت، به پایداری مناسبی نرسیدهایم و نتوانستهایم با وجود این همه سرمایه و استعداد، همپا با کشوری چون روسیه در عرصه مسابقات جهانی و المپیک صاحب مدال شویم
مدال طلایی که خدیجه آزادپور، ووشو کار شایسته کشورمان در بازیهای آسیایی گوانگجو گرفت، اهمیت مدالآوری در ورزش بانوان را دوچندان ساخت تا در این عرصه رئیسجمهور محترم به درستی تاکید کند که بایستی فرصتهای برابری برای بانوان ورزشکار در اقصی نقاط کشور ایجاد شود. حتم داریم در کنار خودباوری ایجاد شده در بین بانوان ورزشکار و توجه ویژه دولت به این بخش از ورزش که ظرفیتهای زیادی در آن به لحاظ قهرمانی و مدالآوری نهفته است، استعدادهای ورزش بانوان در زمینه قهرمانی شکوفا خواهند شد. رشتههای رزمی چون تکواندو، ووشو، کاراته و جودو در بخش انفرادی و رشتهای چون کبدی در بخش تیمیها، از زمینهای خوب برای سرمایهگذاری برخوردارند. جدا از تکواندو و ووشو که بانوان در آن به مدالآوری رسیدهاند، هنوز در 2 رشته کاراته و جودو، باید کار بیشتری صورت دهیم تا در این رشتهها نیز به سطح مدالآوری برسیم.
دستیابی به توسعه پایدار در ورزش
البته جدا از تمام توجهاتی که طی این سالها معطوف ورزش شده، هنوز ورزش ایران به توسعه پایدار نرسیده است و افت و خیز نتایج ورزشکاران کشورمان در میدانهای مختلف نشان از این دارد که هنوز نتوانستهایم به ثبات لازم در کار برنامهای دست یابیم؛ موضوعی مهم که عدم توجه به آن همواره برای ورزش ایران خسران به بار آورده است. مثال ملموس این قضیه نیز رشته مدالآور کشتی است که با این همه قدمت هنوز در آن به پایداری نرسیده و نتوانستهایم با وجود این همه سرمایه و استعداد، همپا با کشوری چون روسیه در عرصه مسابقات جهانی و المپیک صاحب مدال شویم. بیتردید اگر میخواهیم در ورزش به سطحی از توسعه دست یافته و چشم به قلههای ورزش آسیا و جهان بدوزیم نباید از موارد ذیل غافل شویم:
1ـ برنامهای عمل کردن در ورزش در قالب برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت
2ـ استفاده از صاحبان تخصص و بهره مندی از تجارب گرانبهای آنان در ارکان ورزش
3ـ تاسیس مدارس تخصصی ورزش
4ـ پرهیز از سیاست آزمون و خطا و استفاده درست از سرمایههای انسانی ورزش
5ـ تدوین نظام باشگاهداری در ایران و حرکت در مسیر خصوصیسازی درست و اصولی باشگاهها
6ـ اجتناب از موازیکاری در ورزش با نگاه ملی به توسعه ورزش
7ـ حرکت علمی در ورزش و استفاده بجا و درست از متخصصان دانشگاهی
بدیهی است موارد دیگری را نیز میتوان در این ارتباط برشمرد، اما فکر میکنیم اگر همین موارد نیز به درستی در ورزش به مورد اجرا گذاشته شود، ورزش ایران میتواند موقعیت خود را در ورزش قاره تثبیت کند. تثبیت عنوان چهارمی بازیهای آسیایی و خیزش عظیم در جهت کاهش فاصله موجود با مثلث قدرتهای شرقی و نیل به جایگاههای آنها، کاری سخت و پرمرارت است، اما نشدنی نیست و حداقل میتوان در یک برنامه 10 ساله به آن رسید. امید آن که ورزش ایران یک بار برای همیشه در برنامهریزیها و سیاستگذاریها به ثبات دست یافته و مجبور نشود با وجود راه رفته چندین ساله، نقطه را دوباره سرخط گذاشته و از نو شروع کند.
حجتاله اکبرآبادی / گروه ورزش
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....