نکته روز

و اینک ژاپن؛ همان نبرد دیرین

طی روزهای گذشته زلزله ژاپن توجه جهانیان را به شکل بی‌سابقه معطوف به خود کرده است. مسلما این حادثه، از حیث شدت و بزرگی حادثه‌ای متفاوت است ولی ماهیتا از همان جنس حوادث طبیعی مرگباری است که بویژه در چند سال گذشته در نقاط مختلف جهان حادث شده است؛ هرچند هیچ یک از این وقایع به عظمت زلزله اخیر ژاپن نبود، ولی زلزله ژاپن نیز چون این موارد، واقعه‌ای طبیعی است. با شنیدن خبر وقوع هر یک از این حوادث دو حس توامان در انسان‌ها ایجاد می‌شود: همدردی و هراس.این دو حس ممکن است با شنیدن وقایع مرگبار غیرطبیعی؛ مثلا حمله اتمی به هیروشیما، حادثه 11سپتامبر و...، نیز ایجاد شود؛ ولی نه به شکل فراگیر و نه به عظمتی که در مورد حوادث طبیعی شاهدیم؛ چرا که عاملان حوادثی مثل بمباران اتمی، خود انسان‌هایند.
کد خبر: ۳۹۲۱۲۱

دامنه هراس از عامل انسانی، هرچقدر بزرگ باشد، حد و مرز معینی دارد. تصور انسان‌ها معمولا این است که عوامل انسانی چنین وقایعی به هر حال، چه با مذاکره، چه با دادن امتیاز و چه با اعمال زور، قابل کنترل هستند، اما عامل طبیعی سیل و زلزله چنین نیست. حوادث طبیعی، براساس قواعد طبیعی و جبری رخ می‌دهند و هنگامی که بناست رخ دهند، برای طبیعت، تفاوتی نمی‌کند، زندگی چه کسانی، از چه نژاد و با چه آیین و نگرشی را می‌گیرد و اصلا برایش تفاوتی ندارد که چه تعداد کودک را نابود می‌کند و همین است معنای «بی‌رحم بودن طبیعت». هراس از طبیعت، وقتی تشدید می‌شود که انسان‌ها شاهد خلل‌های بیشتر در آنچه نظم همیشگی طبیعت می‌پندارند، شوند.

یکی از اخباری که بسیار زیاد در مورد زلزله اخیر ژاپن جلب توجه کرد، خبر اندکی کوتاه شدن مدت 24 ساعته شبانه‌روز پس از این زلزله بود. با شنیدن چنین خبری ناخودآگاه این سوال پیش می‌آید که اگر این تغییر و تحولات به شکل آشکارتر و شدیدتر درآید، چگونه نوع انسان، باقی خواهد ماند. آیا داستان‌هایی که اخیرا (بعضا به وسیله هالیوود) تحت عنوان 2012 و عناوین و مضامین مشابه شایع شده است، به واقعیت خواهد پیوست؟ با مراجعه به تاریخ، علی‌الخصوص تاریخ علم، نمی‌توان براحتی به این مسائل پاسخ مثبت داد: چرا که معمولا تاریخ هنگامی شاهد پیشروی علم و تکنولوژی بوده که پیش از آن انسان‌ها با مشکلات، مسائل و حتی بحران‌های اساسی برای بقای خود مواجه بودند.

این گفتاری از یک اندیشمند یونان باستان است که گفت: «نیازمندی، همواره آموزگار انسان بوده است» و این عنوان اثری است از فیلسوفی معاصر (کارل پوپر) که «زندگی سراسر حل مساله است»، و طبیعت، در عین حال ‌که منبع تغذیه و ماوا و محل زندگی انسان بوده، بزرگ‌ترین طراح مسائل زندگی بشر نیز بوده است. بشر به شرطی می‌تواند به حیات خود ادامه دهد که با این مسائل مواجه و راه‌حلی برای آنها بیابد و مساله هر چقدر عظیم‌تر، پاسخ آن شیرین‌تر و شکوهمندتر. رویارویی طبیعت و انسان عبارت است از رویارویی 2 جبهه جبر، ماده و توحش از یک سو و اختیار، روح، اهلیت، فکر، تدبیر و تکنولوژی از سوی دیگر و زندگی انسان نه امروز و نه در سال 2012، بلکه همواره به نتیجه این مصاف وابسته بوده و خواهد بود.

حسین شقاقی ‌/‌ دبیر گروه اندیشه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها