در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
- آقا قیمت این کیف چنده؟ ببخشید اون قهوهایه چنده؟ یکی هم اون بالا گذاشتهاید چنده؟ و.... هنوز جمله مشتری تمام نشده که فروشنده با بیحوصلگی میپرسد؟ اگر خریدارید کیف را بیارم ببینید؟ و مشتری میماند که به این سوال چه پاسخی بدهد؟
- این بار در شعبه یک فروشگاه دولتی، اطراف غرفه شلوار جین پرنده پر نمیزند، فروشنده که لم داده و خمیازه میکشد در برابر مشتری حوصله از جا برخاستن را ندارد، به جای خیر از واژه نوچ استفاده میکند که یعنی، نه سایز شما را داریم، نه رنگ دلخواه و نه ....
- و بالاخره در یک فروشگاه میوه که افراد برای خرید میوه شب عید سر و دست میشکنند، پیرمرد از همه جا بیخبری برای خرید یک کیلو موز مقابل صندوقدار میایستد و دست به جیب میبرد. صندوقدار او را ورانداز میکند و فریاد میزند: پدرجان موز تنها نمیفروشیم فقط با میوه.... التماس پیرمرد هم مانع اجرای «قانون من درآوردی» فروشگاه میوه نمیشود.
دوستی تعریف میکرد یک بار برای خرید اسباببازی به فروشگاهی در یکی از کشورهای شرق دور مراجعه میکند هرچه اسباببازی میآورند کودکش نمیپسندد، اما فروشنده باصبر و حوصله در پی کسب رضایت کودک بر میآید. دست آخر هم تصمیم به ترک فروشگاه میگیرد اما فروشنده در برابر تمام وقتی که به قول کاسبهای ایرانی از او تلف شده بود، تعظیم میکند و عذرمیخواهد که نتوانسته سلیقه و پسند او و کودکش را تامین کند.
هر چند در برابر بیاخلاقی این روزها در برخی از فروشگاهها، مرجعی برای شنیدن صدای مشتریان معترض وجود ندارد، اما لازم است تمام کاسبهایی که این روزها مکان کسب خود را لبریز از مشتریان دست به جیب میبینند، بدانند که روزهای اسفند به پایان میرسد و تنها چیزی که از مغازهدارها خواهد ماند، ادب و خاطره نیک آنان در ذهن مشتری است؛ خاطرهای که قادر است بار دیگر پای آنان را به محل کسبشان باز کند. پس لطفا کمی مردمدار باشید.
کتایون مصری / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: