در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز اوضاع کاملا عوض شده و دیکتاتور لیبی مزدورانی از دیگر کشورها اجیر کرده تا به مردم معترضی که از دیدگاه او موش و معتاد هستند، شلیک کنند. دستههای مختلف سربازان در حالی که بر خودروهای نظامی سوار هستند، در خیابانهای طرابلس، پایتخت لیبی به گشتزنی میپردازند تا مردم را مورد هدف قرار دهند. تک تیراندازان در بالای پشتبامها مستقر شده و بالگردها با پرواز بر فراز آسمان طرابلس و شلیک به سمت مردم، ترس را در دل آنها به وجود میآورند. مردم لیبی انتظار دارند حکومت قذافی هر چه سریعتر سقوط کرده و طرابلس شادی خود را با دیگر شهرها همچون بنغازی تقسیم کند که در حال حاضر در دست معترضان است. مردم این کشور در شمال آفریقا در حال حاضر بهای سنگینی برای آزادی میپردازند و حتی این نگرانی وجود دارد که قذافی برای بقای حکومتی که این روزها پایههایش بشدت لرزان است، دست به خشونت بیشتری بزند.
با گسترش بیداری در کشورهای عرب خاورمیانه، هر یک از مقامات این کشورها برای بقا خشونت بیشتری انجام میدهد. در تونس، زینالعابدین بنعلی سعی کرد با اعطای امتیازات فراوان به مقابله با معترضان بپردازد. در مصر، حسنی مبارک سعی داشت امتیازات را با نیروی نظامی و خشونت تلفیق کرده و با مردم کنار بیاید. در بحرین، سلطان حمدبن عیسی آلخلیفه به خشونت متوسل شد، اما به سمت جنگ و مبارزه نرفت. اما در لیبی، قذافی علاقه فراوانی به خون ریختن از خود نشان داد. او حتی در نطق تلویزیونی خود در 22 نوامبر تعهد کرد که تکتک خانههای لیبی را از حضور معترضان پاک خواهد کرد.
البته خشونت و شکنجه کار چندان عجیبی برای قدافی نیست و حضور بر مسند حکومت طی 42 سال گذشته در این کشور دلیل محکمی بر این ادعاست. سرکوب شدید مردم لیبی طی این سالها، حمایت از تروریسم و گسترش خشونت در آفریقا از جمله اقدامات قذافی در این 42 سال است. طی چند روز ناآرامی در لیبی، تلویزیون دولتی نیز دائما سعی میکند اوضاع را کاملا آرام و به دور از هر گونه تنش نشان دهد. نظامیان نیز با ارعاب پزشکان و جمعآوری سریع جنازهها از سطح خیابانها، سعی میکنند تا آمار دقیقی از تعداد کشتهشدگان منتشر نشود. تحلیلگران معتقدند اگر قذافی همچنان به اتمام ناآرامیها امیدوار است، کاملا اشتباه میکند. نیروهای مختلف نظامی از دستورات مقامات بالاتر سرپیچی میکنند و با گذشت زمان تعداد افرادی که به جمع مردم میپیوندند، بیشتر میشود. ریزش سفرای لیبی در دیگر کشورها نیز همچنان ادامه دارد. این احتمال وجود دارد که گسترش اعتراضات به حلقه طرفداران قذافی در باب العزیزیه نیز برسد؛ جایی که تاکنون به دیکتاتور لیبی وفادار ماندهاند.
آغاز ناآرامی در لیبی بسیار شبیه به دیگر کشورهای منطقه بود. آنها حضور مسالتآمیز خود در خیابانها را از طریق فراخوان در اینترنت آغاز کردند و زمانی این حضور شدت بیشتری گرفت که نظامیان در واکنش به آن، دست به کشتار مردم زدند. از سوی دیگر دولت لیبی ارتباطات را محدود کرد، دخالت بیگانگان را مورد سرزنش قرار داد و هشدار داد که در صورت ادامه اعتراضها، ناامنی و آشوب به وجود خواهد آمد. حتی سخنان تلویزیونی قذافی و پسرش سیفالاسلام، شباهت فراوانی به اظهارات بنعلی در تونس و حسنی مبارک در مصر به هنگام بروز ناآرامیها داشت. هر دوی آنها در سخنرانیهایشان، بر وحدت تاکید کرده و در عین حال مردم را به جنگ بیشتر دعوت کردند. البته باید اذعان داشت لیبی تفاوتهایی با کشورهای همسایه خود دارد. وسعت و ثروتش بیشتر، جمعیتاش پراکندهتر و به دلیل بافت قبیلهای در این کشور، حس ملیگرایی شکنندهتر است.
شاید این روزها برخی افراد کهنسالتر لیبی به یاد یکی از سخنرانیهای قذافی در سالهای ابتدایی حکومت بیفتند که در جمع دانشجویان گفت: همانطور که با قدرت نظامی خود را به عنوان رهبر لیبی معرفی کردم، تنها قدرت نظامی میتواند من را از حکومت کنار بزند. او همچنین در یکی از آخرین نطقهایش خطاب به مردم لیبی گفت: من کسی هستم که لیبی را خلق کرد و آن کسی هستم که آن را نابود خواهد کرد. گویا خصلت همیشگی دیکتاتورها در قذافی نیز وجود دارد که خود را به جای کل ملت در نظر میگیرند.
حسین خلیلی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: