اهمیت سخنان وی بیش از هر چیز ناشی از آن است که وی اساس ناامنی را در اروپا به جای مسائل مطروحه در کنفرانس همانند گسترش هستهای، ناامنی سایبری، بحران مالی و... به موضوع هویت اسلامی ارتباط داده و برخی از مشکلات امنیتی کشورش را ناشی از این موضوع دانست.
نکات اساسی سخنان کامرون
کامرون در ابتدای سخن خویش بزرگترین تهدید را تروریسم دانست. وی تلاش نمود تا بگوید که میان اسلام یا هر مذهب دیگر با اعمال تروریستی تفاوت قائل است. وی گفت: «تروریسم به هیچ مذهب، گروه یا قومی متصل نیست. این خطرات بیشتر از ناحیه جوانانی است که تلقی برعکسی از اسلام دارند. ما نمیتوانیم فقط با جنگیدن با تروریسم در خارج از مرزهایمان آن را شکست دهیم. باید به ریشه مشکل پرداخت که ایدئولوژی اسلامگرایی افراطی است و از طرف اقلیتها حمایت میشود.» در واقع وی تلاش نمود تا بین اسلام به عنوان مذهب و اسلام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی فرق بگذارد. به اعتقاد کامرون مشکل کسانی که به اعتقاد وی تروریستهای مسلمان هستند بیشتر به مساله هویت برمیگردد و این که آنها اسما شهروند کشور انگلستان هستند، ولی عملا در جوامع اروپایی حل نمیشوند و در اجتماعات جداگانهای زندگی میکنند (مساجد، چترومها و موسساتی که در آنها به اعتقاد وی نفرت ترویج میشود). کامرون این اعتقاد را که در بیشتر کشورها فقدان آزادی و مردمسالاری است که جوانان مسلمان را به سوی خشونت میکشاند، رد کرد و گفت: «مشکل فقط نبود دموکراسی نیست، چراکه افراطگرایان زیادی در جوامع آزاد و باز وجود دارند.»
اولین پرسش در همین جا مطرح میگردد که به اعتقاد وی «افراطگرایان اسلامی چه کسانی هستند؟» پر واضح است که مقصود وی از افراطگرایان تنها اعضای گروه القاعده یا طالبان نیستند. اگر بخواهیم سخنان بعدی وی را ملاک سنجش این موضوع قرار دهیم و وی نیز به روشنی آن را بیان نمود، باید اذعان نمود هر آن که نتواند در جامعه اروپایی هضم شده و تمامی ارزشهای آنان را به جای ارزشهایی که با آن رشد یافته و در شمار اعتقادات عمیق وی درآمده، پذیرا گردد و به طور خلاصه نتواند هویتی به غیر از هویت دینی اسلامی برای خود برگزیند، در شمار افراطگرایان اسلامی است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود کاملا شمشیر را از رو کشید و اعلام کرد: «اولا به جای نادیده انگاشتن ایدئولوژی افراطگرایی، باید با آن در همه اشکالش مقابله کنیم و ثانیا به جای تشویق مردم به زندگی کردن با هویتهایی جدا، باید به حس هویت مشترک ملی که برای همه باشد، دست یازید.» به اعتقاد کامرون حکومت در عمل میتواند و باید کارهای زیرا را برای مقابله با حس هویتیابی و هویتخواهی اسلامی انجام دهد: «اول، ممانعت از آمد و شد واعظانی که به اعتقاد وی نفرت را ترویج میکنند به کشورهای اروپایی؛ دوم، بستن موسساتی که تروریسم را در داخل و خارج کشور ترویج میکنند و سوم، حکومت باید در برخورد با چنین افرادی قاطع باشد. این نهادها و سازمانها باید تکلیف خود را با یک سری مسائل روشن کنند. آیا به حقوق جهان شمول بشر معتقدند؟ آیا به تساوی همه معتقدند؟ آیا به دموکراسی معتقدند؟ آیا طرفدار ادغامند یا جدایی؟...» کامرون در بیانیه! خود رسما اعلام کرد: «باید فرآیندی ایجاد شود که طی آن از این که مهاجران به زبان خانه جدیدشان حرف میزنند (انگلیسی) و از این که عناصر یک فرهنگ مشترک (مسیحی ـ اروپایی) را میآموزند، اطمینان حاصل شود.» و نهایتا نخست وزیر بریتانیا پایان زمان کنار آمدن با چند فرهنگی را در انگلستان (موضوعی که از مبانی اساسی دموکراسی غربی و در شمار همان حقوق جهان شمول بشری است که وی از آن دم میزند) اعلام کرد و گفت که تجربه انگلستان در این مورد با شکست مواجه شده و دیگر کشورهای اروپایی نیز باید از این کشور درس بیاموزند!
چرا نخستوزیر انگلستان و چرا اکنون؟
این که چرا اکنون و به این گونه نخست وزیر محافظهکار انگلیس به یک گروه اجتماعی در جامعه خویش میتازد، جای بحثی جداگانه است و باید در فضای مشکلات اتحادیه اروپا با مهاجران مسلمان و به طور عمیقتر در تاثیرات فرهنگی اسلام و مسلمانان در این جوامع جستجو نمود و جای بحث مفصل آن در این مقال نیست، اما از توجه و دقت در چند نکته نباید غافل بود:
1 ـ مشکل مهاجران و مباحث مربوط به هویت آنها در 2 دهه اخیر، به شکل حادی در کشورهای اروپایی رخ نشان داده است. این که اروپا نتوانسته است مهاجران مخصوصا نوع مسلمان آن را در فرهنگ و هویت خود هضم نمایند، این که یک مسلمان بیشتر از آن که خود را لندنی، برلینی، رومی و... بداند هویت خود را با اسلام تعریف میکند، در کنار برخوردهایی که بین این گروه با گروههای نژادپرست مذهبی یا نژادی اروپایی به وجود میآید از مشکلات حل نشده کشورهای اروپایی است. نکته مهمی که دیوید کامرون و امثال وی از آن چشم میپوشند این است که از قضا در کشورهای اروپایی تلاش سازمان یافته و زیادی برای هضم شدن مسلمین در فرهنگ نئولیبرال اروپایی انجام شده و میشود.
نکته: کامرون نشان میدهد که مشکل وی نه با تندروهای اسلامی بلکه اساسا با چیزی به نام هویت اسلامی است. وی به روشنی، خواهان آن است که در کشورش انگلستان اساسا چیزی به نام هویت اسلامی وجود نداشته باشد
برخوردهای شدید و فشارهای زیادی نیز در برخی از مواقع از سوی گروههای نژادپرست که برخلاف ادعای نخستوزیر از آزادی عمل زیادی برخوردارند، متحمل میشوند، اما باز هم آن اتفاقی که امثال کامرون توقع آن را دارند، نمیافتد. یک بحث برمیگردد به این که اجتماعات کوچک در داخل این کشورها دقیقا به دلیل همین فشارها در پی حفظ هویت خود هستند و در واقع در پی رشته محکمی که بتوانند به آن چنگ زنند. ثانیا برمیگردد به ماهیت اسلام و نوع تربیت و فرهنگ اسلامی که یک مسلمان حتی از نوع لیبرال آن، باز هم خود را بیش از هر چیز یک مسلمان تعریف میکند و بس. بنابراین تلاش برای حذف هویت یک مسلمان بیشتر به معنای حذف آن مسلمان تلقی خواهد شد. عدم توفیق در این کار علیرغم میلیاردها دلار هزینه در کشورهای مسلمان و غیرمسلمان، تولید صدها هزار فیلم و سریال که در آنها نهتنها ارزشهای دینی که ارزشهای انسانی به سخره گرفته میشوند. تولید و نشر میلیونها جلد کتاب و مجله که در آنها به عالیترین نمادهای مقدس مسلمانان اهانت میشود و بعد پناه دادن، حمایت کردن، تبلیغ کردن از پدیدآورندگان آنها و نهایتا جنجال کردن بر سر اعتراضی که از یک جمعیت یا کشور اسلامی علیه چنین روندی نابخردانه اعلام شده، صورت میگیرد و باز هم مستحکمتر شدن صفوف مسلمانان و تمسک بیشتر آنها به شعارهای مذهبیشان باید این درس را به امثال آقای کامرون داده باشد که اتخاذ چنین سیاستهایی از قبل محکوم به شکست است و البته او سیاستمدار بیتجربهای نیست.
2 ـ نکته دیگر آن است که او با ظرافت تمام از تعریف دقیق کسانی که آنها را مسلمانان افراطگرا میخواند سرباز میزند. در آغاز سخن با صراحت اعلام میکند که میان اسلام و چنین مسلمانانی تفاوت قائل است، اما در ادامه سخن گویا فراموش میکند و آنجا که بحث از هویت اسلامی را به پیش میکشد، به روشنی وارد حوزهای میگردد که نتایج آن تمام مسلمانان را در بر میگیرد. بگذریم از تعریفی که خود جامعه مسلمانان از افراطگرایان دارند و اعمال آنها را نتیجه مستقیم سرمایهگذاری، حمایت و یا نتیجه برخوردهای کشورهای غربی میدانند. کامرون نشان میدهد که مشکل وی نه با تندروهای اسلامی بلکه اساسا با چیزی به نام هویت اسلامی است. وی به روشنی خواهان آن است که در کشورش، انگلستان، اساسا چیزی به نام هویت اسلامی وجود نداشته باشد و رسما اعلام میکند که دیگر دوران چند فرهنگی به سر آمده و مسلمانان باید قبل از هر چیز اروپایی باشند با تمام خصوصیات آن.
3 ـ موضوع خیزش در سرزمینهای عربی نیز به احتمال قوی از مسائلی است که موجب شده تا کامرون این موضع را در قبال گروههای اسلامی اتخاذ کند.
هماکنون در مصر و در بیخ گوش رژیم غاصب صهیونیستی مهمترین دیکتاتور منطقه ساقط شد و کنار گذاشتن وی از قدرت آن هم در شب یازدهم فوریه (22 بهمن) میتواند به عنوان رمزی تلقی گردد که تمامی دیکتاتورهای منطقه سرانجام در اثر بازگشت مردم به هویت اصیل اسلامی و دینی و تمسک آنها به وحدت اسلامی سقوط خواهند کرد.
آرمانی که امام خمینی(ره) با برداشتی درست از اوضاع منطقه و با دریافتی درستتر از ظرفیتهای موجود در اسلام در پیش پای مردم منطقه نهاد. گرچه زمانی که کامرون چنین سخنانی را بیان کرد هنوز این اتفاق نیفتاده بود، اما از همان ابتدا معلوم بود که راهی برای نجات مبارک وجود ندارد و خشم مردم از فقر، سرخوردگی از حمایت مصر از اسرائیل در مقاومت 22 روزه غزه و ... سرانجام او را از اریکه قدرت به زیرخواهد کشید. بازگشت مردم به هویت اسلامی و دینی موضوعی نیست که در زمانی اندک حاصل شده باشد. این که امروزه در قلب اروپا مسلمانان با تمام وجود و با احساسی که بیتردید نشات گرفته از اعتقادی عمیق و قلبی به اسلام است، به برگزاری مناسک دینی خود میپردازند، این که توجه و تمسک به اهل بیت پیامبر و شعائر آنها هر سال توجه بیشتری را به خود در این کشورها جلب میکند و... موضوعاتی نیستند که بتوان با اتخاذ چنین سیاستهایی با آن مقابله نمود.
بازگشت به هویت اسلامی
برای چند قرن است که پشت مردم منطقه و از قضا همین مصر زیر بار استعمار نو و کهنه، تحقیرها و اهانتهای دولتهای اروپایی و از جمله و بیش از همه همین کشور متبوع جناب نخستوزیر خم شده است. ذهن این مردم انباشته از خاطرات بسیار تلخی است که شنیدن نام انگلستان آن را در کمترین زمان تداعی میکند و به نفع بریتانیا است که مبارزه با هویت اسلامی در شکل کنونی آن بار دیگر تداعیگر تاریخ تلخ اسلامستیزی این کشور در گذشتهای نه چندان دور نگردد.
4 ـ کامرون یک اعلان جنگ به گروههای اسلامی داخل کشورش نیز میدهد. وی معتقد است که این گروها، باید قبل از هر چیزی در مورد پایبندی به ارزشهای غربی مورد آزمایش قرار گیرند. وی رسما خواهان اعمال محدودیت برای واعظان دینی، ارتباطات اینترنتی و فعالیت گروههای اسلامی شد. این موضع وی سبب واکنش شدید گروههای اسلامی انگلستان شد. آنها این موضع وی را ناامیدکننده و خلاف باورهایی میدانند که خود این کشورها مبلغ آن هستند. مدیر اجرایی یک بنیاد اسلامی موسوم به بنیاد رمضان اظهار داشت: «ارتباط دادن تروریسم به همبستگی امری کاملا غیرمسوولانه است و سخنان امروز او یک کودتای تبلیغاتی به نفع اتحادیه دفاع انگلیس است.» دبیرکل شورای مسلمانان انگلیس نیز در واکنش به سخنان دیوید کامرون اظهار داشت: «این سخنان بسیار ناامیدکننده است، آن هم در زمانی که ما باید در کنار یکدیگر علیه خشونت و افراطگرایی مبارزه کنیم، کامرون با این سخنان خود موجب گسترش تعصب و نفرت علیه مسلمانان انگلیس میشود.» نهایتا به نظر میآید موضوع هویت و فرهنگ اکنون بیش از هر چیز در اروپا از یک موضوع به عنوان یک مساله درمیآید و از آنجا که کشورهای اتحادیه در حل آن با مشکل جدی مواجه شدهاند باید طی دهه آینده شاهد برخوردهای بیشتری بین گروههای نژادی و مذهبی در این کشورها و برخورد هویتها بود و اگر سیاستمداران این کشورها خود به نوعی به چنین مسائلی دامن بزنند در واقع به جدایی و پارهپاره شدن جمعیتهای قومی و مذهبی تاثیرگذار در کشور خود کمک کردهاند؛ مسالهای که قطعا در درازمدت به نفع این کشورها نیست.
دکتر حبیبالله ملکوتیفر / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم