در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از چه زمانی فعالیت هنریتان را شروع کردید؟
سال 72 وارد هنرستان صداوسیما شدم و از همان زمان کارم را شروع کردم. سپس در دانشگاه هنر و معماری با تحصیل در رشته نمایش فعالیتم را ادامه دادم و با گروه تئاتر آقای بیضایی در سال 76 آشنا شدم. البته پیش از آن فعالیت بازیگریام را با کار تجربی در گروه کلاغ انجام دادم که در کنار همکلاسیهای دوره هنرستان حضور داشتم.
چگونه به گروه تئاتر بیضایی پیوستید؟
در سال 76 آقای بیضایی به دانشکده هنر و معماری آمدند تا بر تمرینات نمایش «بانو آئویی» که به پایاننامه مژده شمسایی مربوط میشد به عنوان استاد راهنما نظارت داشته باشد. همزمان من مسوول گروه تئاتر و نماینده دانشجویان بودم که با اشتیاق با وی در این کار همکاری کردم و این مساله کمکم به همکاری مستمر و تمام وقت در جلسه نهایی پایاننامه نمایش تبدیل شد.
بعد هم وقتی قرار شد این نمایش در جشنواره تئاتر همان سال اجرا شود، آقای بیضایی ترجیح دادند از دانشجویانی استفاده کنند که در نوشتن این نمایش همکاری کرده بودند چه در بخش بازیگری و چه در بخش فنی. یادم میآید این نمایش 20 شب اجرا داشت و برای همین من در ترم اول دانشگاه رد شدم. چون مصادف شده بود با فصل امتحانات.
چگونه برای بازی در فیلم وقتی همه خواب بودیم انتخاب شدید؟
سالی که آقای بیضایی نمایش افرا را روی صحنه برد این انتخاب شکل گرفت. در آن سال قرار بود برای ساخت یک فیلم مستند به اروپا بروم که نشد. در همین زمان آقایبیضایی پیشنهاد بازی در نمایش افرا را به من دادند که پذیرفتم. قبل از اجرا یک صفحه متن برای من فرستادند. اول پیش خودم فکر کردم یک نقش کوتاه را باید بازی کنم ولی به مرور متوجه شدم که یکی از نقشهای اصلی است. به هر حال از این اتفاق خیلی راضی هستم و خوشحالم که با هنرمندی مانند بیضایی کار کردهام.
کار با بهرام بیضایی تا چه حد مسوولیت شما را زیاد میکرد؟
خیلی. من پیشتر در چند سریال و تلهفیلم بازی کرده بودم، اما بازی در فیلم وقتی همه خواب بودیم باعث شد که دیده شوم و شروع خوبی برایم بود. وقتی یک نفر یاد میگیرد که آرام آرام حرکت کند و بالا بیاید طبیعتا روش کار حرفهای را هم یاد میگیرد و مهمتر از همه اینکه میآموزد که هم مسوولیتپذیر باشد و هم با حوصله کار کند تا قصهای که قرار است روایت شود به خوبی انجام پذیرد. به هر حال همه افراد در فیلم وقتی همه خواب بودیم حرفهای بودند از صدابردار گرفته تا منشی صحنه... ولی بعدها وقتی با گروههای دیگر کار کردم یاد گرفتم که باید خودم را با شرایط مختلف هماهنگ کنم.
فکر میکنید مخاطب شما را از چه زمانی و چطور شناخت؟
به هر حال هرکدام از کارهایم که پخش میشدند بازخورد خود را داشتند و از طرفی کارهایی که من قبلا انجام داده بودم آنقدر متفاوت از یکدیگر بودند که تماشاگر کمتر من را میشناخت. مثلا در تلهفیلمی که با کاظم معصومی کار کردم، نقش یک پلیس را داشتم و پس از آن بیشتر نقش پلیس به من پیشنهاد میشد و از این رو تصور میشد که من فقط میتوانم نقش پلیس را بازی کنم در صورتی که اینگونه نبود. مثلا وقتی سریال گمشده پخش شد خیلیها بازی مرا به عنوان یک پزشک پذیرفتند و حالا هم اکثر پیشنهاداتم در ارتباط با نقش پزشک است. اما مخاطبان خاص که فیلم وقتی همه خواب بودیم را دیدهاند بیشتر از بقیه با تواناییهای من آشنا هستند.
منظورتان از مخاطب خاص چیست؟
یادم میآید وقتی از اکران فیلم وقتی همه خواب بودیم میگذشت برای ساخت یک کار مستند به چند استان کشور رفتم تا عکاسی کنم. در یکی از روستاهای کرمانشاه، یک پسربچه آمد و گفت تو همان «نجات» فیلم وقتی همه خواب بودیم هستی؟ من خیلی تعجب کردم. اگر در تهران چنین اتفاقی میافتاد آنقدر تعجب نمیکردم ضمن اینکه باید بگویم شناخت یک بازیگر به خود کار هم برمیگردد. از این نظر که آن سریال یا فیلم چقدر توانسته روی مخاطب اثر بگذارد.
انگار عجلهای برای مطرح شدن و دیده شدن ندارید؟
جواب سوالتان را این گونه میدهم که من در «سگکشی» به خودم جرات ندادم برای بازی تست بدهم ولی وقتی دیدم آقای بیضایی برخورد خوبی با طیفهای مختلف و جوانانی که برای تست میآیند دارند، ترغیب شدم که این کار را انجام دهم. برای «لبه پرتگاه» تست دادم اما پذیرفته نشدم اما در فیلم «وقتی همه خواب بودیم» تمام سعیام را کردم همان چیزی را اجرا کنم که کارگردان از من میخواهد. میخواهم بگویم که من اگر دغدغه دیده شدن داشتم، هیچ گاه با گروههای تئاتری کار نمیکردم. یادم میآید استاد نوشین (یکی از اساتیدم) به ما میگفتند: بازیگری مثل ورود به دریاست. ممکن است با پارتی بتوانید بپرید توی دریا اما شنا کردن و رسیدن به ساحل دیگر کار خودتان است.
خب چرا این همه سال از تلویزیون دور بودید. با توجه به این که دانشآموخته هنرستان صداوسیما هم هستید؟
من از تلویزیون دور نبودم. تلویزیون با ما کاری نداشت. خیلی از فارغالتحصیلان رشته نقاشی راحت وارد تلویزیون شدند و کار کردند. ضمن این که در یک دورهای تمرکز برنامههای تلویزیون بیشتر روی کارهای خبری و سرگرمکننده بود و به اصل بازیگری کمتر توجه میشد. من حتی مدتی در تلویزیون کارآموزی کردم که بعدها در سینما خیلی به من کمک کرد.
تکنیک شما در بازیگری چیست؟
من خیلی به این چیزها فکر نمیکنم و به نظرم در حرفه بازیگری تنها نکتهای که خیلی اهمیت دارد، این است که بازیگر بتواند قصه را درست روایت کند و بتواند در ساختار اثر تکنیک بازیگریاش را پیدا کند.
چه شد که در سریال گمشده بازی کردید؟
از طرف آقای مفید (تهیهکننده) برای بازی در این کار دعوت شدم. آقای مفید را از زمانی که مدیر شبکه 3 و 5 بودند میشناختم. آن زمان من هنرجوی صداوسیما بودم. وقتی بازی در این کار به من پیشنهاد شد مطمئن بودم با کسی کار میکنم که مدیوم تلویزیون را خوب میشناسد. در ابتدا 3 قسمت از فیلمنامه را به من دادند تا بخوانم که به نظرم فیلمنامه خوبی آمد و از ساختار متفاوت و بهروزی برخوردار بود.
بازیگرانی که به صورت مهمان در این سریال حضور داشتند خیلی بهتر از من هستند چراکه نقششان به آنها اجازه خلاقیت را میداد ضمن اینکه آنها در موقعیتهای مختلف قرار میگرفتند
قرار بود 2 ماه تصویربرداری داشته باشیم، اما 6 ماه به طول انجامید. به هر حال عوامل همه جوان بودند و بازیگران انرژی خوبی داشتند و بار جذابیت ماجرا را خیلی خوب به دوش میکشیدند.
غیر از آقای مفید، چه چیزی برایتان جذاب بود که بازی در این کار را پذیرفتید؟
خود نقش، یعنی دکتر باستانی. او پزشک هلال احمر است و به عنوان یک پزشک، خارج از مطب فعالیت میکند. برای او اخلاقیات خیلی مهم است ضمن این که اجازه میدهد همسرش نیز در جامعه کار کند و از فرصتهایی که برایش پیش آمده بهره بگیرد.
گمشده خیلی خوب شروع شد اما در ادامه به بیراهه رفت و بعد عاطفیاش را از دست داد. فکر میکنید چرا؟
به نظر من وقتی فیلمنامه توسط یک تیم نوشته میشود بهتر است چون نویسنده فرسوده نمیشود. ولی وقتی در یک مدت محدود یک نفر باید تمام درام قصه را بنویسد ممکن است این اتفاقات بیفتد. برای مثال، من خودم زمان بازی اکثر دیالوگهایم را مردانه میکردم. چون به نظرم حس و معنای آنها چندان مردانه نوشته نشده بود. یکی دیگر از عواملی که باعث شد گمشده از مسیر اولیهاش منحرف شود، عجلهای بود که برای ساخت این سریال وجود داشت.
چرا شخصیت دکتر باستانی تا این حد بلاتکلیف است؟
من هم این مساله را قبول دارم. البته یک مقدارش عمدی بود. چیزی که برای من در زمان بازی مهم بود این بود که دکتر باستانی را همراه و یاریکننده همسرش نشان دهم، اما او درگیر مسائلی است که به عنوان واقعیت وجود دارند. مثل این که او در خانه آشپزی میکند و همسرش بیرون از خانه فعالیت دارد. دکتر باستانی سعی میکند آدم جدیدی باشد اما همه واقعیت این نیست.
چرا ما دکتر باستانی را کمتر به عنوان یک پزشک در خارج از خانه میبینیم؟
خواهشی که من از تهیهکننده در اواسط کار داشتم این بود که هر چه زودتر نقش من را به پایان برسانند. چون هرچه منتظر ماندم تا آن دکتر باستانی را که برایش قرارداد بسته بودم بازی کنم، نشد و انگار دوستان از این دکتر باستانی بهاصطلاح بانمک خوششان آمده بود. برای همین هم ما او را کمتر در حین انجام وظیفهاش میبینیم. به هر حال این شخصیت به نوعی در مرحله آزمون و خطا بود.
آیا جزو آن دسته از بازیگرانی هستید که اگر ایدهای به ذهنتان رسید با کارگردان در میان بگذارید؟
این مساله به کارگردان برمیگردد. اینکه چقدر به من اجازه این کار را بدهد. به هر حال کارگردان با کارگردان فرق میکند.
در گمشده این اتفاق افتاد؟
خیر. من خودم از علیرضا جلالیتباری که نقش دکتر باستانی را ایفا کرده فقط 20 درصد راضی هستم. بازیگرانی که به صورت مهمان در این سریال حضور داشتند خیلی بهتر از من هستند چرا که نقششان به آنها اجازه خلاقیت را میداد، ضمن اینکه آنها در موقعیتهای مختلف قرار میگرفتند. من تنها نقش یک مرد ایرانی را داشتم که سعی میکرد کانون خانوادهاش را در شرایط مختلف حفظ کند.
ارتباطتان با آن دو پسربچه چطور بود؟
آنها واقعا بازیگوش بودند. به هر حال من فکر میکنم مخاطب ما آرامآرام یاد گرفته که قضاوت کند و هر چیزی که از تلویزیون پخش میشود لزوما خوب نیست. ما تعداد زیادی سریال داریم که هر کدام از آنها حرفی برای گفتن دارند.
بازی در مقابل میترا حجار چطور تجربهای بود؟
خانم حجار بازیگر حرفهای است و ما توانستیم بدون دغدغه مقابل یکدیگر بازی کنیم.
در آینده چه کارهایی از شما خواهیم دید؟
در سینما فیلم خنده در باران و پل را آماده دارم و در تلهفیلمی به کارگردانی سیروس رنجبر بازی کردهام که نقشم را بسیار دوست داشتم و خودم هم قرار است یک تلهفیلم را کارگردانی کنم که در 3 کشور ترکیه، فرانسه و ایتالیا تصویربرداری خواهیم کرد. البته قصه آن را هم خودم به نگارش درآوردهام.
بازی در سینما را چقدر میپسندید؟
به هر حال من سعی کردهام طی این سالها با چرخش سینما جلو بیایم. از سینمای ملیگرا گرفته تا جوانگرا و... اما خوشبختانه از استادانی مانند بیضایی و سمندریان آموختهام که چگونه شاگردی کنم و راهم را آهسته و پیوسته ادامه دهم.
محبوبه ریاستی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: