دورههای پیشین جشنواره فیلم فجر همیشه با اوج و فرودهایی همراه بوده است؛ گاه سینمای روشنفکری در آن جولان داده و گاه فیلمهای غیرروشنفکری یکهتاز میدان بودهاند. گاه فرصتی برای دیده شدن فیلمهای هنری صرف بوده است و گاه پا را پیش گذاشته و فیلمهای مردمپسند را پر و بال داده است.با پایان هر دوره جشنواره هم همیشه بعضیها از نقاط مثبت جشنواره گفتهاند و بسیاری دیگر هم بر نقاط منفی انگشت گذاشتهاند.
بسیاری آرزو کردهاند جشنواره ـ مثل روزگار ـ آنطور که آنها میپسندند، بچرخد و بعضی هم همین حرکت و روند جشنواره فیلم فجر را مهر تایید زدهاند یا دستکم، کمتر از آن خرده گرفتهاند.
موضوع هر چه باشد باید گفت جشنواره فیلم فجر ـ به قول حامد بهداد ـ آبروی سینمای ایران است و همه آن چیزی است که از ذهن و توان هنرمندان و مدیران فرهنگی ساطع شده است. واضح است که البته معنی این حرف، این نیست که این نقطه آخر ذوق و سلیقه هنرمندان سینمای ماست.
جشنواره بیستونهم فیلم فجر اینک به روزهای آخر خود میرسد، اما هنوز برای بسیاری از مشکلات ریز و درشت این سینما تدبیری اساسی اندیشیده نشده است. هنوز مشکلات عدیدهای در تولید فیلم دیده میشود و مشکلات به مراتب بزرگتری در بحث اکران و نمایش ـ که به نوعی اصلیترین دغدغه سینمای ماست ـ خودنمایی میکند. علاوه بر این، با وجود حقیقتی به نام «مشکلات اقتصادی مردم» در اینکه سینما بتواند در سبد خانواده جایی داشته باشد، حرف و حدیثهای بسیاری است.
حداقل خوبی جشنواره فیلم فجر این است که در این ایام همه دوربینها و میکروفنها به سمت سینما برگردانده میشود و چند تیتر درشت و توی چشم هم نصیب آن. اما بعید است با این کارها مشکلات سینما کم شود. شاید اینها خیلی مهم نباشد. شاید بهتر است که فکر کنیم سال آینده هم جشنواره فیلم دیگری در راه است. بله! همین مهم است!
مهدی غلام حیدری
گروه رادیو تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم