در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قصه از جایی شروع شد که در روزگاری نهچندان دور، در برگ انتخاب رشته دانشگاهها، یا کدهای مربوط به پزشکی سیاه میشدند یا مهندسی، چند سال بعد نتیجه آن شد که یا دکتر-مهندسهایی داشتیم جویای کار، یا بیکارهایی در پی عنوان دکتر و مهندس، چرا که پدرها و مادرها دلشان غنج میرفت تا در جواب دوستان و آشنایان که میپرسند آقازاده یا دختر خانم چه کارهاند، بگویند دکتر یا مهندس.
به هر حال آنچه مسلم است جمعیت جوان کشور ماست که امتیاز بسیار خوبی برای تولید، صنعت و اقتصاد کشور محسوب میشود، اما متاسفانه چون برنامه ریزیها مناسب نبوده ، نهتنها نتوانستیم از این فرصت پیش آمده بهره ببریم بلکه با پیامدها و عواقبی که بیکاری ایجاد میکند این معضلات را همراه با این نسل به نسلهای بعدی نیز منتقل خواهیم کرد.
شاید آن روزی که مرزهای کشورمان به استقبال کالاهای رنگارنگ و ارزان و بیکیفیت خارجی رفتند و درهای خود را برای ورود آنها به داخل کشور گشودند، نمیدانستیم که با تضعیف چرخه تولید داریم راه نیروهای خلاق و کاری جوانمان را سد میکنیم. جدی نگرفتن کارآموزی در دوره تحصیل و ضعف فنی و عملی فارغالتحصیلان دانشگاهی ما، نیروهایی را به بازار کار تحویل داد که سرشار از تئوری اما خالی از مهارتهای عملی هستند که نتیجه آن در آمارها میگوید، بیکاری دانشگاه رفتهها 5برابر دانشگاه نرفتههاست، پس به رغم آنچه که گفته می شود، این عدم وجود فرصتهای شغلی نیست که جوانها را از کار محروم کرده بلکه مشکل جای دیگری است.
کسی که معاش ندارد، معاد ندارد
دکتر غلامرضا بنیاسدی، جامعهشناس و مدرس دانشگاه به جام جم میگوید: هر معضلی به تناسب گستردگیاش تاثیرات خرد و کلانی در جامعه و روابط اجتماعی میگذارد، بیکاری که دیگر عمدهترین آنهاست. ما سالهاست با صرف هزینههای کلان، راهکارهایی را برای حل برخی مشکلات به اجرا میگذاریم، اما ریشه آن را از بین نمیبریم و نمیدانیم که بیکاری ریشه بسیاری از معضلات خانوادگی و اجتماعی است. جدا از تاثیرات روحی و روانی و ایجاد احساس ناامیدی و افسردگی که بیکاری در جوانها ایجاد میکند، ضعف اقتصادی ناشی از آن باعث سست شدن باورهای اخلاقی نیز میگردد که این از بدترین پیامدهای آن است. راستی چرا ما همیشه به جای آن که دنبال علت باشیم معلول را به مزایده میگذاریم؟! چرا سرمان درد میکند برای پیچیدهترکردن مسائل؟! چرا به جای صدها طرح و جلسه و کارگروه و تعیین بودجه برای همه اینها نمیآییم مدتی همه طرحها را متوقف کنیم، تمرکزمان را روی چند طرح اصلی بگذاریم، زمان بدهیم، صبر داشته باشیم، بعد خواهیم دید که معضلات وابسته به آن نیز حل خواهد شد.
هوا را بیش از این آلوده نکنیم
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در اوایل سال طرحی را ارائه کرد با عنوان آییننامه اجرایی بنگاههای زودبازده و کارآفرین که در آن به 23 مورد برای حل معضل بیکاری اشاره شده بود، که با اما و اگرهای بسیار به مجلس رفت و هنوز هم تصمیم صریح و روشنی برای آن گرفته نشده است، شاید لازم باشد به جای پرداختن به طرحهای دو، سه، یا چند فوریتی درباره این طرح، شور و مشورت شود که اگر ضرورت آن درک شود از هر طرحی فوریتر است.
امید آن که با به سرانجام رساندن این قبیل طرحها، نهتنها بیکاری که مشکل اصلی همه جوانهاست حل شود، بلکه همه مشکلات تابع آن نیزمعدوم گردند تا مقصد نخست قریب بهاتفاق فارغالتحصیلان دانشگاهها، این روزها مسافرکشی نباشد.
باشد که با کاسته شدن از خیل رانندگان مقیم مرکز که از سر ناچاری و بیکاری به این شغل روآوردهاند، معضل آلودگی هوای تهران هم حل شود، خدا را چه دیدهاید شاید عامل این بحران هم بیکاری جوانها بوده و ما از آن غافل بودهایم.
زندگی برازنده من
در اصول مربوط به پرورش خلاقیت و رموز موفقیت، نکات جالبی است که همه مصداق عینی خواستن توانستن است، می باشد . این علم به ظاهر نوین که رد پایش در مثلها و رسوم دینی ما پیداست، انسان را با هر اندازه از توانایی جسمی و روحی بر آن میدارد تا مسیری را پیش گیرد که شایستگی آن را دارد و از آنجایی که در طریقت و شریعت ما، انسان اشرف مخلوقات است پس شایسته بهترینهاست.
زندگی؛ بیکاری ندارد
سیدسهیل رضایی، روانشناس: در نظام زندگی چیزی به نام بیکاری وجود ندارد بلکه اگر کسی مشغولیتی ندارد خودش نخواسته چون ذهن یک انسان، بخصوص اگر جوان باشد، آنقدر پویا، خلاق و مبتکر است که میتواند متناسب با بضاعت مالی و توان جسمی فرد شغلی بلکه شغلهایی را برایش بیافریند. آنچه باعث خمودگی و عدم پیشرفت در کار میشود، ریشه در بهمریختگیهای ذهنی و درونی دارد که لازم است درمان شود.شرطی شدن ذهن، عدم ریسکپذیری، غفلت از سرمایههای درونی و بستن راههای ارتباطی جدید از دلایل موثر در بیکار بودن یک فرد است و برعکس سفر رفتن، آشنا شدن با کسانی که در برخورد اول آنها را بسیار متفاوت و دور از خود میدانیم و ریسک کردن به معنای مثبت آن از عوامل موثر در ایجاد شغل است. اتفاقا به دلیل بالا بودن احتمال وجود موارد مثبت ذکر شده در جوانها، آنها بسیار مستعدتر و مناسبتر هستند برای خلق راههای نو.
شاید لازم باشد این بار تمام آموختههای قبلی را کنار بگذاریم و از نو من دیگری بسازیم، قطعا نگاهمان به نقاط روشن زیادی باز خواهد شد که تاکنون آنها را ندیده بودیم. به هر حال دنیا برای کسانی که تلاش بیشتری میکنند پاداش بهتری در نظر خواهد گرفت.
مرسده بابایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: