یقه به یقه

بله،‌ دو پر برف ببارد و تیم ملی ایران هم که استثنا ببرد (منظورمان بازی‌های پارسال است) ما می‌شویم یک عدد آدم خوشبخت. یعنی می‌خواهیم بگوییم این جور سقف خوشبختی ما کوتاه است … به به … چه شعری گفتیم. چه کلمات قصاری سرودیم … به به کافه کاغذی شاعر … کافه کاغذی بی‌جنبه … یک برف آمده‌ها … واقعا که:
کد خبر: ۳۸۳۵۵۷

ساجده از رشت فی‌الواقع از دست این ایمیلت کلی خندیدیم. ما هم به شما روز مورد نظر را تبریک و تسلیت عرض می‌نماییم. یاه یاه یاه …

پرسه فون (اسمه بابا جان، اسمه!؟) از قم همان ترجمه خوب است. به جمع مشتری‌های کافه هم خوش آمدی.

دختر برفی این مشکلات، فکر کنم زیاد دختر و پسر نشناسد. هر چند در مورد قدم‌زدن و اینها به تو حق می‌دهیم. به هرحال حرص و جوش نخور دخترم. بالاخره یک روزی همه چیز درست می‌شود.

رامتین از ملایر هم نوشته: «چه سلامی چه علیکی...! پس این نامه‌های من کو؟ ها نامه‌هام کو؟ من اعصاب ندارم حساب کار خودتو بکن! کافه جون نکنه کار این شترست؟! حتما از حسودی نامه‌های مارو سر به نیست می‌کنه که بگه کافه دیگه طرفدار نداره تا جاتو بگیره! کور خونده هیچ‌کدوم ما دیگه شتر لازم نیستیم البته من از اولشم نبودم ها! من بعد 18 اسفند 87 که اولین نامه‌ام تو ستون خانه دوست چاپ شد 20-30 تا نامه فرستادم. آخریش تو جام‌جهانی بود که خاطره‌ام از اون روزا رو واست فرستادم حالا تاریخ گذشته شده دیگه! حتی تا امروز امید داشتم که نامه هام برسه دستت ولی دیگه............اه ببین قابلمه غذا هم مثل صبر من سر اومد. خونه دانشجوییه دیگه! امروز نوبت من بود غذا درست کنم البته چند وقته که نوبت منه ولی هر دفعه به یه بهونه‌ای در میرم ولی این دفعه دیگه شد قضیه ملخک وجستن و بروبچز ملاقه به دست! نگفتی نامه‌هام کو ها؟! ولی واسه گرفتن حال شترم که شده هر هفته واست ایمیل می‌زنم. راستی قول شیرینی به‌منیر خاتون ما رو که یادت نمیره گفته باشم من شیرینی خامه‌ای می‌خوام! من برم که اگه غذا ته بگیره کارم ساخته است!

راستی نامه‌های این بچه کو؟ بنده از همین‌جا به مسوول مربوطه اعلام می‌نمایم فریب این شتر را نخورد و بیاید این نامه‌ها را به دست ما برساند.

ایشون هم داش رضای فلاحتی هستند که می‌فرمایند: «سلام. 6 ساعته دارُم آیین نامه انضباطی جدید را مُخوانُم ولی آخرش نفهمیدُم استفاده از لاک ناخن برای پسرها جرمه یا بیرون بودن مو از لباس دخترها؟ یکی بیاد یقه لباس را شرح بده. چون یقه زیاد داریم. یقه انگلیسی، یقه...، دست به یقه. یقه به یقه. چه امتحانای توپی دارُم. هلو. گلابی. وقتی میری سرجلسه، دلت نمی‌خواد اصلا بری خونه!! مخوای همونجه بمونی. پیش مراقب. وسط جیگر استاد. مراقبین هم که مثل ارزق شامی! توی جوراب مو نمی‌دونم کی تقلب میذاره؟ مو خودُم همیشه برام سوال بوده که چرا مکان صندلیم در ضایع‌ترین جای ممکن می‌افته؟ همیشه یا بغل دستیم حذف مُکُنه یا... شانس را دیدی، مو هم دیدُم. خب استاده 20 صفحه جزوه گفته، 83 سوال داده. وقت 190 دقیقه. کاشکی یک کیک هم مِدادن. باز دست استاد آمار درد نکنه. تاریخ امتحان رو گذاشت آخر. روحیه داد مثل بنز. خداوند ان‌شاءالله توفیق بدهد دروس پاس شود. اگر اساتید، هنگام تصحیح اوراق، ارفاق کنند، ثواب دارد. سر نماز دعاشان مُکُنُم. خب دیگر برویم یک نان 300 تومانی بگیریم. گوجه کیلو 1100 و تخم مرغ کیلو 1600، املتی به بدن بزنیم. آهای حمید(رفیقم است) کتری رو وردار. که پول گاز...... بیار ماهی تابه رو».

این را هم نفهمیدیم کی نوشته: آقا امتحانا شروع شده هی هی و ما هم به دنبال راه‌های جدید برای تقلب یاه یاه یاه یکی از جدیدترین متدها رو چند روز پیش آقایی در کلاس ما اجرا کرد.

شما فکر کن جوونی با چه امید وآرزویی تقلب می‌نویسه رو میزش و بعد ناغافل بخوان یه جای دیگه امتحان بگیرن خب چیکار باید کرد؟

خب جوان کلاس ما طی یک حرکت انقلابی میزشم با خودش برد تو سالن !!! فکر کن کلی هم حال کرد و کل نمره رو گرفت حالا هی ما درس بخونیم.

فعلا داریم واسه راه‌های جدید و قدیم تقلب تحقیق می‌کنیم اگه اطلاعاتی در این زمینه دارید به ما مدد برسانید هم‌اکنون منتظر یاری سبزتان هستیم. با تشکر دنیا

مینا از مشهد راستش ما برای بار صدم می‌گوییم که نه حوصله‌مان از حرف‌های شما سر می‌رود نه هی به خودمان می‌گوییم چرا همه‌اش ناله می‌کند. با کمال میل می‌خوانیم و لبخند هم می‌زنیم حتی! حالا واقعا سال پیش رفته بودی فلان مراسم؟ بی‌خیاااااال! خیلی از دست آن آدم‌ها حرص نخور. متاسفانه فکر می‌کنند تمام اماکن عمومی خانه شخصی‌شان است و می‌توانند برای همه آدم‌ها تعیین تکلیف کنند. به هر حال ما با ایمیل‌های شما مشکلی نداریم شما چطور؟

مهندس پویا ما که دل‌مان برای آن هواپیما خون شد. حالا تو اگر خبرهای جدیدتری داری به ما هم بده. کلی هم از قول ما به‌بازماندگان آن ماجرا تسلیت بگو. هر چند با تسلیت من و امثال ما دردی سبک نمی‌شود.

مهسا از گلستان هم نوشته: «سلام کافه خوبی؟ می‌بینم که اوضاع کافه‌ات خیلی کساده آره؟ اشکال نداره. بهتر. توهمچین شرایطیه که ما باید به دادت برسیم وصفحه‌ات رو از خطر فقدان مشتری نجات بدیم..... و البته تو هم باید قدر این جور مشتری‌هات رو بدونی. بله! هوا که سرد شد اونم بدجور اما در بلاد یه دو سه روزی بارون بارید و خبری از اون موجود سپید دوست‌داشتنی که برف می‌خوانند نبود که نبود تا ما هم بی‌خیالش شدیم....

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها