پژوهش ؛ نیاز فراموش شده درکشور

گفتگو بادکتررضامنصوری معاون پژوهشی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری
کد خبر: ۳۸۳۳

دکتر منصوری انگیزه اصلی از برگزاری هفته پژوهش چه بوده است؛تصور می کنم ، تقریبا همه قبول دارند که در کشور ما در زمینه معنا و کاربرد پژوهش کمترین حساسیت را به خرج داده ایم ؛ کما این که ارقام اعتباری ما برای امر پژوهش طی سالهای گذشته و نیز امسال موید این مساله است . سال 80 طبق برنامه سوم توسعه ، بنا بر این بوده است که بخشی از تولید ناخالص ملی به امر پژوهش اختصاص پیدا کند که البته تنها35 درصد از این بودجه به این امر اختصاص یافته است . علت را هم اگر از مسوولان بپرسیم ، گفته می شود، وضع بد بودجه و کم شدن درآمدها عامل آن بوده است که در واقع با وجود این گفته ، این مساله تنها به حساسیت نداشتن ما بازمی گردد.متاسفانه در فرهنگ ما به دلیل عدم وجود ادراک درست نسبت به پژوهش ، بنیان های فکری مبتنی بر آینده نگری تعبیه نشده اند، ریشه های این مساله را در کدام بخش از تاریخ و فرهنگ این مرزوبوم باید جستجو کرد؛متاسفانه ، همان گونه که اشاره کردید ما برخلاف کشورهای توسعه یافته که در مواجهه با حوادث امروز ناگوار براساس آینده نگری و نیز مهارکردن فشارهای اقتصادی بر بودجه های پژوهشی خود می افزایند، به دلیل آن که درک درستی از پژوهش نداریم و به اندازه کافی آینده نگر نیستیم ، عمدتا پس از وقوع بحران و به طور مثال در بلایای طبیعی ،، رقمهای هنگفتی را هزینه می کنیم ، در حالی که می توانیم با افزایش بودجه های پژوهشی بخصوص در زمینه بلایای طبیعی این هزینه ها را برای جلوگیری از به بار آمدن این خسارات اعمال کنیم.نگاهی به تاریخ کشورمان بیانگر آن است که ما به دلیل وضعیت تاریخی مان طی 800 سال گذشته ، هرگز یاد نگرفته ایم برای درازمدت فکر کنیم و فرهنگ آن در جامعه ما شکل نگرفته است . کما این که به علت فشارهای چندصدساله گذشته ، ما به بنیانگذاران مفاهیم و تفکرات ماندگار در زندگی و اندیشه خود عادت نکرده ایم ، بلکه به روزمرگی خو گرفته ایم.برای ایجاد فرهنگی که مبتنی بر مفاهیم ماندگار و سودمند برای نسل آینده باشد، چه باید کرد؛باید اطلاعات درست به جامعه بدهیم ؛ به گونه ای که هر کس در هر سطحی آینه ای ایجاد کند تا نسل جدید خود را در آن ببیند، نه این که فقط امروز را ببینیم و چشم بر آینده ببندیم ، چرا که اگر ما در فکر آینده نباشیم قطعا سیل اطلاعات ، مفاهیم و روشها تحت تهاجم فرهنگی به سوی ما هجوم خواهد آورد و در آن صورت است که اگر ما فکری برای مواجهه با آن نکرده باشیم ، با بحرانی بس عظیم و شاید غیرقابل جبران مواجه خواهیم شد.بدون شک نباید از خاطر برد که جبر زمانه و فشارهای سیاسی ، اقتصادی و حتی شاید نظامی در نهایت باعث خواهند شد که ما آینده را پیش بینی کنیم.از سوی دیگر، افزایش اعتبارات برای کارهای پژوهشی از ضروریات است و تا زمانی که سرانه کشور ما برای تحقیقات حدود5 دلار4000 )تومان ( در مقایسه با کشورهای پیشرفته با رقم 1000 دلار است ، جز شعار فرهنگی دادن کار دیگری نکرده ایم ، چرا که این اعتبارات امروز هستند که تفکرات فردا را به وجود میآورند.حال اگر در شرایطی قرار بگیریم که منابع و ابزار لازم را نیز برای پرداختن به امور پژوهشی در اختیار داشته باشیم ، با نبود مدیریتی که بتواند به بهترین وجه از این ابزار بهره گیرد، چه کنیم؛وقتی صحبت از چالش می شود، غیر از مسائل اعتباری ، مساله مدیریت به معنای عام آن نیز بسیار پراهمیت جلوه می کند، چرا که ما در امر مدیریت پژوهش بسیار ضعیف هستیم و در واقع بحثهای مدیریتی پژوهش که پس از جنگ تحمیلی در کشور مطرح شدند، به دلیل عدم بهره مندی از مدیریتی که ارزیابی درستی از کارکرد مسائل پژوهشی داشته باشد، هیچگونه موفقیتی نداشته اند.بسیاری از تجهیزات خریداری شده توسط چندصد مرکز پژوهشی ایجاد شده در کشور، بهره وری پایینی داشته اند. در عین حال به دلیل عدم پاسخگویی به جاه طلبی های پژوهشی جوانان مستعد کشور، آنها به مهاجرت از کشور ترغیب شده اند.آنچه رفت و در کنار آن مشکلات مربوط به قانون های پژوهشی کشور نیز تحت مدیریت تحقیقات میگنجد.اگر می خواهیم از آن سد عقب ماندگی و تاخر فرهنگی که میان ما و کشورهای توسعه یافته کشیده شده است ، عبور کنیم و طی دهه های آینده کشوری توسعه یافته تلقی شویم ، چه باید بکنیم؛اگر بخواهیم و باور کنیم کشوری توسعه یافته باشیم ، الزاما بدین معنا نیست که به شاخصهای کشورهای توسعه یافته برسیم ، بلکه باید مسائل کشور خودمان را بتوانیم حل کنیم که متاسفانه در حال حاضر از آن قاصریم . برای مثال : ما در حال حاضر با انبوهی از مسائل همچون کاهش ارزش پول ملی خود مواجه هستیم که قادر به مهار و یا کنترل آن نبوده ایم و اگر نتوانیم برای معضلاتی این چنینی راه حلی بیابیم ، در آینده با مشکلات بس جدیتری روبه رو خواهیم بود.پس ما باید ابتدا مشخص کنیم که به چه سمتی می خواهیم برویم و برای آن برنامه ریزی کنیم.اگر بپذیریم و باورکنیم که مبنای توسعه در کشور ما در کلیه ابعاد آن به بهادادن به مسائل پژوهشی بازمی گردد، آیا می توان امیدوار بود که بتوان در مقابل یکی از معضلات علمی کنونی کشور یعنی مهاجرت مغزها، سدی جدی ایجاد کرد؛البته ، فراموش نکنیم که عمده انگیزه مغزها و نه آدمهای معمولی ، در هر سنی برای مهاجرت از کشور، نبود امکان کافی برای تحقق ایده های علمی شان است و مسائل رفاهی و مادی ، با وجود تصور همگان ، انگیزه ثانویه است.اگر ما از هم اکنون برای رفع معضلات و مشکلات علمی و پژوهشی کشور گام برداریم ، دست کم در بهترین شرایط به 50 سال زمان نیاز داریم تا بتوانیم به روال نسبتا معقولی برسیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها