صاحب تعمیرگاه روز بعد به ملاقات مرد رمال رفت تا شاید با وردهایی که او میخواند، بهبود یابد.
مرد بیمار پس از ورود به خانه رمال، طبق خواسته او به اتاق خواب رفت و منتظر ماند. در این هنگام مرد رمال همراه 6 نفر وارد اتاق شد تا اجنهها را از بدن او دور کنند و بیماریاش بهبود یابد. مرد رمال پس از این که چند بار به دور بیمار چرخید، گفت 2 جن در وجودت رخنه کرده و اگر آنها را خارج نکنیم، بیماریات وخیمتر میشود. مرد بیمار با شنیدن حرفهای مرد رمال بشدت شوکه شد و از او خواست درمانش را شروع کند. مرد رمال ابتدا به همدستانش دستور داد تا چشمها و دستو پای مرد بیمار را با طناب ببندند. دقایقی بعد آنها با چوبدستی به جان مرد بیمار افتادند و او را کتک زدند تا اجنهها از وجودش خارج شوند. صاحب تعمیرگاه ـ مرد بیمار ـ ملتمسانه از همدستان مرد رمال میخواست رهایش کنند ولی آنها بدون توجه به گفتههای مرد بیمار آنقدر او را کتک زدند که بیهوش شد. چند ساعت بعد مرد بیمار ـ صاحب تعمیرگاه ـ در خیابان توسط یک راننده عبوری نجات یافت و به مرکز پلیس منتقل شد و با شکایت وی، مرد رمال و همدستانش تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم