در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیهان:بر بام رسانه چرا ؟!
«بر بام رسانه چرا ؟!»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن میخوانید؛
1- این ماجرا، اگرچه نزدیک به 16 سال قبل در یکی از یادداشت های کیهان آمده بود ولی شرح دوباره آن به مناسبت برخی از مسائل این روزها، خالی از فایده نیست و هنوز هم خواندنی است، درس آموز و عبرت انگیز.
چند صد سال قبل- دوران صفویه- با صلاحدید و تصمیم دانشمندان و عالمان دینی، مرحوم شیخ بهایی به نجف اشرف اعزام شد تا از مرحوم مقدس اردبیلی که عالمی بلندمرتبه و جلیل القدر و ساکن نجف اشرف بود برای حضور در ایران و تقویت حوزه های علمیه دعوت کند. شیخ بهایی که خود دانشمندی برجسته و بلندآوازه بود پس از رسیدن به نجف اشرف و زیارت مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام، بی درنگ به مجلس درس مقدس اردبیلی وارد شد. در اثنای درس، اشکالی به نظر شیخ رسید و به روال جاری حوزه های علمیه، ضمن طرح اشکال خویش، پاسخ مقدس را طلبید. مرحوم مقدس با ارائه دلایلی اشکال شیخ را ناوارد دانسته و پاسخ داد. مرحوم شیخ بهایی، اشکال دیگری را مطرح کرد و این بار نیز پاسخ مستند و مستدلی شنید و در ادامه درس برای بار سوم، اشکال کرد ولی مرحوم مقدس اشکال اخیر را بی پاسخ گذاشت، چنانکه گویی برای آن پاسخی ندارد. فردای آن روز- و یا بعد از پایان مجلس درس- مرحوم مقدس اردبیلی اشکال سوم مرحوم شیخ بهایی را پاسخ داد. شیخ پرسید؛ آیا حضرت استاد بعد از مطالعه بیشتر به این پاسخ مستدل رسیده اند؟ و مقدس گفت؛ پاسخ اشکال سوم شما را نیز به هنگام طرح آن می دانستم و در مقابل سوال آمیخته به تعجب شیخ بهایی، فرمود؛ ایران در این روزها با همت عالمان بزرگ دینی به کانون گسترش مکتب تشیع تبدیل شده و چشم و گوش جهان اسلام به آن سوی دوخته است و شما یکی از استوانه های شناخته شده این کانون هستید، و من به عنوان یک طلبه- تواضع و خلوص مقدس را ببینید- ترجیح دادم مراتب علمی شما در نگاه حاضران برتر از این طلبه تلقی شود، زیرا بیم آن داشتم که با پاسخ سؤال سوم شما، این استوانه ترک بردارد و خدای نخواسته از این رهگذر به کانون عظیم تشیع ایران که در آینده نقش سرنوشت سازی در جهان اسلام خواهد داشت، آسیبی وارد شود.
2- مواضع کیهان درباره شخص رئیس جمهور محترم و دولت نهم و دهم که کارآمدی، فداکاری، پاکدستی، شجاعت و مردم دوستی آن نیازی به شرح و توضیح ندارد. کیهان با استناد به واقعیات محسوس و غیرقابل انکار بر این باور بوده و هست که دولت آقای دکتر احمدی نژاد، یک موهبت بزرگ الهی بوده است و در بسیاری از موارد تعیین کننده و سرنوشت ساز نه فقط برتر از دولت های پیشین بلکه غیرقابل مقایسه با آنهاست. این واقعیت نه از چشم دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب دور مانده است و نه از نگاه تیزبین ملت شریف و با بصیرت ایران اسلامی، هجوم پرحجم دشمنان بیرونی از یک سو و ابراز ارادت فراگیر توده های میلیونی مردم نسبت به شخص رئیس جمهور و دولت ایشان از سوی دیگر، گواه صادق و خالی از ابهامی بر درستی این ادعاست. ضمن آن که کارشکنی نزدیک به کینه توزی برخی از مسئولان سابق در کار دولت و دروغ بافی و سیاه نمایی آنان نیز بر کسی پوشیده نیست. شماری از این عده که «ورشکستگان به تقصیر» نام مناسبی برای آنهاست در جریان فتنه 88 با فتنه گران همسویی آشکاری داشته اند و این روزها، بعد از رسوایی فتنه گران و برملا شدن پیوند وطن فروشانه آنها با بیگانگان هنوز هم بر طبل توخالی فتنه می کوبند و...
با اینهمه، دولت جناب آقای دکتر احمدی نژاد هم، علی رغم برخورداری از امتیازات فراوان و برجسته و در مواردی، منحصر به فرد، خالی از برخی ایرادها و اشکال ها نیست. اگرچه این ایرادها و اشکال ها در تمامیت خود، دولت آقای احمدی نژاد را فقط چند درجه اندک از نقطه ایده آل پایین می آورد و در یک برداشت منصفانه باید اذعان کرد که با وجود این ایرادها و انتقادها، دولت های نهم و دهم، کماکان برجسته ترین و خدمتگزارترین دولت ها بوده است و الگوی افتخارآفرینی از حضور اصولگرایان در رأس قوه مجریه ارائه داده است.
با توجه به نکته فوق، بدیهی است نمی توان همه کسانی را که نسبت به برخی اقدامات دولت یا شخص رئیس جمهور محترم انتقادی دارند با کسانی که اساساً از دولت اصولگرا دل خوشی ندارند و سال هاست کمر به مقابله و دشمنی با آن بسته اند، یکسان تلقی کرد و آنگونه که متاسفانه برخی از اطرافیان رئیس جمهور محترم- به هر علت- بر آن اصرار دارند، هر نقدی را هر چند منصفانه و دلسوزانه، به حساب مخالفت با دولت و یا ریاست محترم جمهوری نوشت زیرا در این صورت، «باب نقد» که به قول حضرت امام- رضوان الله تعالی علیه- «موهبت الهی» است، بسته خواهد شد و به قول خواجه شیراز؛
«چو پرده دار به شمشیر می زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند»
3- روز سه شنبه 5 بهمن ماه جاری، آقای دکتر احمدی نژاد در اقدامی تعجب آور و غیرمنتظره، نامه سرگشاده ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی منتشر کرد که بلافاصله با استقبال گسترده و ذوق زدگی فراوان رسانه های بیگانه و دنباله های فتنه گر داخلی آنها روبرو شد. مفاد این نامه اگرچه از برخی اشتباهات حقوقی خالی نیست و در آن مواردی از استنادهای وارد و ناوارد قانونی به هم آمیخته اند، ولی یادداشت پیش روی در پی بررسی محتوای نامه یاد شده نیست و اگر به مواردی از آن اشاره می کند به اقتضای موضوع اصلی این یادداشت است یعنی چرایی غیرقابل توجیه انتشار آن در شرایط کنونی و حملات تند رئیس جمهور به سران دو قوه دیگر، آنهم در بام رسانه ای کشور که بازتاب گسترده ای در رسانه های بیرونی داشت.
چه کسی نمی داند که توهم پراکنی درباره اختلاف مسئولان بلندپایه با هدف ناامید کردن مردم از کارآمدی نظام و القای به هم ریختگی امور کشور، یکی از محورهای اصلی عملیات روانی پرحجم دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنهاست و بدیهی است چنانچه یکی از همین مسئولان بلندمرتبه در شیپور اختلافات آنهم همراه با حمله به سایر مسئولان بدمد، چه بخواهد و چه نخواهد خطای بزرگی مرتکب شده است و چنانچه این حملات پایه و اساس محکمی نداشته و یا در مواردی نامحکم باشد، ضریب آسیب رسانی آن بیشتر و فراتر نیز خواهد بود. همین جا باید اذعان کرد برخی از کارشکنی ها در برنامه دولت خدمتگزار می تواند کاسه صبر رئیس دولت را که شانه همت زیر بار سنگین اجرایی مخصوصاً در شرایط کنونی داده است، لبریز کند ولی از رئیس جمهور محترم انتظار می رود در اینگونه موارد صبر و حوصله بیشتری به خرج داده و در طرح مسائل حقوقی و قانونی دقت نظر افزون تری داشته باشند.
4- برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد در بخشی از نامه سرگشاده خود آورده اند؛ «در شرایطی که مهم ترین طرح اقتصادی تاریخ کشور با همراهی قاطبه نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی و با آرامش و همراهی مثال زدنی مردم شریف- که یادآور ایثارگری ها و امدادهای غیبی دوران دفاع مقدس است- انجام می شود چه مشکلی حادث شده است که در کمال تاسف عده ای با اصرار بر موارد خلاف و بدتر از آن مقابله با نصایح و نظرات دلسوزانه رهبری گرانقدر برای کشور مشکل ایجاد می نمایند.
چه بحرانی در مدیریت بانک مرکزی حادث شده است که این واحد سازمانی دولتی و امور اجرایی آن را می خواهند از قوه مجریه خارج سازند.»
همانگونه که ملاحظه می شود، رئیس جمهور محترم نیز با نگاهی کارشناسانه و با درک دقیق از شرایط کنونی کشور زبان به ملامت گشوده اند که چرا بعضی ها به «نصایح و نظرات دلسوزانه رهبری گرانقدر» بی توجهی کرده و «برای کشور، مشکل ایجاد می کنند»؟!
اکنون بایستی با عرض پوزش، نظر رئیس جمهور محبوب و مردمی کشورمان را به این فراز از بیانات رهبرمعظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام با ایشان که پس از آن دیدار نیز بارها تکرار شده است، جلب کرد.
«من روی اتحاد تکیه می کنم، اتحاد و همدلی بین مسئولین کشور یک فریضه است، تعمد در مخالفت با آن، امروز یک خلاف شرع است، بخصوص در سطوح بالا. همه به این توجه داشته باشند... یکی از کارهایی که دشمن می کند، بی اعتماد کردن مردم نسبت به مسئولین است، ما باید مواظب باشیم خودمان جوری حرف نزنیم که مردم به مسئولین کشور، مسئولین دولتی، مسئولین قضایی، سران قوه مقننه بی اعتماد بشوند که این بی اعتمادی ناحق است، دشمن این را می خواهد».
آیا نامه سرگشاده آقای احمدی نژاد با توجه به تاکید ایشان بر ضرورت پیروی از نظرات دلسوزانه رهبری- که وظیفه شرعی و قانونی همه مسئولان است -
با سفارش اکید حضرت آقا ناهمخوان نیست؟!
5- رهبرمعظم انقلاب در بیانات دیگری، نسبت به رسانه ای شدن اختلاف مسئولان هشدار جدی داده اند و این اختلافات را طبیعی و در نشست های صمیمانه و کارشناسی قابل حل دانسته اند. بعنوان مثال، تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام برای خارج کردن بانک مرکزی از چرخه اختیارات دولت که آقای احمدی نژاد به حق آن را ناشایست و غیرقانونی دانسته اند، در حالی از سوی ایشان در نامه سرگشاده مورد اشاره مطرح شده است که تصمیم مجمع تشخیص مصلحت با ورود رهبرمعظم انقلاب لغو شده بود بنابراین طرح آن در نامه یاد شده، ضرورتی نداشت. گفتنی است که نظر آقای احمدی نژاد درباره ضرورت معرفی و عزل و نصب رئیس کل بانک مرکزی از سوی رئیس جمهور، یک نگاه قانونی و حقوقی است و کیهان از نخستین روزهایی که این تصمیم در مجمع تشخیص مصلحت مطرح شده بود به غیرقانونی بودن آن پرداخته و طی دو یادداشت جداگانه در روزهای 27 آبان ماه و 22 دی ماه با عناوین؛ «استقلال یا سلب اختیار؟!» و «3 پیش فرض خطا درباره بانک مرکزی» از دیدگاه دولت دراین باره حمایت کرده بود.
اشاره به این نکته از آن روی است که انتقاد اصلی متوجه انتشار نامه سرگشاده ایشان و حمله به سران قوای دیگر و نیز برخی از مفاد نامه یاد شده است وگرنه شماری از گلایه های آقای احمدی نژاد -نظیر آنچه درباره بانک مرکزی آورده اند- را وارد می دانیم ولی آمیختن گلایه های وارد و ناوارد و مخصوصاً انتشار رسانه ای آن دور از انتظار بوده و هست. ضمن آن که دو قوه مقننه و قضائیه و برخی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که در اصولگرایی آنان تردیدی نیست هم گلایه های درخور توجهی از آقای احمدی نژاد و دولت دارند که اجتناب ایشان از اجرای برخی مصوبات مجلس از جمله آنهاست.
6- و بالاخره گفتنی است بیانیه مجمع تشخیص مصلحت نظام در واکنش به نامه آقای احمدی نژاد و نامه سرگشاده چند تن از نمایندگان مجلس در پاسخ به نامه رئیس جمهور نیز از دایره انتقادی که دراین یادداشت آمده بیرون نیست، چرا که رسانه ای کردن اختلافات -صرفنظر از واقعی یا غیرواقعی بودن آنها- به قول آقا بازی در میدان دشمن است و این گلایه ها یا پاسخ ها می توانست با خویشتن داری، بیرون از بام رسانه ای صورت پذیرد.
جمهوری اسلامی:زنجیره سقوط دیکتاتورها
«زنجیره سقوط دیکتاتورها»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛مصر، در یک قدمی پیروزی انقلاب و سقوط حسنی مبارک قرار دارد. این، سرنوشتی است که در انتظار بسیاری از کشورهای عربی است.
درست است که تحولات جدید در کشورهای عربی از تونس آغاز شد، ولی واقعیت اینست که تونس فقط یک بهانه بود. جهان عرب، انبار باروتی است که با یک جرقه آتش میگیرد و حکام آن یکی پس از دیگری سقوط میکنند. این وضعیت را فساد دربارهای عرب، فقر کشنده حاکم بر اکثر کشورهای عربی، اختلاف طبقاتی موجود در کشورهای ثروتمند و صاحب نفت، اختناق شدید، وابستگی حکومتها به قدرتهای استعماری و نفوذ صهیونیسم در این حکومتها پدید آورده است. این شش عامل مهم، بیماری مزمنی را به جان حکومتهای کشورهای عربی انداخته که آنها را از چشم مردم انداخته و از درون پوسانده است.
مردم مصر در تظاهرات چند روز گذشته خود نشان دادند که با خشم فرو خفتهای به صحنه آمدهاند که حداقل 30 سال سابقه دارد. شعارهای مردم قاهره و اسکندریه و اسماعیلیه، سوئز و سایر شهرهای مصر و اقدامات و تحرکات قوی و حساب شده آنها نشانگر عمق خشم این مردم علیه رژیم حاکم است. آنها در راه پیمائیها و تظاهرات چند روز گذشته شان بر روی چهار خواسته تأکید کردهاند که عبارتند از
1 - کناره گیری مبارک
2 - استعفای کابینه مصر
3 - برگزاری انتخابات آزاد
4 - تشکیل یک دولت مردمی به معنای واقعی
اظهارات احمد ابوالغیط، وزیر خارجه مصر، که گفته است انقلاب تونس به مصر سرایت نخواهد کرد، به جای آنکه یک تحلیل سیاسی حساب شده باشد، نشان دهنده نگرانی شدید وی از اوضاع داخلی مصر و سستی پایههای حکومت حسنی مبارک است. به همین دلیل، درست برعکس گفته وی، بلافاصله تظاهرات سنگین در قاهره و شهرهای مهم و بزرگ مصر آغاز شد و به سرعت گسترش یافت.
حمایت سریع وزیر خارجه آمریکا از رژیم مبارک و اظهارات سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا که گفته است مصر از یک دولت با ثبات برخوردار است نیز برخلاف ظاهر این اظهارات، به روشنی نشان میدهند مقامات آمریکائی و سایر حامیان خارجی رژیم مبارک نیز بشدت احساس نگرانی میکنند و فقط آنچه را که دلخواهشان است به زبان میآورند نه آنچه واقعیت دارد. دقیقاً همین حمایتها را مقامات آمریکائی در سال 1357 و در آستانه سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران از محمدرضا پهلوی و دولت او بعمل آوردند و همین ابراز اطمینان را نیز نسبت به ثبات حکومت او نمودند. اما برعکس آنچه آمریکائیها گفتند، شاه ایران با چشم گریان فرار کرد و بقایای رژیم شاهنشاهی نیز همچون برفی که زیر حرارت شدید خورشید قرار گرفته باشد آب شدند و از بین رفتند.
یکی از نشانههای روشن وحشت سران رژیم قاهره از شرایط موجود و از قیام مردم مصر، به خاک و خون کشیدن تظاهرات مردم و کشتن و زخمی کردن آنان است. اکنون که انقلاب مردم مصر رنگ خون به خود گرفته و مشاهده این خونها بر خشم مردم افزوده، راهی غیر از فرار برای حسنی مبارک و همدستان وی باقی نمانده است. اعلام حرام بودن حضور در تظاهرات توسط الازهر نیز نه تنها اثری ندارد بلکه خود الازهر را بیاعتبار میکند. از آمریکا و صهیونیستها نیز، که مبارک 30 سال است برای آنها چشم و گوش بسته نوکری کرده، امکان حمایت از او و نجات وی وجود ندارد. مشکل اصلی مردم مصر، دخالتهای آمریکا و صهیونیستها در کشورشان و وابستگی حسنی مبارک به آنهاست. بنابر این، احتمال اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی به سرعت به این نتیجه برسند که تاریخ مصرف حسنی مبارک به پایان رسیده و بیش از این نباید برای او هزینه کنند بسیار زیاد است، درست مثل سرنوشتی که صدام دیکتاتور عراق به آن دچار شد.
این روزها سایر کشورهای عربی از شمال آفریقا گرفته تا جنوب خلیج فارس نیز در التهاب بسر میبرند. در یمن، علی عبدالله صالح، که او هم 32 سال است یکه تازی میکند و چندی قبل خود را رئیسجمهور مادام العمر یمن نامیده بود، از ترس خشم مردم این کشور وادار به عقب نشینی شده است. او بعد از سقوط بن علی و شعلهور شدن خشم انقلابی مردم یمن، اعلام کرد از مادام العمر بودن ریاست جمهوری خود صرفنظر کرده است. این عقب نشینی البته فایدهای نداشت و مردم یمن بر شدت اعتراضات افزودند و در روزهای اخیر تظاهرات در یمن نیز به راه افتاده که درحال گسترش است. هر چند علی عبدالله صالح در سرکوب مردم و خون ریزی برای باقی ماندن در حکومت، مهارت دارد ولی شرایط کنونی یمن بگونه ایست که معلوم نیست اینبار بتواند از خشم مردم رهائی یابد.
عمرالبشیر نیز در سودان حکومت لرزانی دارد. او نیز از سه دهه قبل بر اریکه قدرت تکیه زده و حاضر نیست کنار برود. مهمتر آنکه درست همزمان با انقلاب تونس و تحولات اخیر جهان عرب، عمرالبشیر مرتکب خیانت بزرگ واگذاری جنوب سودان به جدائی طلبان شد و در واقع تسلیم خواستههای آمریکا و رژیم صهیونیستی گردید. این خیانت بزرگ، مردم سودان را علیه عمرالبشیر شورانده و آنها را مصمم به کنار زدن او از قدرت نموده است. تصمیمات عجولانهای از قبیل دستگیری حسن ترابی و سایر مخالفان تجزیه سودان و اظهارات توجیه گرانه عمرالبشیر درباره تجزیه سودان نشان میدهد که او نیز نگران آینده حکومت خود میباشد و از خشم مردم سودان به هراس افتاده است. هر چند زمان سقوط عمرالبشیر روشن نیست ولی این واقعیت را از هم اکنون میتوان پیشبینی کرد که او نیز به پایان حکومت خود نزدیک شده است.
اینکه تعدادی از شیوخ جنوب خلیج فارس با دستپاچگی اقدام به تقسیم پول میان مردم کردهاند نشان میدهد آنها نیز تاج و تخت خود را در معرض نابودی میبینند. این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که امواج توفنده انقلاب به این شیخنشینها هم رسیده کما اینکه اردن و عربستان را نیز تکان داده است. آنچه مسلم است اینست که زنجیره سقوط دیکتاتورها از غربیترین نقطه شمال آفریقا تا شرقیترین نقطه خاورمیانه عربی را فرا گرفته و جهان عرب در انتظار رویدادهای مهم و سرنوشت سازی است که دوران جدیدی را در تاریخ جهان اسلام رقم خواهد زد.
رسالت:انقلاب اسلامی و کارآمدی در دهه چهارم
«انقلاب اسلامی و کارآمدی در دهه چهارم»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندی است که در آن میخوانید؛
1- امروزه کارآمدی حکومت ها یکی از عناصر اصلی مشروعیت یابی (Legitimation) آنها قلمداد می شود.کارآمدی را به درجه و مقداری که یک اقدام یا فعالیت به هدف پیش بینی شده نایل می شود و یا "نسبت ستاده ها به نهاده ها" تعریف کرده اند. در فرهنگ علوم سیاسی این اصطلاح به اثربخشی، تاثیر، توانایی، نفوذ، کفایت، قابلیت و لیاقت معنا شده است. در تعریفی دیگر، کارآمدی با کارآیی مترادف گرفته شده و به "قابلیت و توانایی رسیدن به هدفهای تعیین شده و مشخص " معنا شده است.
1- امروزه کارآمدی حکومت ها یکی از عناصر اصلی
مشروعیت یابی (Legitimation) آنها قلمداد می شود.کارآمدی را به درجه و مقداری که یک اقدام یا فعالیت به هدف پیش بینی شده نایل می شود و یا "نسبت ستاده ها به نهاده ها" تعریف کرده اند. در فرهنگ علوم سیاسی این اصطلاح به اثربخشی، تاثیر، توانایی، نفوذ، کفایت، قابلیت و لیاقت معنا شده است. در تعریفی دیگر، کارآمدی با کارآیی مترادف گرفته شده و به "قابلیت و توانایی رسیدن به هدفهای تعیین شده و مشخص " معنا شده است.
نوعا اعتقاد بر این است فهم نظام های سیاسی از کارآمدی و مسیرهای ممکن برای افزایش کیفیت مادی و معنوی زندگی شهروندان مبتنی بر درک مشترک نخبگان و کارشناسان از مفاهیم بنیادین و اصولی، متدولوژی پیشرفت کشور و خدمت به مردم و توافق بر واقعیات علمی برای اداره جامعه است.
2- در آستانه سی دومین بهار پیروزی انقلاب اسلامی و در دهه پیشرفت و عدالت، دولت اصولگرا با اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها گام مهمی در راستای ارتقای کارآمدی نظام اسلامی برداشته است.
با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ضرورت های اجتماعی و اقتصادی کشور اقتضا می کرد بین بلوغ انقلاب و ارتقای کارآمدی نظام اسلامی پیوند مستقیم و مستمری برقرار شود. انقلاب اسلامی در ارتباط با اراده عمومی ملت برای حرکت در راه خدا لاجرم می بایست موجب افزایش کیفیت حیات مادی و معنوی آنها گردد. چرا که حیات یک ملت زنده "طیبه" است. "و لنحیینّه حیاة طیّبة" آینده ملت ایران آینده درخشانی است چرا که این ملت تصمیم خود را برای رسیدن به قله های پیشرفت و عدالت گرفته است. این ملت ثابت کرده است که در امتحان ها و فراز و نشیب هایی هم که پیش رو دارد سربلند بیرون می آید. "ولو انّ اهل القرى آمنوا واتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض".
3- در چند سال گذشته دولت اصولگرا با فهم صحیح از این واقعیت و با نصب العین قرار دادن رهنمودهای مقام معظم رهبری پرچمدار این اراده ملت برای رسیدن به قله های پیشرفت و عدالت شده است. مردم نیز که عزم راسخ و سیاست های عملیاتی این دولت را همسو با ایدهآلها و مطالبات خود می دانستند فوج فوج به صفوف عقبه اجتماعی دولت پیوستند. دولت دهم به عنوان یکی از مقتدر ترین دولت های ایران و به واسطه پشتوانه های عظیم مردمی و پایگاه اجتماعی منحصر به فرد خود یکی از آرزوهای بزرگ رهبر معظم انقلاب و مردم را که همان صرفه جویی و استفاده بهینه از انرژی بود محقق کرد و مانع از اتلاف بیت المال شد. اصلاح الگوی مصرف در تمام زمینه ها، توزیع عادلانه یارانه ها، هزینه کرد درآمد های اجرای این قانون برای پیشرفت و آبادانی کشور و به خصوص ایجاد اشتغال برای جوانان، ثبات اقتصادی و کاهش تورم، کیفی سازی و صرفه جویی در مصرف نان، رونق تولید و صنعت در کشور، اصلاح فرهنگ کار و ... تنها بخشی از دستاوردهای اجرای این قانون بزرگ است.
4- واقعیت این است که گفتمان پیشرفت و عدالت پس از گذشت بیش از سه دهه از عمر انقلاب اسلامی در سال 1357 موجد مطالبات اجتماعی و سیاسی جدیدی شده است که در صورت ناکارآمدی دولت ها می تواند چالش زا باشد.
دولتهایی که می خواهند در دهه چهارم انقلاب زمام امور کشور را به دست گیرند باید از توانایی ها و مهارتهای مضاعفی نسبت به گذشته در اداره کشور برخوردار باشند چرا که مردم با محاسبات عقلانی انتخاب می کنند و بلوغ انقلاب اسلامی نیز موجب شده سطح کارآمدی نظام و مطالبات واقعی مردم روز به روز افزایش یابد.
خوب است که دولت ها و سیاست ها عمر میرایی دارند والا با فرض استمرار سیاست ها و برنامه های ناکارآمد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دولت های سابق و به خصوص دولت اصلاحات معلوم نبود امروز انقلاب اسلامی با چه چالشهای بزرگی روبرو بود.
5- تجربه سی و دو ساله ثابت کرده که مبتنی بر بسترهای غیر بومی و سکولارنمی توان ایده های اسلامی را به طور کامل اجرا کرد و کارآمدی مطلوب را در کلیه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محقق نمود. وظیفه مهم و خطیر نخبگان بسترسازی برای توسعه بومی و اسلامی کشور در بستر یک فهم مشترک است. بدون تردید تحقق کارآمدی نظام اسلامی تنها در یک زیرساخت اسلامی- ایرانی میسر است.
اصولگرایان در دهه 80 ضمن ترمیم گفتمان انقلاب اسلامی با تاکید بر رشد هماهنگ ساختهاى مختلف نظام سیاسى متناسب با ظرفیتهاى بومى در صددند پاسخى مناسب و در خور ملت ایران به پرسش کارآمدى دهند .اقدامات جسورانه دولت اصولگرا ومجلس اصولگرای هفتم و هشتم به منظور اصلاحات جدى در ساختار اقتصادى کشور با هدفمند سازی یارانه ها، حذف تدریجى آثار
سوء نظام ربوى از ساختار پولى ومالى ،واگذارىهاى بىسابقه به بخش خصوصى در راستاى اجراى سیاستهاى کلى اصل 44 قانون اساسى ، ارائه سهام عدالت بهعنوان گل سرسبد سیاستهاى اقتصادى اصولگرایان وکاهش فاصله طبقاتى ، تحول در نظام بودجه نویسى کشور و ... جملگى در راستاى واقعیات و ملزومات انقلاب اسلامی و نیازهای کشور در دهه پیشرفت و عدالت است.
6- امروز بسیاری از تحلیلگران مسائل اقتصادی و اجتماعی غربی و غرب زده در شگفتند که چگونه دولت اصولگرا پا در وادی سخت و دشوار اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها گذاشته و مدبرانه و مقتدر به پیش می رود.
غافل از اینکه آنها شناختی از ماهیت و هویت جمهوری اسلامی ندارند. جمهورى اسلامى هویتى به غیر از هویت ، ایمان و عزم مردم ندارد. خداوند متعال به وسیله مردم این نظام را حمایت می کند. "هو الّذى ایّدک بنصره و بالمؤمنین"
در موضوع هدفمندسازی یارانه ها نیز ید قدرت الهی در قفای حمایت عمومی ملت مشهود بود. تنها نیم نگاهی به حوادث سخت و دشواری که برخی کشورها در هنگام اجرای این طرح باآن روبرو می شوند و برخی گمانه زنی ها که قبل از اجرای این طرح می شد عظمت و جوانب مختلف این طرح بزرگ را نمایان می سازد.
7- شکرانه این نعمت عظیم برای خواص کشور حسادت، لجاجت و رقابت نیست. خواص باید پیام ملت را در اثنای اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها را درک کرده باشند. همانهایی که می گفتند این قانون را باید به رفراندوم گذاشت امروز پیام این همه پرسی را بفهمند. ملت ایران زلف خود را با کسانی که چوب لای چرخ پیشرفت و عدالت می گذارند گره نمی زند. یک ملت قوى، باهوش، منسجم، و با مسئولان دلسوز، فعال و کارآمد، مشکلاتشان را یکى پس از دیگرى حل مىکنند و حرکت مىکنند. برخی خواص اگر نمی خواهند پیش قراولان حرکت ملت باشند حداقل با عقب گرد خود حق ندارند صفوف عظیم سپاه مردمی را بشکافند.
8- بدخواهان و دشمنان این واقعیت را باید بپذیرند که امروز ملت ایران به وسط میدان آمده است و هیچ قدرتی نمی تواند در مقابل حرکت متعالی این مردم بایستد.
ان شاء الله دشمنان این ملت زیر چرخ های پیشرفت و عدالت له می شوند. ملت ایران به زودی شاهد پیشرفت های عظیم کشورشان خواهند بود و روز به روز ستاره درخشان ایران در جهان درخشنده تر و تابنده تر خواهد شد.این وعده الهی است که " انّ الارض یرثها عبادى الصالحون".
مردم سالاری:برنامه تحول در نظام اداری نقطه سر خط!
«برنامه تحول در نظام اداری نقطه سر خط!»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن میخوانید؛هفته گذشته معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور در گردهمایی ای با نام هم اندیشی تخصصی 10 محوری برنامه تحول اداری با حضور مدیران کلا ن کشور و استانداران، 10 محور تحول اداری را به شرح زیر اعلا م کرد.
1-استقرار دولت الکترونیک
2-عدالت استخدامی و نظام پرداخت
3-ساماندهی نیروی انسانی
4-تمرکز زدایی
5-افزایش بهره وری و استقرار نظام جامع مدیریت عملکرد
6-سلا مت اداری
7-اصلا ح ساختارها و توانمندسازی نیروی انسانی
8-تقویت مدیریت و توان کارشناسی کشور
9-ارتقای روحیه خود کنترلی
10-خدمت رسانی به مردم و تکریم ارباب رجوع
در این گردهمائی رئیس جمهور طی سخنانی اعلا م کرد که ساختارهای اداری کنونی روندها را پیچیده می کند و از آنجا که به دنبال گسترش اختیارات خود است تلا ش می کند همه امور را منوط به خود گرداند و بر ضرورت این تحول تاکید کرد.
از طرفی با بررسی سوابق پی می بریم که هیات وزیران در جلسه مورخ 1381/1/18 پس از استماع گزارش سازمان مدیریت و برنامه ریزی آن زمان هفت برنامه تحول نظام اداری را تصویب و در برنامه سوم سازمانها را موظف به اجرای آن نموده بود. این هفت برنامه عبارت بودند از
1-برنامه منطقی نمودن اندازه دولت
2-برنامه تحول درساختارهای تشکیلا تی
3-برنامه تحول درنظام های مدیریتی
4-برنامه تحول در نظام های استخدامی
5-برنامه آموزش و بهسازی نیروی انسانی
6-برنامه اصلا ح فرآیندها و روش های انجام کار و توسعه فناوری اداری
7-برنامه ارتقا و حفظ کرامت مردم در نظام اداری
در آن زمان برای هرکدام از این هفت برنامه، برنامه های ویژه ای تهیه و ابلا غ شده بود و براساس آنها میلیون ها ساعت آموزش و شاید میلیاردها تومان هزینه صرف شده بود و دلا یل حجیم شدن دولت و آثار آن بررسی شده بود از جمله علت افزایش تعداد کارکنان دولت از 550 هزار نفر در سال 57 به دومیلیون و275 هزار نفر در سال 82 بدون احتساب نیروی نظامی و انتظامی، بررسی شده بود و یکی از نتایج بررسی ها این بود که 850 شرکت دولتی سال 57 به 2100 شرکت افزایش یافته بود و نسبت شاغلین بخش عمومی به کل شاغلین از 19 درصد سال 57 به 33/7 درصد در سال 1380 و 60درصد رشد پست های مدیریتی شناسائی و بررسی شده بود. دراین بررسی اعلا م شده بود که در برابر افزایش 2 برابری جمعیت تعداد دستگاه های اجرایی 3 برابر و افزایش کارکنان 4 برابر شده است، برهمین اساس در بند الف ماده 137 قانون برنامه چهارم تغییر تشکیلا ت کلا ن دستگاه های اجرایی ظرف 6 ماه و تقلیل دولت به 19 وزارتخانه و تنها 3 سازمان زیرنظر رئیس جمهور تکلیف شده بود.
مولفه های آماری نظام اداری شامل ارزیابی عملکرد، نیروی انسانی، آموزش و بهسازی و تشکیلا ت، ضوابط انتخاب، انتساب و تغییر مدیران و طرح عظیم تکفا (توسعه کاربردی فناوری اطلا عات) و برنامه تحول در تک تک وزارتخانه ها شامل آسیب شناسی نظام اداری، موانع تحول و تحول در برنامه چهارم توسعه، همه و همه کلید 10 محور اعلا م شد.
در درون هفت برنامه تحول دیده شده و به مقدار بسیار زیادی جلو رفته بود. متاسفانه دولت نهم با انحلا ل سازمان مدیریت و برنامه ریزی و توقف اجرای بخش هایی از برنامه چهارم همه را متوقف و روندها را تغییر داد. جا دارد حالا که به این نتیجه رسیدند که باید برنامه تحول نظام اداری را جدی بگیرند، به همان برنامه که تمام 10 محور اعلا م شده را در خود دارد بر گردند و راه های رفته را دوباره از اول آغاز نکنند، این چه اصراری است که چون در آنجا 7 محور تحول گفته نشده، ما باید 10 محور بگوئیم که همه فکر کنند حرف دیگری داریم.
این روش اداره کشور انسان را یاد آن بازی دوران کودکی می اندازد که در کلا س چند نفری بازی می کردیم و اولی می گفت مرغ ما دیروز 5 تخم گذاشت، نفر بعدی معترض می شد و می گفت چرا 5 تا، نفر بعد می گفت پس چند تا او جواب می داد مثلا 3 تا دوباره بعدی می گفت چرا 3 تا می شنید پس چند تا، اعلا م می شد مثلا 7 تا و به همین ترتیب... و اگر کسی همان عدد اعلا م شده قبلی را می گفت سوخته بود و از دور بازی خارج می شد. چون قبلی ها گفته اند 7 محور پس ما باید بگوئیم غیر 7 محور، و همه هزینه ها، مطالعات و دست آوردهای آنها را نادیده بگیریم تا تحول به نام ما ثبت شود. حقیقت این است که علت بسیاری از عقب ماندگی های ما چنین نگرش هایی است.
نمی دانم آقای رئیس جمهور می دانست که این برنامه سابقه طولا نی دارد؟ می دانست خود محور دهم که خدمت رسانی به مردم و تکریم ارباب رجوع است در برنامه هفتم تحول قبلی منظور و خود به 7 محور دیگر تقسیم شده بود و در 81/2/10 در شورای عالی اداری تصویب و برای اجرا ابلا غ شده بود و مباحث مهمی چون شفاف و مستندسازی نحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع، اطلا ع رسانی، منشور اخلا قی، بهبود و اصلا ح روش های ارائه خدمت به مردم، نظر سنجی، تشویق و تنبیه در طرح تکریم منظور شده بود و مجله ای با نام «تحول» چند سال منتشر می شد، در ادارات نمایندگان کارمندان در جلسات مدیریتی حضور می یافتند و...و...و... آیا شایسته است همه این تلا ش ها نادیده گرفته شود و دوباره نقطه سرخط؟ جا دارد رئیس جمهور این روند را شجاعانه متوقف و برنامه تحولی که نیمه کاره رها شده بود را پس از یک آسیب شناسی ادامه دهد تا کشور از تجارب حاصل از آن همه تلا ش بهره مند گردد. باور کنید بدنه اصلی آن تلا ش همین کارمندان و کارشناسانی هستند که اکثرا هنوز در خدمت دولت اند و ضرورتی به آغاز از صفر نیست.
تهران امروز:چرا بیتفاوتی!؟
«چرا بیتفاوتی!؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز است که در آن میخوانید؛یکی از افتخارات ما این است که اخلاق نسبی نیست و زمان و مکان نمیتواند حسن و قبح یک عمل را مشخص کند بلکه این حسن و قبح است که بهصورت مطلق در ادوار و زمانها به عنوان معیار قرار میگیرد.
مدتی است شاهد برخی رفتارهای خلاف هنجارها و عرف و مغایر با شئون انقلابی از جانب عدهای هستیم که اگر همان رفتارها و اظهارات در ادوار پیشین و زمانهای گذشته اتفاق میافتاد، شاهد اعتراضات بودیم اما در این مقطع جز سکوت و چند اظهارنظر پراکنده واکنش دیگری نمیبینیم.
برخی رفتارهای هنجارشکنانه در حوزه تئاتر و نمایش و انتشار برخی کتب و برخی اظهارات ناصواب و بیسابقه از جانب برخی مسئولان، هشدارهایی به دلسوزان انقلاب و نظام میدهد که نباید نسبت به هنجارشکنیها و حرمتشکنیها بیتفاوت باشیم. آنهایی که امروز برای تسخیر قدرت حاضرند به هر کاری دست بزنند، نمیتوانند خود را منطبق با معیارهای اصولگرایی بدانند.
معیارها اصل هستند و افراد با معیارها سنجیده میشوند و اساسا اصولگرایی یعنی عمل مطابق معیارها.
برای کسی قدرت نباید حاشیه امن ایجاد کند و نباید اجازه داد اندکی تازه از راه رسیده با برجستهکردن فرعیات و بیراههتراشی، مسیر صحیح و بزرگراه سازندگی توام با معنویت کشور را ابهامآلود نمایند. این مهم با حضور دلسوزان نظام میسر است نه با انزوا و سکوت. اگر نسبت به برخی ساحتشکنیها در عرصه فرهنگ و سیاست کشور سکوت کنیم، شاید فردا در پیشگاه شهدا پاسخی نداشته باشیم. ما نمیگوییم به فرعیات دامن بزنیم اما اصول به ما میگوید در برابر انحرافات و جریانهای مشکوک سیاسی و فرهنگی سکوت پیشه نکنیم و حقایق را مطابق آنچه شایسته آن است بگوییم.
ابتکار:امان از گوشهای سنگین و سنت عبرت نگرفتن!
«امان از گوشهای سنگین و سنت عبرت نگرفتن!»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن میخوانید؛تاریخ تکرار مکررات سرنوشت یکسان تمام دیکتاتورهاست و شاید یکی از راههای شناخت دیکتاتور سرنوشت او باشد.
فرار رئیس جمهور تونس و سقوط نظام حاکم بر این کشور، بازتاب توفنده ای داشت و به سرعت ابعاد تازه ای پیدا میکند و همچون آتشی است که بر خرمن دیکتاتورهای عربی افتاده است و هر روز دامن یکی را میگیرد. اردن کشوری که سالهاست زیر چکمه دیکتاتور پادشاهی خمیده و اکنون نسیم پیروزی مردم تونس باعث بیداری آن شده است. مصر کشوری که از نظر قدمت همچون ایران و رم، ریشه در تاریخ دارد . عنوان فراعنه برای آن کشور لقب دیروزش نیست بلکه وصف امروزش نیز میباشد کشور جمهوری نما که به رسم شاهان و با خصوصیات فرعونی اداره میشود، سالهاست که صدای هر معترضی را در نطفه خفه میکند. مبارک که مدتهاست با عزرائیل دست و پنجه نرم میکند اما گویا تمام انرژی خود را به منظور پوشاندن خلعت موروثی ریاست آن کشور به تن فرزند ارشد خود یعنی جمال مبارک، به دنبال کسب رخصت از جناب عزرائیل میباشداکنون که راننده یک تاکسی مصری با تاسی از جوان دوره گرد تونسی خود را در مقابل پارلمان آن کشور به آتش کشانده دامنه سونامی تونس، سرزمین فراعنه را فرا گرفته است، مشابه این وضعیت در یمن،مراکش، الجزایر درحال رخداد است.
حال پرسش مهم این است آیا آتشفشان مردمی تونس و مصر و... در نتیجه خود سوزی یک جوان دوره گرد بوده یا علتهای عمیق تری دارد؟ قطعاً جواب منفی است. این اتفاقات آتش فشان خشم مردمی است که سالها زیر سلطه نظام استبدادی سرکوب میشد و اکنون به این بهانه سرباز کرده است آنچنانکه 32 سال پیش در چنین روزهایی، در ایران نیز اتفاق افتاد مشابهت امروز تونس و دیروز ایران بیان کننده یک سنت الهی است و آن اینکه هیچ ملتی را نمیتوان برای همیشه در حبس نگه داشت و صدای یک ملت برای همیشه خاموش نمیماند. دیکتاتورها گوش سنگین دارند و به دلیل غرور قدرت، یا اصلاً نمیشنوند و اگر هم بشنوند خیلی دیر میشنوند.
شاه ایران حدود دوماه قبل از فرار درصفحه تلویزیون ظاهر شد واعلام داشت که من صدای انقلاب شما، مردم ایران را شنیدم اما دیگر برای شنیدن دیر شده بود. بن علی رئیس جمهور تونس حدود دو هفته قبل از فرار به چنین واقعیتی نیز اذعان کرد. و اکنون پیش بینی میشود که حسنی مبارک و محمد قذافی و پادشاه اردن و... فرصت بیان چنین واقعیتی را هم پیدا نکنند.
فوران آتش فشان اعتراضات مردمی در کشورهای عربی، آنچنان مهیب و غیر منتظره است که امکان دلجویی سران این کشورها که تا دیروز چون یار گرمابه و گلستانی همدیگر بودند را سلب کرده است مطابق اخبار غیر رسمی آنان با سراسیمگی در حال بستن چمدانها و نقل و انتقال دارایی خود و خانواده شان هستند، خبر خروج جمال مبارک به همراه خانواده حسنی مبارک از کشور در برخی رسانه ها، نشان این واقعیت است. مطالعه تاریخ حکمرانان مستبد، رفتاری شبیه بهم را نشان میدهد آنان همگی تصور ماندگاری بر اریکه را دارند و همواره حرکتهای اعتراضی مردم را باور نمیکنند و صدای فریاد مردمانشان را نمیشنوند وقتی میشنوند که دیگر دیر شده است.
تاریخ ملتها هم گویای یک واقعیت است و آن اینکه ممکن است مردمی دیر حرکت کنند، ولی وقتی شروع کنند زود بساط دیکتاتوری را بر میچینند ، سرعت انقلاب مردم ایران آنچنان بود که فرصت تجزیه و تحلیل به غربیها نداد آنان تا به خود آمدند،انقلابیون بر مصادر امور سوار بودند و شیرینی پیروزی تقسیم میکردند . آتش فشان مردم تونس در کمتر از دو هفته نه فقط رژیم استبدادی آن کشور را واژگون ساخت بلکه دامن دیگر دیکتاتورها را هم گرفته است.دولت آمریکا ابتدا خود را به بن علی متعهد میدانست اما سه روز پیش، اوباما مجبور شد که برای ظاهرسازی، خود را پشت سر مردم تونس معرفی نماید.دیوار دیکتاتوری آنچنان کوتاه است که با اعتراض یک جوان بیکار دوره گرد تونسی فرو میریزد.
دیکتاتورها هر روز که در قدرت میمانند، در حقیقت حجم باروت انبار اعتراضات مردم را بیشتر میکنند. ماندگاری آنان نشان حقانیت نیست بلکه قدرت تخریب و ویرانی آنچه را که میسازند بالا میبرند. عاقبت دیکتاتورها سرگردانی و آوارگی است . هیچ دیکتاتورسازی در لحظه زمین خوردن دیکتاتور، حاضر به پناه دادن او نیست .
دولت آمریکا به عنوان مهمترین حامی و متحد دولت محمد رضاشاه حاضر نشد در هنگام فرار شاه به او پناه دهد و امروز دولت فرانسه نیز به عنوان متحد استراتژیک بن علی، حاضر نشد به وی پناه دهد.
بی شک چنین سرنوشتی نیز در انتظار حسنی مبارک ،ملک عبدا...، قذافی و ... خواهد بود.
هیچ دیکتاتوری اهل عبرت گرفتن از تاریخ نیست بلکه تمام دیکتاتورها خود باعث عبرت دیگران میشوند.اینهمه شباهت سرنوشتی یکسان برای حاکمان خودکامه رقم زده است.
آفرینش:تشکیل فرهنگستان مشترک فارسی
«تشکیل فرهنگستان مشترک فارسی»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم
علی رمضانی است که در آن میخوانید؛چندی پیش اسفندیارمشایی رییس دفتر رییس جمهور ایران در هفتمین همایش استادان زبان فارسی مساله ی مهمی را درمیان گذاشت و اشاره کرد که فرهنگستان مشترک زبان فارسی باید حد اقل بین سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان تشکیل گردد .این ایده هر چند دهه ها است مشغله اصلی بسیاری از ادب دوستان و استادان زبان فارسی در گستره کشور های فارسی زبان و حوزه تمدن ایرانی بوده است اما بنا به دلایل گوناگونی از جمله عدم نگاه جدی دولت هاو کمبود همکاری های فر هنگی و... به تاخیر افتاده است .
در این حال بی شک شنیدن خبر تشکیل اینگونه نهاد های مشترک فرهنگی برای فارسی زبانان جهان، خبر شاد و امیدوار کننده ای می باشد. در واقع اگر نگاهی به وضعیت کنونی زبان فارسی در جهان داشته باشیم در مییابیم هر چند روزگاری گستره نفوذ زبان فارسی از آسیاسی صغیرو هند نیز فراتر میرفت اما بنا به دلایل گوناگون سیاسی و... امروزه از قدرت آن تا حدی کاسته شده و اکنون نیز خطرات بسیاری این زبان را تهدید میکند.
در این راستا در ایران نیز به عنوان بزرگترین کشور فارسی زبان تاکنون حمایت کافی از این زبان به عمل نیامده است و حتی فرهنگستان موجود زبان فارسی درداخل کشور نیز نشان داده است نتوانسته آنچنان که باید در مقابل تحولات جدید و گسترش زبان فارسی در سایر نقاط جهان عمل کند در این راستا نیز وضعیت زبان فارسی در اینترنت نیز مورد توجه است وضعیتی که سالهاست از بی متولی بودن زبان فارسی در این حوزه سخن گفته میشود.
علاوه بر این نیز در حوزه بین المللی هماکنون بسیاری از واژههای زبان فارسی بین این سه کشور اصلی فارسی زبان تفاوت زیادی و جوددارد و با تحت تاثیر قرار گرفتن لهجههای زبان فارسی از زبان های بیگانه در کشور های فارسی زبان عملا هر یک از کشورها اصطلاحات و واژگان ویژه خود را ایجاد کرده اند که بیشک با تداوم آن باعث دور شدن تدریجی گویند گان این زبان از هم خواهد شد.در این حال بنیان فرهنگستان زبان فارسی مشترک حداقل در بین سه کشور فارسی زبان منطقه می تواند پیامدهای مثبت و چشمگیری داشته باشد.
نخست انکه با توجه به مشکلات پدید آمده بر اثر تفاوت گویش و لهجه در واژگان زبان فارسی و نیز موانع همزبانی و مفاهمه پارسی زبانان، ایجاد فرهنگستان مشترک زبان و ادبیات پارسی دست کم میان سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان که اکنون از اصطلاحات و واژه های خارجی متفاوتی استفاده می کنند آسان تر خواهد کرد و موجب خواهد شد تا این سه کشور از واژه های مشترک برای این اصطلاحات استفاده کنند.
دوم آنکه در واقع این فرهنگستان در کنار رشد ار تباطات فرهنگی بین سه کشور اصلی فارسی زبان به رشد و تقویت زبان فارسی در این سه کشور کمک خواهد کرد و باعث خواهد شد تا استادان و فرهنگ دوستان دارای رابطه بیشتری با هم باشند و جدا از آن به همکاری فرهنگی سیاسی و اقتصادی بین مردم و دولتهای کشور های فارسی زبان کمک شایانی خواهد کرد تا وضعیت به گونه ای نباشد که امروزه هنوز بسیاری در ایران نمی دانند که مثلا تاجیک هانیز به زبان فارسی سخن میگویند.
سوم انکه در واقع تقویت زبان فارسی در منطقه حوزه تمدن ایرانی در واقع جایگاه این زبان را در جهان ، یونسکو و سازمان ملل تقویت خواهد کرد و می تواند به گونه ای در بهتر شناخته شدن فرهنگ کشورهای حوزه تمدن ایرانی و بویژه ایران کمک شایانی کند.
دنیای اقتصاد:نهضت ایجاد اشتغال؛ چگونه؟
«نهضت ایجاد اشتغال؛ چگونه؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است که در آن میخوانید؛رییسجمهور در سفر استانی به گیلان اعلام کرد که نهضت سراسری ایجاد اشتغال برای جوانان بهزودی اجرا میشود.
این عزم جدید که حداقل نشاندهنده اولویت این مساله مهم در سیاستگذاری است میتواند در عمل هم به نتایج مناسبی منجر شود مشروط بر آنکه اشتباهات گذشته در اشتغالزایی تکرار نشود.
یکی از اشتباهات مهمی که در گذشته صورت گرفت تحمیل تورم بود که آن هم ناشی از این تصور غلط است که کشورها راهی به جز انتخاب یکی از دو گزینه بیکاری و تورم را ندارند. در صورتی که تورم، باعث تضعیف قدرت رقابت پذیری تولید کننده خواهد شد. به عبارت دیگر، اگر دو تولیدکننده در دو کشور با نرخهای تورم ثابت صفر درصد و یک درصد، هر دو، یک کالای مشابه را تولید کنند قطعا تولیدکننده کشوری که تورم بیشتر دارد (در اینجا کشور دارای تورم یک درصد) شانس بقای کمتری در بلندمدت خواهد داشت. اشتباه مهم دیگر آن است که دولتها در ایجاد اشتغال (چه دولتی و چه خصوصی) عامل مستقیم باشند.
یعنی اگر دولتی بخواهد خودش راسا و دستوری به امر اشتغالزایی بپردازد موجب میشود مشاغل بیشتری که قرار است خلق شود، از ایجادش جلوگیری کند یا بخشی از مشاغل بهوجود آمده را از بین ببرد. معنی آنچه گفته شد آن است که مثلا به ازای هر 2 شغلی که دولت ایجاد میکند، لازم است از ایجاد 3 شغل کارآمدتر جلوگیری شود. منتها چون شغلهای حمایتی ایجاد شده در معرض دید بوده، اما شغلهایی که از ایجاد آن جلوگیری شده، دیده نمیشود، بسیاری از دولتها به این روش نادرست روی میآورند.
در هر صورت، بخش خصوصی توانمند، بیشتر با اقدامات سلبی دولت شکل میگیرد نه با تفکرات صنعگرایانه و نه حتی با خصوصی سازی. خصوصی سازی هم در رسیدن به این هدف نقش چندانی ندارد و اصولا دولتها نباید در خصوصیسازی شرکتهای خود خیلی عجله داشته باشند و همین قدر که از رشد اندازه دولت جلوگیری شود کافی است.
نکات مهم و اساسی که نهضت اشتغالزایی باید به آنها توجه کند عبارتند از:
1- بانک مرکزی تورم را به طور کامل مهار کند و بداند که رکود ناشی از آن اگرچه اجتنابناپذیر است، ولی در میانمدت از بین میرود.
2- حذف پدیده جایگزینی (crowding out) از اقتصاد برای به حداقل رساندن نرخ بهره بانکی با حذف تورم. برای رسیدن به این هدف لازم است دولت تا آنجا که میتواند از منابع بانکی چه برای خود و چه برای بخش خصوصی (به صورت دستوری) استفاده نکند.
اولین و سریعترین نتیجه این اقدام، دسترسی آسان همه تولیدکنندگان موجود به تسهیلات ارزان قیمت خواهد بود. البته ممکن است به عنوان یک نتیجه دیگر، برخی از تولیدکنندگانی که در گذشته از تسهیلات دستوری استفاده میکردهاند و دلیل بقای آنان نیز همین رانتها بوده، دچار ورشکستگی شوند، زیرا توان رقابت عادلانه با دیگر هموطنان خود را نداشتهاند.
3- موفقیت نهضت اشتغالزایی مستلزم برپایی نهضت کاهش هزینههای دولتی (جاری یا عمرانی بودن هزینهها خیلی فرقی ندارد) در کشور است، یعنی رشد هزینههای دولت از رشد اقتصادی بیشتر نشود. این میزان رشد هم تنها در اموری است که بخش خصوصی توان یا امکان انجام آن را ندارد.
4- اختصاص درآمدهای نفتی برای سرمایهگذاری به نحوی که موجب تورم یا کاهش نرخ ارز نشود. در این خصوص قبلا بارها در همین روزنامه بحث شده است. (سرمقاله دنیایاقتصاد 26/10/1389)
5- حذف کامل مالیات از تولید و جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده به جای آن
6- تصحیح سیاست ارزی و حمایت تعرفهای از تولید تا رسیدن به وضع ایدهآل
7- الغای قانون کار یا حداقل اصلاح و تعدیل آن به نحوی که مشوق سرمایهگذاران داخلی و خارجی برای گسترش تولید در کشور باشد.
آنچه گفته شد پیششرط پیوستن موفقیتآمیز ایران به سازمان تجارت جهانی نیز میباشد. اگر دولتهای گذشته اصول ذکر شده فوق را به مورد اجرا گذاشته بودند، هماکنون نهتنها مشکلی به نام بیکاری نبود، بلکه حتی نیاز به واردات نیروی کار هم وجود داشت. با اجرای نکات فوق در یک دوره کوتاه، افزایش نرخ بیکاری جای خود را به یک روند کاهشی خواهد داد، به طوری که در میان مدت، کشور شاهد محو بیکاری خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: