در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر چند که همیشه انتظارها از کشتی بالاست و همواره نیز عملکرد او و همکارانش در تیم ملی مورد نقد قرار دارد، اما با توجه به ظرفیتها و پتانسیلهای بالای کشتی و جایگاه این رشته کهن و مدالآور ورزش ایران در عرصه بازیهای آسیایی، المپیک و جهانی، غلامرضا محمدی باید از تمام توان و تجربه خود به بهترین شکل استفاده کند تا پاسخگوی انتظارهای موجود باشد.
او که بعد از نتایج ضعیف کشتی در بازیهای المپیک پکن، سکاندار تیم ملی شد تا ماموریت جوانگرایی در سطح تیم ملی را در دوره زمانی 4 ساله تا المپیک 2012 لندن به اجرا بگذارد، اکنون که وارد سال سوم ماموریت خود شده است، بیپشتوانگی در سطح تیم ملی و سیاست نتیجهگرایی مسوولان کشتی و ورزش را مانعی در راه پیاده کردن تمام و کمال افکار و ایدههای خود بر میشمارد و در عین حال قول میدهد که در المپیک لندن، نتیجهای خوب را به نام کشتی آزاد ایران بنویسد.
با دارنده 4 مدال نقره و برنز کشتی جهان در سالهای 93، 94، 95 و 98 و نفر پنجم المپیک 96 آتلانتا، ساعتی در تحریریه جامجم به بحث درباره موضوعات مختلف کشتی پرداختهایم که در پی میآید.
بعد از حدود 3 سال مسوولیت تیم ملی کشتی آزاد، چه نمرهای به خودتان میدهید؟
دقیقا 25 ماه است که افتخار سرمربیگری تیم ملی را بر عهده گرفتهام و به نظرم درباره این مسوولیت سنگینی که بر عهده گرفتهام در وهله اول باید کارشناسان واقعی به ما نمره بدهند. این که کشتی ما کجا بود، چه شرایطی داشت، چه مسیری طی کرد و امروز چه شرایطی دارد. در مجموع این را میتوانم بگویم در 25 ماه اخیر که 2 جام جهانی، 2 قهرمانی آسیا، 2 جهانی و بازیهای آسیایی تیم ملی کشتی آزاد شرکت کرده و تنها در جهانی 2010 مسکو روی سکو قرار نگرفته است. هرچند نمیتوانم به خودم نمره بدهم، اما تاکید دارم که خیلی سعی کردم نمره قبولی بگیرم.
این سوال را از آن جهت پرسیدیم که وارد بحث فنی شویم، شما پیش از این و دقیقا بعد از المپیک آتن به عنوان یکی از مربیان تیم ملی کشتی آزاد انتخاب شدید، اما متاسفانه به دنبال ششم شدن تیم جوان ایران در جهانی 2005 بوداپست، کنار گذاشته شدید. حال در دوره جدید فعالیت در تیم ملی و این بار در کسوت سرمربیگری انتظار این بود که غلامرضا محمدی با توجه به پیشینهای که در کشتی دارد جوانگرایی را با نگاه به المپیک لندن در دستور کار قرار دهد، اما در عمل به صورت تمام و کمال این کار را انجام ندادید و بعضی جاها به غلط در ورطه نتیجهگرایی افتادید، این طور نیست؟
با وجود این که بخشی از صحبتهای شما راقبول دارم، اما در مجموع به نظر من این طور نیست که شما میگویید.
اگر قبول کنیم کشتی نسبت به زمانی که خود شما کشتی میگرفتید سادهتر شده است (اگر قوانین کنونی در زمان شما یعنی در دهه 90 وجود داشت چهبسا به مدال طلای جهان و المپیک هم دست پیدا میکردید) دیگر نمیتوان گفت نتایج تیم ملی کشتی آزاد در 2 سال اخیر خوب، عالی و بینقص بوده است.
بله این حرف را قبول دارم که کشتی راحتتر شده است و آیندهنگری خوب است، اما این طور نیست که ما به جوانان میدان نداده باشیم. شما بیایید 2 سال اخیر را بررسی کنید؛ ببینید ما در این مدت در اوزان هفتگانه به چند کشتیگیر جوان در تورنمنتهای متعدد میدان دادهایم. به جرات میگویم غیر از زمانی که مسوولیت فنی تیم ملی کشتی بر عهده رسول خادم بود، در هیچ مقطعی از 20 سال گذشته کشتی تا این حد به جوانان میدان و بها داده نشده است، در نتیجه نمیتوان گفت ما به دنبال نتیجهگرایی بودهایم.
البته این میدان و بها دادن به جوانان که از آن میگویید صرفا معطوف به همین تورنمنتها بوده و نمود عینی در ترکیب اصلی تیم ملی در رقابتهای مهم جهانی نداشته است و این یعنی این که شما از پشتوانهسازی برای المپیک غافل بودهاید.
قبول کنید پشتوانهسازی کار سرمربی تیم ملی بزرگسالان نیست. با وجود این تا آنجایی که وظیفه ما بوده است کار خود را انجام دادهایم چراکه اعتقاد شخصی خود من جوانگرایی است. به عنوان مثال اولین مسابقهای که در پیش داریم رقابتهای جام جهانی است که 21 و 22 اسفند امسال در ماخاچکالای روسیه برگزار میشود و همین طور رقابتهای قهرمانی آسیا در اردیبهشت ماه در تاشکند؛ اعتقاد دارم در این 2 رویداد نباید به فکر کسب نتیجه باشیم و باید جوانگرایی کنیم؛ چراکه در رقابتهایی همچون قهرمانی آسیا ما باید چشم بسته قهرمان شویم، اما سوالی که من در اینجا از شما دارم این که آیا صبر و حوصله جوانگرایی در بین افکار عمومی و مسوولان وجود دارد که ما به طور کامل بیخیال نتیجهگرایی شویم؟
شما در شرایطی این حرف را میزنید که به دفعات اعلام شده باید با تیمهای دوم و سوم خود در آسیا شرکت کرده و نتیجه بگیریم. به هر حال وقتی کار اصولی باشد و به موفقیت بزرگتر کشتی ما در مسابقات جهانی و المپیک ختم شود، چرا باید در مقابل آن موضع گرفت.
اما به نظر من پاسخ این سوال منفی است و هنوز این موضوع در ورزش ما جا نیفتاده است. برای همین هم میگویم کار سخت است، چراکه صبر و حوصله جوانگرایی وجود ندارد و با نگاه نتیجهگرایانه حاکم، در صورت عدم نتیجهگیری، ما هم امنیت شغلی لازم را نخواهیم داشت.
اما این استدلال قابل قبول نیست؛ چراکه وقتی یک مربی پروسه 4 سالهای را تعریف میکند در این پروسه باید چیدمانی مناسب از نیروهای خود برای حضور در رقابتهای مختلف داشته باشد و با سیاست جوانگرایی به سمت هدف نهایی که همان المپیک است پیش برود. کاری که روسها دقیقا انجام میدهند و ما با وجود اشراف بر نتیجه کار، بعضا چشم خود را بر واقعیات میبندیم تا با گذر آسان از فرصت 4 ساله، حضوری نیمبند در بزرگترین همایش ورزش جهان داشته باشیم.
البته باید بگویم که خود ما هم در این رابطه خیلی اذیت میشویم. ما هم دلمان میخواهد که مثلا در کنار صادق گودرزی و مهدی تقوی چند کشتیگیر در این سطح داشته باشیم و در همه اوزان از وجود کشتیگیرانی ششدانگ و مطمئن برخوردار باشیم. این نکتهای را که شما میگویید ما هم انجام دادیم، گرچه نباید بعضی حرفها را بزنم، اما واقعیت این است که به عنوان مثال فاصله نفر اول ما یعنی حسن رحیمی در وزن 55 کیلو با نفرات پشت سرش، زمین تا آسمان است. این دردی بزرگ برای کشتی ما محسوب میشود. چه باید بکنیم؟ من به عنوان سرمربی تیم ملی اعلام میکنم، اگر به طور مثال در این وزن کشتیگیری بهتر از رحیمی باشد قطعا جای او را در تیم ملی خواهد گرفت. ما این شهامت و جسارت را داریم که جوانگرایی کنیم، اما واقعیت این است که ما مهره قابل اتکایی در اختیار نداریم که این کار را انجام دهیم.
شما در حالی این حرف را میزنید که از سال 2001 صوفیه تا به امروز در سبک وزن صاحب مدال جهانی نشدهایم و این در شرایطی است که غلامرضا محمدی به عنوان دارنده 4 مدال نقره و برنز جهان در این وزن باید بتواند نسخه شفا بخشی برای آن ارائه دهد.
اما واقعا کشتیگیری که پتانسیلهای لازم را دارا باشد در اختیار نداریم. در همین وزن 55 کیلوگرم شما طی 2 سال گذشته ببینید ما به چند نفر میدان دادهایم، هر چند به خواسته خود نرسیدهایم.
همه اینها نیز دلیلی نمیشود که سرمربی تیم ملی از خود رفع مسوولیت کند و توپ را به زمین دیگران بیندازد. متاسفانه با سیاست خام نتیجهگرایی صرف، بعضا در کار سازندگی در کشتی وقفه ایجاد شده و مربیان سازنده در گذر بیتوجهیها انگیزههای خود را از دست دادهاند. ما که نمیخواهیم در خلأ صحبت کنیم. بیشک سرمربی تیم ملی باید ارتباطش با مربیان سازنده در سطح کشور تنگاتنگ باشد و دامنه همکاریها در این زمینه آنچنان مستحکم باشد که کشتی هیچ زمانی احساس کمبود و خلأ نداشته باشد. بنابراین اگر غلامرضا محمدی از اصل و تفکر خود دور شود و به طرف نتیجهگرایی بغلتد، از کار اصلی خود باز مانده است.
حرف شما درست است، من تحت هیچ شرایطی از دیدگاه خودم مبنی بر جوانگرایی عدول نمیکنم. اعتقاد دارم اگر کشتی ما میخواهد به شرایط مطلوب، ایدهآل و پایدار در آینده دست یابد باید به جوانان اعتماد کند. اصلا شکی در این مساله نیست، اما در کنار آن افکار عمومی و رسانهها، فدراسیون کشتی، سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک، یک جاهایی منِ غلامرضا محمدی را مجاب میکنند که برخلاف میلم نگاه نتیجهگرایی داشته باشم و این جبر است. واقعیت این است که من هم باید کشتیگیری داشته باشم که بتوانم به او اعتماد کنم. وقتی من دستم خالی است چه کار میتوانم بکنم!؟
اختلاف من و شما نیز از این زاویه شکل میگیرد. به هر حال اگر بپذیریم که ایران معدن استعداد در کشتی است، کسانی باید باشند که این سرمایهها را به مرز شکوفایی برسانند. از این منظر سرمربی تیم ملی کشتی آزاد مسوولیت دارد و باید طبق برنامه بلندمدتی که ارائه داده، از این شرایط بهترین بهرهبرداری را به عمل آورد، این طور نیست؟
طبق برنامهای که من 2 سال پیش به فدراسیون کشتی ارائه دادم، هدفگذاریها مشخص است. یعنی دقیقا رقابتهای قهرمانی آسیا و جام جهانی مشخص شدهاند، حتی زیاد روی مسابقات جهانی تاکید نکردهام تا افق نگاهمان به المپیک 2012 لندن باشد. البته یک هدف میان مدت به نام بازیهای آسیایی گوانگجو نیز برای ما وجود داشت که الحمدالله از آن موفق خارج شدیم. شما دیدید تیم آمریکا در جهانی 2010 مسکو بیست و دوم شد و جملگی 7 کشتیگیرش صاحب 6 پیروزی شدند، اما آیا آنها در المپیک لندن هم چنین ظاهر خواهند شد، نه به هیچ عنوان. آنها دنبال مدال المپیک هستند.
همین طوراست، رقیبان مطرح ما براساس سیستم حرکت میکنند و همه چیز کشتی ما هم باید براساس سیستم و برنامه پیش برود. سیستم تیم ملی نیز باید از سوی شما تعریف شده و قرص و محکم پای آن بایستید. یعنی وقتی غلامرضا محمدی به عنوان سرمربی تیم ملی، کشتیگیر جوانی را برای میدان دیدن به قهرمانی آسیا میبرد باید پای تصمیم خود نیز تحت هر شرایطی بایستد. در حالی که وقتی این استراتژی شکننده باشد و بگویید گاهی شرایط اقتضا میکند که مثلا مهدی تقوی 66 کیلویی را باید در همه میادین شرکت دهیم، نتیجهاش این میشود که او هم در جهانی شکست میخورد و هم در بازیهای آسیایی گوانگجو.
ما در رقابتهای قهرمانی آسیا این کار را کردیم، در 60 مسعود اسماعیلپور، در 66 فرزاد حسینخانی، در 74 سعید ریاحی و در وزن 120 کیلوگرم محمدرضا آذرشکیب را به میدان فرستادیم و اینها مثال عینی جوانگرایی ما هستند.
اما چرا پای این جوانگرایی ایستادگی نکردید و دوباره همان نفرات مشخص را به رقابتهای جهانی بردید؟
ما پای تصمیم خود ایستادیم، 2 سال است که مسعود اسماعیلپور را به سمت پیشرفت و ترقی هدایت و حمایت میکنیم، اما وقتی در رقابتهای بینالمللی لهستان به یک کشتیگیر 55 کیلو میبازد این چه معنایی میتواند برای ما داشته باشد؟ بنابراین یک جاهایی ما باید عقبنشینی کنیم تا کشتیگیر قدری به خودش بیاید.
اسماعیلپور در شرایط حمایتی ما بیانگیزه شده بود و در نتیجه لازم بود با تجدیدنظر در تصمیمهای خود، به نوعی او را متوجه سازیم که اگر آماده و باانگیزه نباشد، جایی در تیم ملی نخواهد داشت. ضمن این که در جام جهانی مسکو (اسفندماه 88) هم جوانانی همچون آذرشکیب، مصطفی حسینخانی و سعید ریاحی را میدان دادیم. یعنی تا جایی که بضاعت کشتی ایران است ما جوانگرایی کردهایم، اما بعضی وقتها واقعا نفر نداریم. به عنوان مثال ما در وزن 96 کیلوگرم میخواهیم به عرفان امیری اعتماد کنیم. او به هر دلیلی در جهانی مسکو عضو تیم ملی بود و پنجم شد، اما حالا کجاست؟ برای بازیهای آسیایی مسابقات انتخابی میگذاریم، نمیآید کشتی بگیرد، این یک درد است. بارها به او گفتم که این بهترین فرصت است و حتی اگر در انتخابی شکست بخوری به واسطه جوانی چیزی را از دست نمیدهی و نباید از این شانس بزرگ زندگیات به سادگی عبور کنی. اما به هر حال او نیامد و به بخت خود پشت پا زد.
آذرشکیب هم همین طور، در مسابقات مختلفی او را شرکت دادیم پارسال بعد از این که در رقابتهای قهرمانی کشور نفر اول سنگین وزن شد در مسابقات یاشار دوغو، جام تختی، جام جهانی و بعد هم آسیایی هند و تورنمنت حیدر علیاف آذربایجان او را شرکت دادیم. برای او دیگر باید چه کاری را انجام میدادیم.
مسائل تکنیکی و به خودباوری رساندن کشتیگیر و میدان دادن به او وظیفه ما در تیم ملی است. ولی خود کشتیگیر هم مهم است یا نه. آیا این با عقل جور درمیآید که کشتیگیری کارنامه خوبی داشته باشد و ما کنارش بگذاریم؟ به هیچ عنوان؛ چراکه هر مربی دوست دارد کارنامهاش موفقتر باشد. مطمئن باشید من خیلی چیزها را در عرصه مربیگری دارم یاد میگیرم، من 2 سال است سرمربی تیم ملی هستم و در مجموع تجربه 8 ساله مربیگری دارم، اما هنوز هم خیلی چیزها را باید یاد بگیرم.کار ما خالی از عیب و ایراد نبوده است، این را قبول دارم و مطمئن باشید ضعفهای خود را برای سال آینده پوشش میدهیم. ما سال آینده انتخابی تیم ملی داریم و کسانی که احساس میکنند شایستهاند میدان برایشان باز است، اما هر کشتیگیری باید پروسهای را برای رسیدن به تیم ملی طی کند. نباید این طور باشد که یک کشتیگیر 8، 9 ماه استراحت کند و بعد بخواهد در انتخابی تیم ملی کشتی بگیرد. کشتیگیر باید در اختیار کادر فنی و با ما هماهنگ باشد و در مسابقات مختلف شرکت کند. آیا من اشتباه میکنم؟
نه اشتباه نمیکنید، بدیهی است اصل کشتی مبارزه است و نمیتوان با پشت کردن به مسابقات به جایی رسید.
مطمئن باشید هر کشتیگیری که در یک سال گذشته کارنامه خوبی در تیم ملی نداشته باشد نمیتواند دوباره خود را عضو ثابت تیم ملی بداند. همه باید خودشان را به کادر فنی ثابت کنند و در انتخابی حاضر شوند. مهدی تقوی باید این موضوع را کاملا درک کرده باشد. حرفم این است که ما به عنوان کادر فنی وظیفه داریم شرایط را عوض کنیم تا بهراحتی کسی عضو تیم ملی نشود. کشتیگیران جوان در همه اوزان هفتگانه اگر دو بنده تیم ملی را میخواهند باید در کنار سایر مدعیان مرد و مردانه بجنگند و برای ملیپوش شدن تلاش کنند.
فکر نمیکنید دیر به این نتیجه رسیدید؟
ببینید ابتدای کار ما مصادف بود با شرایط بعد از ناکامی در المپیک پکن و قهرمان نشدن در جام جهانی تهران، بنابراین مجبور بودیم با همه موجودیت خود به قهرمانی آسیا در تایلند برویم، چون از ما قهرمانی میخواستند. بعد از آن مسابقات انتخابی تیم ملی گذاشتیم و 5 کشتیگیری را که در آسیایی تایلند طلا گرفته بودند، از این انتخابی معاف کردیم، اما امسال اگر انتخابی برگزار نکردیم، به دلیل فاصله زمانی کم و تراکم مسابقات بود، اما حتی قبل از بازیهای گوانگجو هم اعلام کردیم که برای سال 2011، مسابقات انتخابی تیم ملی خواهیم داشت که تیرماه 90 برگزار خواهد شد. بنابراین موضوعی نبوده که اخیرا به این نتیجه برسیم که مسابقات انتخابی برگزار کنیم.
حال به بحث لیگ و رقابتهای قهرمانی کشور بپردازیم، اصولا فلسفه برگزاری لیگ چیست؟
لیگ و هر مسابقه دیگری فلسفهاش این است که بتواند در نهایت در خدمت تیم ملی باشد، بستری است برای این که استعدادها خود را نشان دهند. در کل من روی لیگ دیدگاهی کاملا حرفهای دارم.
اما این چه نگاه حرفهای است که هیچ پدیدهای در چند سال اخیر در لیگ رخ نداده و همین طور در رقابتهای قهرمانی کشور هیچ پدیدهای دیده نشد.
این دیگر گناه کادر فنی تیم ملی نیست که کشتی پشتوانه ندارد. این کار هیاتهای کشتی استانهاست که باید از نوجوانان و جوانان کشتیگیر تربیت کنند تا در نهایت درلیگ و رقابتهای قهرمانی کشور چهره شوند.
البته این انتقاد مختص دوره سرمربیگری شما نیست و زمانی که منصور برزگر هم سرمربی تیم ملی بود، این انتقادات مطرح میشد.
بله، باید از او انتقاد میشد که 30 سال سرمربی تیم ملی کشتی آزاد بود، نه مایی که چند ساله وارد شدهایم.
اما محمدی که هیچ وقت از کشتی دور نبوده است.
این درست که دوراز کشتی نبودهام، اما دخل و تصرفی هم در کشتی نداشتم. ما الان 2 سال است فریاد میزنیم و تاکید میکنیم روی بحث پشتوانهسازی در جوانان و نوجوانان، اما انگار گوش شنوایی نیست.
همین پشتوانهسازی که آن را فریاد میزنید راهکارهای خاص خود را دارد. در نظر بگیرید، اگر فدراسیون به درستی روی استانی مثل مازندران سرمایهگذاری کند، کلی استعداد و پشتوانه از دل آن بیرون میآید.
موافقم، اما آقای اصغر ثمربخش، رئیس هیات کشتی استان مازندران که این همه انتقاد میکند چه کرده برای کشتی!؟ او که نمیتواند یک کشتیگیر شاخص مازندرانی را به رقابتهای قهرمانی کشور بفرستد چه ادعایی دارد. میخواهم بگویم مشکل نبود پشتوانه به هیاتهای استانها و بویژه استانهای کشتیخیز برمیگردد.
این ضعف برمیگردد به برنامهریزی فدراسیون که شأن مسابقات قهرمانی کشور را پایین آورده است و الا همگان آگاهند که همین مسابقات قهرمانی ایران که ما دم دستی حسابش میکنیم، زمانی حرف اول و آخر راهیابی به تیم ملی را میزد، اما امروز خودمان تیشه به ریشه قهرمانی ایران زدهایم تا به قول شما کسی برای حضور در آن رغبتی از خود نشان ندهد.
شما فکر میکنید اگر با همفکری یکدیگر بیاییم یک تاریخ خوب را برای رقابتهای قهرمانی کشور مشخص کنیم و به نفرات شاخص امتیاز بدهیم و شرایط خاصی را پیش رویشان قرار دهیم، این تضمین وجود دارد که همه کشتیگیران خوب استانها در این رقابتها حاضر شوند.
معلوم است که هیچ کس نمیتواند در این زمینه تضمینی بدهد.
پس وظیفه استانها چه میشود. وظیفه ما و فدراسیون در این رابطه این است که با تفکر، تعقل و تدبیر بهتر یک تاریخ مناسبی را برای قهرمانی کشور انتخاب کنیم و اهمیت و ارزش لازم را برای این رقابتها قائل شویم؛ این صحبت شماست. خب حالا ما و فدراسیون این کار را انجام میدهیم و میگوییم که مثلا نفرات اول قهرمانی کشور انتخاب میشوند برای فلان مسابقه مثلا جام جهانی یا برای رقابتهای جام تختی، اما وظیفه استانها در این رابطه چیست، آنها نباید برنامهریزی کنند؟
هیاتها زیرمجموعه فدراسیون هستند و نمیتوان با این استدلال فدراسیون را بیتقصیر دانست. دیر زمانی رقابتهای قهرمانی کشور دروازه ورود به تیم ملی بود. یعنی در قهرمانی کشور چکیده برگزیدگان کشتی ایران حضور مییافتند و در هر وزن 5 ـ 4 نفر انتخاب شده و در تیم ملی روی آنها سرمایهگذاری و برنامهریزی میشد. الان متاسفانه این مسابقات به حدی سطحی گرفته شده که کشتیگیران شاخص در آن شرکت نمیکنند و از سوی دیگر نیز پدیده جدیدی در عالم کشتی سر بر نمیآورد. این که چرا به این سرنوشت دچار شده، دلیلش کلاف سردرگمی است که فدراسیون ایجاد کرده است. یعنی مشخص نیست مراد فدراسیون از برگزاری قهرمانی کشور چیست و جام تختی را با چه هدفی برگزار میکند و رویکردش به تورنمنتهای بینالمللی چیست؟ امروز فدراسیون از افراد دلسوز و فنی خالی شده و برخیها منفعتگرایانه به قضیه نگاه میکنند.
محمدی: قبول دارم کار ما در تیم ملی کشتی آزاد خالی از عیب و ایراد نبوده است، اما تلاش میکنیم به انتظارات جامه عمل بپوشانیم هرچند کشتی آزاد ایران بیپشتوانه است و گناهی از این بابت متوجه کادر فنی نیست
یک سری بحثها مطرح است، اما الان نباید همه چیز را به گردن فدراسیون کشتی انداخت. این که هدف ما از برگزاری قهرمانی کشور گم است، من با شما موافقم، اما چون مسابقات قهرمانی کشور ملاکی برای ارزشیابی عملکرد ادارات کل تربیت بدنی استانهاست، این مسابقات به همین دلیل برگزار میشود. این در حالی است که هدف این مسابقات باید کمک به تیم ملی باشد. البته ما برای این که به این رقابتها اهمیت بدهیم، اعلام کردیم نفرات اول تا سوم آن جواز حضور در جام تختی را کسب خواهند کرد. جام تختی به چه منظوری برگزار میشود، نفراتی را که میخواهیم به جام جهانی روسیه و قهرمانی آسیا به تاشکند ببریم از جام تختی انتخاب میکنیم، دیگر ما باید چه کاری انجام دهیم!؟ این رقابتها به هم وصل است، یعنی کسی که در قهرمانی کشور اول تا سوم شود شانس جام تختی را دارد و کسی هم که در جام تختی کشتی میگیرد شانس ملیپوش شدن دارد.
البته این قوانین همیشه مشمول تبصرههایی شده و برخی کشتیگیران این رقابتها را دور زدهاند و به تیم ملی راه یافتهاند.
اصلا این طور نیست. چون حتی قبل از بازیهای آسیایی به همه هیاتها بخشنامه کردیم که نفرات اول تا سوم قهرمانی کشور، یک تیم از جوانان و ملیپوشان آسیایی، بازیهای آسیایی و جهانی و نفرات شاخص لیگ که تعدادشان خیلی کم است (چون با تجربه پارسال به این نتیجه رسیدیم که به تک کشتی بسنده نکنیم) حق شرکت در جام تختی را دارند و افرادی که در این جمع قرار ندارند میتوانند روز 24 و 25 بهمن ماه در انتخابی جام تختی کشتی بگیرند. دیگر چقدر باید انتخابی بگذاریم؟
با این حال میشود قهرمانی کشور را در بالاترین سطح برگزار کرد و به نفرات اول، نفری 10 میلیون تومان پاداش داد، مشروط به این که آزمایش دوپینگ هم وجود داشته باشد. یعنی چکیده کشتی ایران در آن محک خورده و آزمایش شوند.
مطمئن باشید حضور همه چکیدههای کشتی در قهرمانی کشور خیلی سخت است و نمیتوان انتظار داشت که جملگی ملیپوشان در آن کشتی بگیرند. دلیل آن نیز این است که پیش خود میگویند چون مجوز حضور در جام تختی و انتخابی تیم ملی را داریم، دیگر ضرورتی به حضور در قهرمانی ایران نداریم.
پس این ایراد به شما هم برمیگردد و به نظر میرسد که پروسه انتخابی تیم ملی را باید تغییر داد.
البته یک چیزی را خدمت شما عرض کنم، این که گفته میشود در روسیه به عنوان قدرت اول کشتی دنیا، مسابقات قهرمانی کشورشان یگانه راه رسیدن به تیم ملی است سوءبرداشتی وجود دارد. در واقع روسیه رقابتهای انتخابی تیم ملی را تحت عنوان قهرمانی کشور برگزار میکند و ما هم میتوانیم اسم انتخابی تیم ملی را بگذاریم قهرمانی کشور!
همه اینها را میگویید که به این نتیجه برسید پشتوانهسازی وظیفه کادر فنی نیست.
حداقل به صورت سازمانی سرمربی تیم ملی وظیفه پشتوانهسازی ندارد.
به صورت سازمانی ندارد، اما این وظیفه را دارد که کشتیگیران را رصد کند.
این رصد را میتوان اسمش را گذاشت حفظ سرمایههای کشتی کشور. به خدا قسم که این کار را به خوبی داریم انجام میدهیم، اما باید موجودیت هم داشته باشیم.
انتقادی که متوجه شماست این است که از دیدگاههای پیشکسوتان به ندرت استفاده میکنید، پیشکسوتانی که مدالهای متعدد جهانی را در کارنامه خود دارند.
شک نکنید که من دلم میخواهد از نظر همه پیشکسوتان و قهرمانان دیروز استفاده کنم و با هیچ کس هم مشکلی ندارم.
اما گفتن این حرف کافی نیست و مربیان تیم ملی باید در یک پروسه تعریف شده با همه نخبگان کشتی در سراسر کشور تعامل داشته باشند تا وقتی یک کشتیگیر از فلان شهرستان چهره میشود مربی تیم ملی بتواند از مربی وی در این باره تحقیق کند که فرض مثال سرمایهگذاری روی او جواب خواهد داد یا خیر. شما به خوبی میدانید که کار روسها یک کار تشکیلاتی است، آنها یک نفر را به عنوان سرمربی انتخاب میکنند و 20 نفر زیر مجموعه او هستند.
بله از آن 20 نفر حداقل 10 نفر آنها مدال دار جهان و المپیک هستند، آیا در کشور ما حاضرند این کار را بکنند.
ما هم از این قهرمانان کم نداریم، اما به آنها بها داده نمیشود.
چرا و کجا بها ندادهایم.
چون مسائل بعضی مواقع وارد فاز شخصی میشود این که یا من باید باشم یا دیگران. بیشک هر فردی که سرمربی تیم ملی میشود باید بسیاری از رفتارها را کنار بگذارد و با صبوری، متانت و نگاه ملی با مسائل برخورد کند.
قبول دارم، من همیشه سعی کردهام این کار را انجام بدهم. این را در کار مربیگری خوب یاد گرفتهام که در جهت موفقیت باید از خودت بگذری. من به خرد جمعی و مشورت کردن اعتقاد دارم ولی متاسفانه فرهنگ آن را نداریم. در نتیجه به نظر من خیلی جاها که خودمان را با روسها مقایسه میکنیم کار درستی نیست چون شرایط کشتی آنها با ما فرق دارد. ما همدیگر را نمیتوانیم تحمل کنیم. کسانی که الان بیرون هستند حتی اگر از آنها بخواهند کمک کنند پا پیش نمیگذارند. من به هیچ عنوان با هیچ کس مشکلی ندارم. من با خیلی از پیشکسوتان در ارتباط هستم و مشورت آنها را میگیرم.
شرایط و مسیری که کشتی ایران دارد با زمانی که خود شما کشتی میگرفتید یعنی دهه 90، بسیار متفاوت است. الان وضعیت طوری است که بدنه کشتی دائما نحیف و نحیفتر میشود. زمانی از هر کسی میپرسیدیم اعضای تیم ملی کشتی چه کسانی هستند، همه ملیپوشان را دقیق میشناختند، اما اکنون اقبال مردمی به کشتی کمتر شده است، جدا از سیاستهای اشتباه، یک دلیل این مساله نیز این است که تیم ملی از کشتیگیران نخبه تهی شده و نتایج ملیپوشان پرنوسان است. بنابراین نخبهپروری باید در دستور کار قرار گیرد. باید در جهت حفظ کشتی 10 کشتیگیر مازنی، کرمانشاهی یا خراسانی مستعد را در اختیار مربیان نخبه گذاشت و از آنها خواست بعد از 2 سال کار، از آنان چند ملیپوش توانا تحویل دهند. در کشتی ایران پول کمی خرج نمیشود، اما چون هدفگذاریها بعضا درست نیست، کشتی به این حال و روز افتاده است. از گذشته تا امروز، یعنی از معزیپور گرفته تا برزگر و فرحوشی و اکنون نیز غلامرضا محمدی، یک جمله تکراری را شنیدهایم، این که کشتی پشتوانه ندارد. کشتی ما که پاکستان و هند نیست، ما معدن پشتوانه هستیم.
2 موضوع در این مورد قابل توجه است. پشتوانهسازی که من درباره آن حرف میزنم مربوط به تیم ملی بزرگسالان است. همیشه کشتی ما صاحب مهره است، اما این که چگونه این مهرهها را پرورش دهیم اهمیت زیادی دارد.
در حال حاضر در تیم ملی بزرگسالان دست ما خالی است و در خیلی از وزنها یک کشتیگیر داریم و فاصله فنی نفر اول با نفر دوم بسیار زیاد است.
کودوخوف روس که حالا قهرمان جهان در وزن 60 کیلوگرم است تا چند سال پیش محلی از اعراب داشت.
او در وزن 55 کیلو کشتی میگرفت و حالا در 60 کیلو قهرمان جهان است.
روسها روی او سرمایهگذاری کردند و نتیجهاش را نیز با قهرمانی جهان و المپیک گرفتند، شما چرا این کار را نمیکنید؟
ما هم روی حسن رحیمی در 55 سرمایهگذاری کردیم و پای او هم ایستادیم، اما آیا این دو با هم قابل مقایسه هستند. روسها دو، سه سال صبر کردند تا کودوخوف قهرمان جهان شد، اما ما چطور؟ کشتیگیر نداریم. شما حتی اگر تدیف سرمربی تیم ملی کشتی روسیه را سرمربی تیم ملی ایران کنید، نمیتواند با این شرایط تیم ما را قهرمان جهان کند. در حالی که اگر من همین الان سرمربی روسیه شوم قول میدهم هر سال این تیم را قهرمان جهان کنم.
اما مهم این است که در ایران این هنر را نشان دهید، نه در شرایطی که همه چیز آن فراهم است.
به هر حال قول میدهم «درِ» رقابت در کشتی ایران تا زمانی که ما هستیم باز باشد. اگر امسال انتخابی نداشتیم اتفاقی بود و شرایط خیلی سنگین بود، اما مطمئن باشید در سال 2011 میدان و شرایط و فضا برای هر شایستهای که میخواهد به تیم ملی راه یابد، باز است.
مربی که خود قهرمان بوده به خوبی میتواند تجربیات قهرمانی خود را به شاگردانش انتقال دهد، فکر میکنید در این باره چقدر موفق بودهاید؟
معتقدم کار من خالی ازضعف و اشکال نبوده و نیست و هنوز خیلی چیزها مانده که یاد بگیرم. تجربه 7، 8 سال مربیگری و در مجموع 25 سال در کشتی بودن را به کشتیگیران انتقال میدهم، اما خودم را عقل کل نمیدانم و دوست دارم بیشتر یاد بگیرم. قبل از گوانگجو قول داه بودم نقاط ضعف تیم اعزامی به جهانی را برطرف کنم، دیدید که این کار را کردیم و با برگزاری رقابت انتخابی در 2 وزن 84 و 96، بهترین نفرات را انتخاب کرده و هر دو نیز در گوانگجو طلا گرفتند. حالا هم قول میدهم با تمام وجود در جهت بهتر شدن کشتی حرکت کنم.
به گوانگجو اشاره کردید، بیشک نباید در باد موفقیت بازیهای آسیایی خوابید، کشتی آسیا که مثل سابق نیست و سطح رقابتها هم پایین بود. معتقدیم حضور شما در تیم ملی فرصت است و سقف این فرصت هم تا المپیک 2012 است. اگر آنجا خوب عمل کنید میمانید و اگر نه ممکن است برای یک دوره دیگر از تیم ملی دور شوید. قبول داریم که شرایط سخت است، اما باید اسب خود را زین کنید تا با میدان دادن به جوانان در جهانی سال آینده، با انرژیتر از گذشته در المپیک لندن حاضر شویم.
این حرف درستی است. سال 2006 من و امیر توکلیان به منصور برزگر گفتیم که به مهدی تقوی در 66 میدان بدهد که البته این کار را نکرد. اگر تقوی از دوحه میدان میدید مطمئن باشید که در المپیک پکن 2008 هم مدال میگرفت. او هم مثل بقیه نفرات امید کسب مدال ما در المپیک 2012 است. به نظر من او بهترین کشتیگیر جهان در وزن 66 کیلوگرم است هر چند که فعلا بیانگیزه شده است. مهدی وقتی در گوانگجو به حریف ژاپنی در فینال باخت تا 4 صبح با او صحبت کردم، چون وظیفه من حفظ این سرمایه ملی است. متاسفانه تقوی آنقدر بیانگیزه شده که برد و باخت برایش هیچ تفاوتی ندارد که این نگاه برای کشتیگیر خوبی چون او آفت بزرگی است.
این انگیزه را چه کسی باید به او تزریق کند؟
هر چه تجربه داشتیم و هر چه توان داشتیم برای او به کار گرفتیم. چه در بحث کشتی و چه حاشیه آن. به او گفتم که باید خودت را بشکنی و از نو شروع کنی. هر قهرمانی یک اهدافی برای خود تعیین میکند و همین باعث ایجاد انگیزه میشود. این انگیزه به خوبی در رضا یزدانی ایجاد شد. تصمیم ما برای خط زدن او قبل از جهانی روسیه، درس بزرگی برای او شد که تابع برنامههای تیم ملی باشد و نظم و انضباط اردویی را رعایت کند. همین شد که ما رضا یزدانی واقعی و دوست داشتنی را در گوانگجو دیدیم. همه این سرمایهها در اوزان مختلف باید حفظ شوند. معتقدم بازیهای آسیایی یک حماسه بود و تمام شد این را همان شبی که کار کشتیگیران در این رقابتها تمام شد به همه گفتم و این که باید برای المپیک خیز برداریم. البته در این رابطه لازم است یک نکته را یادآور شوم که به اشتباه از قول من عنوان شده بود که نتایج کشتی آزاد ایران در گوانگجو عالی بود. حرف من این بود که چون بضاعت و موجودیت کشتی را میشناسم معتقدم در گوانگجو خوب نتیجه گرفتیم.
هدفگذاری شما برای المپیک چیست؟
یک برنامهریزی خیلی خوب انجام دادیم که در اوزان هفتگانه ایجاد رقابت کنیم. در 2 سال گذشته احساس میکنم که بعضی از کشتیگیرانی را که به تورنمنتهایهای مختلف اعزام کردیم برایشان زود بود و نتوانستند جواب اعتماد ما را بدهند. هر کشتیگیری باید قدر پیراهن تیم ملی را بداند و با حضور در یک تورنمنت اشباع نشود. در کل معتقدم در جامجهانی و قهرمانی آسیا نباید به دنبال نتیجه باشیم، این نظر شخصی من است.
فقط نظر شخصی؟
با یزدانی خرم رئیس فدراسیون هم صحبت کردیم و این اتفاق باید بیفتد. ما اگر نتیجهگیری در المپیک لندن را میخواهیم، حتی باید جهانی استانبول را قربانی حضور در این بازیها کنیم. یعنی باید با یک تیم جوان در مسابقات شرکت کنیم و در عین این که سهمیههای حضور در المپیک را کسب میکنیم، نگاه اصلیمان به المپیک باشد.
چه آرزویی برای المپیک لندن دارید؟
هر چند امیدوارم در همه اوزان مدال بگیریم، اما آرزوی من کسب 2 مدال طلا در این رقابتهاست.
حجتالله اکبرآبادی - امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: