گفت‌وگو با نیکلاس کیج، بازیگر «فصل جادوگری»

بازیگری دروغی است که حقیقت را می‌گوید

نیکلاس کیج پس از بازی در چند نقش کم‌اهمیت در دهه 80 ، خیلی زود تبدیل به یکی از موفق‌ترین بازیگران دوران خود شد. «شاگرد جادوگر» آخرین فیلم او روی پرده سینماها بود که شکست سخت تجاری خورد. فیلم تازه او «فصل جادوگری» هفته قبل به نمایش عمومی درآمد و فروش متوسطی در جدول گیشه نمایش داشته است. در قصه این درام فانتزی ماجراجویانه، کیج در نقش یک سلحشور قرن پانزدهمی بازی می‌کند. او پس از بازگشت از یک جنگ سخت به خانه، متوجه می‌شود طاعون سیاه همه جا را گرفته است. مسبب اصلی این طاعون یک جادوگر اهریمنی است که توسط راهب بزرگ به یک شهر کوچک فرستاده می‌شود. کاراکتر نیکلاس کیج در فیلم، همراه چند نفر دیگر این موجود اهریمنی را به آن شهر کوچک می‌برند تا چند نفر از آدم‌های آن محل طلسم این جادوگر را باطل کنند. کیج در گفت‌وگوی زیر درباره این فیلم، شیوه‌های بازیگری،‌ تنوع در کار بازیگری و کارهای تازه خود صحبت می‌کند.
کد خبر: ۳۸۱۶۷۰

قبل از این در گفت‌وگویی این طور گفته بودید که به دنبال چیزهای مرموز و خارق‌العاده هستید. در فصل جادوگری چه جور رمز و رازی وجود دارد؟

وقتی فیلمنامه این فیلم را خواندم، احساس کردم که قصه پر رمز و راز و مرموزی دارد. شما در این فیلم با یک سری کاراکتر خاص (هم راهب و هم شوالیه)‌ طرف می‌شوید که به شکل انیمیشنی ساخته و پرداخته شده‌اند. برخی از آدم‌های ماجرا، توسط نیروهای اهریمنی احاطه شده‌اند و این نیروها روح و روان آنها را تسخیر کرده‌اند. این قصه همچنین حیواناتی را در دل خود دارد که با رفتار عجیب و غریب خود بر رمز و راز ماجرا می‌افزایند. جادوگران فیلم تبدیل به چیزها و موجودات دیگر می‌شوند. همه اینها دست به دست هم می‌دهند تا یک قصه مرموز را خلق کنند.

شما هم در قصه این فیلم درگیر یک سری جادو می‌شوید. آیا چیزهایی مثل شعبده‌بازی و جادوگری را باور دارید؟

همیشه سعی می‌کنم نسبت به مسائل مختلف دید باز و روشنی داشته باشم. به همین دلیل، هیچ وقت به قضاوت درباره آدم‌هایی که این موضوع را باور دارند یا ندارند نمی‌پردازم. به اعتقاد من، هر آدمی این حق را دارد که چیزی را باور و دوست داشته باشد یا خیر. حقیقت امر را بخواهید تا به امروز دوستی نداشته‌ام که به سراغ این جور چیزها رفته باشد و درباره تجربیاتش با من صحبت کند. از آنجا که قصه فصل جادوگری درباره نبرد دو نیروی خیر و شر و پیروزی خوبی بر بدی است، باید بگویم امیدوارم همیشه نیروی خیر به نیروی شر پیروز شود.

فصل جادوگری مثل بعضی از فیلم‌هایتان است که برای بچه‌ها ساخته شده، اما این طور به نظر می‌رسد که می‌تواند فیلم محبوب آنها باشد و بچه‌ها در مقایسه با بزرگ‌ترها، مسائل قصه فیلم را به اصطلاح بهتر بگیرند.

خیلی خوب این موضوع را مطرح کردید. بله، فکر می‌کنم همین‌طور باشد. یک نکته مهم این است که جادو چیزی است که بچه‌ها آن را راحت‌تر می‌پذیرند و باورش می‌کنند. این دنیای جادویی موجود در قصه فیلم، برای آنها حکم یک دنیای واقعی را دارد. بچه‌ها به دلیل سن و سال خود هنوز با دنیاهای رویایی و خیالی رابطه نزدیک‌تری دارند و توانایی فکر کردن درباره آن و خلق تخیل در رابطه با آن را دارند. برای همین است که فکر می‌کنم آنها راحت‌تر می‌توانند اتفاقات داخل قصه فیلم و ماجراجویی‌های آن را قبول کنند. نگاه بچه‌ها به زندگی و محیط پیرامونشان یک نگاه رویایی، خیالی و جادویی است و این مساله، آنها را به خط اصلی قصه فیلم نزدیک‌تر و همراه‌تر می‌کند.

بازی در فصل جادوگری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بازی در این نقش برایم حکم آرزویی را داشت که بالاخره برآورده شد. در تمام دورانی که مشغول کار بازیگری بوده‌‌ام، همیشه دلم می‌خواست جلوی دوربین نقش یک شوالیه دوران کهن را بازی کنم. از همان دوران کودکی در حیاط خانه‌مان به خودم نقش یک شوالیه قهرمان را می‌دادم که با نیروهای اهریمنی پر قدرت مبارزه می‌کند. البته مدت زمان خیلی طولانی و زیادی طول کشید تا این رویا به واقعیت بپیوندد، ولی بالاخره این اتفاق افتاد.

ولی این فیلم با کارهای قبلی‌تان تفاوت‌هایی هم دارد.

بله. فصل جادوگری در عین حال حکم یک تغییر کلی را هم در رابطه با سبک کارم داشت. این فیلم، به نوعی یک نیکلاس کیج جدید را مطرح و معرفی می‌کند. این تغییر همزمان با شروع سال جدید میلادی است. هدفم ایجاد یکسری تغییرات تازه بود که تماشاگران مرا با یک چهره و حال و هوای تازه ببینند.

شما با نقش‌ها و کاراکترهای اکشن بیگانه نیستید. این فیلم با بقیه کارهای اکشنی که تا قبل از این داشته‌اید چه فرقی دارد؟

برای من نام شوالیه مترادف با شمشیر و طناب است. پروسه یادگیری شمشیربازی هم خیلی جالب بود. یکی از دلایل اصلی بازیگر شدنم هم همین است که می‌توانم با کمک هر فیلم تازه‌ای وارد یک دنیای ناشناخته جدید بشوم و در این رابطه، چیزهای تازه و متفاوتی را یاد بگیرم. بازیگری یعنی ورود به دنیاهای تازه و متفاوت و کسب تجربه‌های هیجان‌انگیز جدید.

بازی در فیلم‌های اکشن برای بازیگران خطرات زیادی در بر دارد و باعث جراحت آنها می‌شود. هنگام بازی در صحنه‌های اکشن فصل جادوگری مشکلی نداشتید؟

کیج: نباید به آنچه که موجود است قناعت کرد. باید سدها را شکست و جلو رفت. فقط با شکستن قواعد و سنن موجود و تلاش برای خلق یک چیز تازه است که می‌توان تبدیل به یک بازیگر خوب به معنای واقعی شد

صحنه‌های اکشن فیلم‌هایم را دوست دارم و همیشه خودم این صحنه‌ها را بازی می‌کنم و علاقه‌ای به استفاده از بدلکار ندارم. اما آن صحنه‌ای که باید با یک گرگ واقعی بازی می‌کردم یه کمی ترسناک بود. او روبه‌روی من زوزه می‌کشید و کسی هم نبود که او را نگه دارد تا مبادا یک وقت به من حمله نکند. یکباره این حس در من ایجاد شد که قرار است صورتم را از دست بدهم. همان جا به یاد فیلم «تغییر چهره» افتادم!

چند دهه است که دارید فیلم بازی می‌کنید. چه حسی نسبت به این مساله دارید؟

بازیگری می‌تواند موفق بماند و چند دهه دوام بیاورد که ضرورت‌های زمان و دوران خود را درک کرده و تلاش داشته باشد کارهای نو ارائه کند. در همه حال باید سعی کرد که الگوها و روش‌های جدید خلق کرد و از یک شیوه کاری تکراری و کلیشه‌ای پیروی نکرد. در مدرسه بازیگری به من یاد دادند که همیشه در حال یادگیری و تغییر سبک باشم. شما به بازیگران ماندگار و موفق نگاه کنید. همه آنها در دوران کاری خود سعی کردند که نقش‌ها و کاراکترهای تازه و متفاوت را بازی کنند. از آنجا که من بازیگر پرکاری نیستم و هر چند وقت یک‌بار جلوی دوربین ظاهر می‌شوم، سعی می‌کنم این موضوع را رعایت کرده و هر بار در نقش کاراکتری بازی کنم که متفاوت از نقش و کاراکتر فیلم قبلی‌ام است. این کار جذابیت‌ها و نمک‌های خاص خودش را دارد.

برای این‌که یک بازیگر خوب بود چه باید کرد؟

نباید به آنچه که موجود است قناعت کرد. باید سدها را شکست و جلو رفت. فقط با شکستن قواعد و سنن موجود و تلاش برای خلق یک چیز تازه است که می‌توان تبدیل به یک بازیگر خوب به معنای واقعی شد.

با وجود بازی در یک‌سری فیلم پرفروش، در چند کار هنری و غیرمتعارف هم بازی کرده‌اید. دلیلش چیست؟

برای بازیگری که فیلم‌هایش از نظر تجاری موفق است و لقب یک بازیگر قابل سرمایه‌گذاری را گرفته، بسیار خطرناک و مخاطره‌آمیز است که در فیلم‌های مستقلی مثل «ارباب جنگ» یا «هواشناس»‌ بازی کند. علتش هم این است که چنین فیلم‌هایی حتی اگر با تحسین منتقدان روبه‌رو شوند، فروش پایینی در جدول گیشه نمایش خواهند داشت و تهیه‌کنندگان را نسبت به انتخاب شما برای فیلم‌های پرخرج خود، به شک و تردید می‌اندازند. بازی در این فیلم‌ها مثل حرکت روی لبه تیغ است و ریسک زیادی را از جانب بازیگر می‌طلبد، اما برای من بازی در این گونه فیلم‌ها، اهمیتی برابر با حضور در فیلم‌های عامه‌پسند و سرگرم‌کننده دارد. من هیچ‌وقت نخواستم فقط یک ستاره سینما و بازیگر فیلم‌های پرفروش باشم. دوست دارم مردم مرا به عنوان کسی بشناسند و معرفی کنند که در کارنامه‌اش، تعدادی فیلم مستقل و قابل دفاع هم دارد.

بازیگری برای شما در کل چه معنی و مفهومی دارد؟

به یاد می‌آورم پابلو پیکاسو، نقاش معروف یک بار گفت هنر دروغی است که حقیقت را می‌گوید. برای من هم بازیگری مثل همین جمله است. شما با بازیگری دروغی را به نمایش می‌گذارید که قصد دارد برخی حقایق را برای تماشاچی بازسازی کند.

منبع: رویترز / مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها