در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بازیکن 27 ساله در مورد مهمترین اتفاق زندگیش میگوید: سال 86 استقلال روزهای بدی را داشت و نتوانست در لیگ نتایج خوبی کسب کند و هواداران ما را تحت فشار گذاشته بودند، چون پرسپولیس قهرمان لیگ شده بود، انتظار داشتند که یک مقام قهرمانی در جام حذفی هم ما بدست بیاوریم. با آمدن آقای قلعهنویی روند تیم بهتر شد و ما موفق شدیم به هر زحمتی بود خودمان را به فینال جام حذفی برسانیم. در فینال که بازی برگشت آن در تهران بود مقابل داماش گیلان بازی کردیم. در آن بازی ما بازی خوبی از خود به نمایش گذاشتیم و با گلزنی من موفق شدیم قهرمان ایران شویم. خیلی خوشحال بودم، اما آن موقع نمیدانستم چه بلایی سر من آمده است. در همان ورزشگاه به من خبر دادند پدرم فوت کرده است، واقعا بهتزده شده بودم، پدرم همیشه برای دیدن بازیهای من به استادیوم میآمد اما آن روز به استادیوم نیامد و من خیلی تعجب کرده بودم. تا وقتی به خانه نرسیدم، باور نمیکردم که چنین بلایی سر من آمده است. روزهای بدی را پشت سر گذاشتم چون با پدرم خیلی رفیق بودم و همیشه مشکلاتم را با او در میان میگذاشتم. هنوز هم دلم برای پدرم تنگ میشود و خیلی روزها دوست دارم کنار من باشد. امیدوارم پدرم از من راضی باشد.
گفتوگوها: سولماز خیرخواه و پویا امیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: