در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همه این مدت که پشت میلههای زندان زندگی میکردم حسرت روزهایی را داشتم که قدر آنها را ندانستم و ناخواسته وارد جریانی شدم که خارج شدن از آن سالهای زیادی زمان برد. با وجود این که لحظه آزاد شدن و بیرون آمدنم از زندان را بارها و بارها در خاطرم تجسم کردهام، اما اکنون که به آن نزدیک میشوم احساس غریبی دارم. نمیدانم به چه روشی باید زندگی کنم و همه روزهای زیادی را که از دست دادهام چطور جبران کنم. هیچ چیز مثل سابق نخواهد بود.» ماجرای جنجالبرانگیز آزاد شدن زندانی که پس از 30 سال با انجام شدن آزمایشهای DNA بیگناهیاش ثابت شد در تمامی رسانههای آمریکا انعکاس داشت. آقای «کورنلیوس دوپری» که اکنون حدود 50 سال سن دارد، 19 ساله بود که به اتهام دزدی مسلحانه و تجاوز به عنف به 70 سال زندان محکوم شد.
دادگاه دالاس، بدون در نظر گرفتن تمامی تلاشی که این متهم برای بیگناه جلوه دادن خودش انجام داد او را متهم شناخت و رای سنگینی را برای پروندهاش صادر کرد. آقای «دوپری» یکی از 41 نفر زندانی است که از سال 2001 تاکنون و پس از قرار انجام شدن آزمایشات DNA روی متهمان پروندههای مشکوک توانسته بیگناهیاش را ثابت کند و از زندان آزاد شود.
«دالاس» در آمریکا یکی از شهرهای بزرگی است که بیشترین تعداد زندانی را در خود جای داده و به نظر میرسد تعداد قابل توجهی از آنها هم بدون وجود مدارک مستندی راهی زندان شده باشند. برنامه «راهی برای بیگناهی» آزمایشات ژنتیک مخصوصی را انجام میدهد تا ثابت شود گناهکارانی که سالیان سال حبس به آنها تعلق گرفته است آیا واقعا مجرمند و یا این که کوتاهی دستگاه قضایی آنها را به چنین شرایطی انداخته است.
«به عقب که برمیگردم انگار دیروز بود که دستگیر شدم. نمیدانم چرا باید آنقدر بدشانس باشم که چهرهای شبیه به مردی داشته باشم که خلافکار حرفهای بوده و با تهدید اسلحه اقدام به دزدی میکرده است. روزی که در نزدیکی فروشگاه مواد غذایی توسط ماموران بازداشت شدم تصور میکردم یک سوءتفاهم کوچک رخ داده که بزودی حل خواهد شد و من از این پرونده خلاص میشوم، اما اشتباه کرده بودم. شرایط بسیار بدتر از آن چیزی بود که من در ذهنم داشتم. من در کنار حدود 12 نفر از افرادی که مظنون به حمله مسلحانه به یک زن 26 ساله بودیم قرار گرفتم تا او چهره فردی که به سمتش حمله کرده را شناسایی کند و از بخت شوم من، این زن جوان مرا شناسایی کرد. باورم نمیشد که به خاطر یک اشتباه ذهنی این زن حدود 70 سال حبس برایم در پرونده درج شود که راه فراری هم از آن وجود نداشته باشد».
طبق آنچه که در پرونده قطور آقای «دوپری» درج شده بود. او یکی از 2 مرد مهاجم سیاهپوستی شناسایی شد که نیمههای یک شب به سمت زن جوانی حملهور شده و با تهدید اسلحه او و خودرواش را ربوده بودند.
جزئیات این پرونده نشان میداد که این دو فرد مهاجم که بین 19 تا 25 سال داشتند بعد از خارج شدن از شهر با خودرو این زن، تمامی پولهای نقد و کارت شناسایی او را ربوده و بعد از آزار و اذیت و کتکهای فراوانی که به او وارد کردهاند این زن را در گوشه جاده رها کرده و متواری شدهاند.
بدن نیمه جان این زن جوان که نامش در پرونده درج نشده، ساعاتی بعد توسط زوج میانسالی کشف و بلافاصله به بیمارستان منتقل شد. حدود 24 ساعت بعد، خودرو دزدی چند کیلومتر دورتر کشف شد و تنها سرنخی که برای ماموران پلیس باقی میماند ردیابی وسایل دزدیده شده از این زن بود که احتمالا طی چند روز آینده به فروش میرسید. زمانی که یک تلفن به پاسگاه پلیس، خبر داد که کت پوست خرگوش گرانقیمت دزدیده شده از این زن در یک فروشگاه در حال خرید و فروش است به سرعت ماموران به محل اعزام شدند. دو سیاهپوست جوان که تنها چند متر دورتر از مغازه در حال رد شدن بودند به عنوان مظنونان دستگیر شده و آقای «دوپری» بدشانس یکی از آنها بود.
«آن شب شوم را به خوبی به یاد میآورم. تازه تولد 19 سالگیام گذشته بود و میخواستم هر چه زودتر مستقل شوم و دیگر با والدینم زندگی نکنم. با یکی از دوستانم که همسن و سال خودم بود در حال چرخ زدن در اطراف چند فروشگاه بودیم تا شاید با دیدن آگهیهای استخدام پشت شیشهها بتوانیم کاری پیدا کنیم که ناگهان سر و کله چند مامور پیدا شد. من که میدانستم هیچ گناهی در عمرم مرتکب نشدهام بسیار خونسرد بودم، اما دوستم که بشدت ترسیده بود پا به فرار گذاشت. این رفتار غیرعادیاش باعث شد که ماموران به ما شک کنند و بلافاصله ما را دستگیر کرده و به پاسگاه منتقل کردند. در آنجا بود که متوجه شدم پلیس با ردیابی کردن وسایل زنی که چند شب قبل هدف دزدی 2 نفر مسلح قرار گرفته بود در محلی که از بد روزگار من هم در آن حضور داشتم حاضر شده تا مجرمان احتمالی را دستگیر کنند.
هر چقدر التماس کردم که من حتی نمیدانم آنها در مورد چه کسی و چه پروندهای حرف میزنند کسی به من گوش نکرد و در نهایت در کنار چندین مظنون که قرار بود زن نگون بخت از روی چهره شناسایی کند قرار گرفتم و در کمال بهت و ناباوری متوجه شدم که به عنوان یکی از متهمان شناسایی شدهام. انگار آواری روی سرم خراب شده بود. هر چه بیشتر بر بیگناهیم اصرار میکردم نتیجه کمتری میدیدم.
وکیلی که برایم تعیین شده بود باور نمیکرد که من متهم نباشم و مدام به من میگفت بهتر است که لااقل حقیقت ماجرا را با او در میان بگذارم. قبل از آن که بتوانم خودم را پیدا کنم دادگاهی شدم و اعضای هیات منصفه رای به 70 سال حبس بدون امکان تخفیف در مجازات را برایم صادر کردند.» آزادی آقای دوپری که سالیان زیادی از عمرش را بر اثر اشتباه قضایی در زندان گذرانده عکسالعملهای زیادی را در پی داشته است.
اصرارهای بیپایان او در تمامی سالهایی که در زندان میگذراند هرگز نتوانست کمکی به او بکند و بالاخره جای گرفتن نام او در برنامهای که از روی ژنتیک و DNA تحقیقات گسترده روی پروندههای مبهم را انجام میداد توانست راه آزادیش باشد. طبق این آزمایشات ثابت شده که او هرگز نمیتواند فرد مسلحی باشد که به سوی زنی جوان حملهور شده و او را نیمههای شب ربوده است. با اثبات این قضیه و راه یافتن آن به دادگاه طی چند روز آینده و پس از تکمیل شدن کامل پرونده «دوپری» او به زودی فردی آزاد خواهد بود که میتواند از باقی عمرش لذت ببرد. «حس آزادی دوباره احساس غریبی است.
از این که توانستم ثابت کنم بیگناهم بسیار خوشحالم چون لااقل اکنون جلوی خانوادهام شرمنده نیستم در تمامی این سالها هرگز نتوانستم آنها را قانع کنم که در کار خلافی که رخ داده نقشی نداشتم و اشتباهی شناسایی شدم و اکنون با غرور میتوانم حقیقت را فریاد بزنم. این که از این پس چه برنامهای برای زندگیم خواهم داشت را هنوز نمیدانم و در موردش تصمیم نگرفتهام، آنچه که مطمئنم در اولین قدم به دیدار زنی خواهم رفت که سالیان سال قبل مرا به اشتباه شناسایی کرده است. نه به خاطر این که از او انتقام بگیرم بلکه برای آن که با او ابراز همدردی کنم و شاید بتوانم کمکی کنم تا او بالاخره مهاجمان را که 30 سال قبل به سویش حملهور شده و خاطرهای تلخ برایش به جا گذاشته بودند پیدا کند.
اگر به گفته او فرد مهاجم شباهتی به من داشته شاید ماموران با وجود گذشت همه این مدت بتوانند او را شناسایی کنند و بالاخره عدالت در مورد این پرونده به اجرا گذاشته شود. آن طور که در پرونده این خانم درج شده او هنگام برگشت از مراسم تولدش گرفتار حمله مسلحانه شده و شاید پیدا شدن مهاجم واقعی بتواند برای او هم مثل من، تولدی دوباره باشد. تولدی که طعم شیرین زندگی را بار دیگر برایش به ارمغان بیاورد.»
المیرا صدیقی
کورتنیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: