در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به عنوان یک نسل سومی چه تصویری از دهه 60 در ذهن داری؟
لحظههای تلخی را به خاطر میآورم. همیشه در هراس جنگ و بمباران بودیم. در دهه 60 به خاطر مشکلاتی که وجود داشت، همه چیز محدودتر بود. من فکر میکنم آن محدودیتها روی خیلی چیزها از جمله شخصیت کودکان آن زمان تاثیر گذاشت. مثلا وقتی من بزرگتر شدم دیدم به خاطر آن محدودیتها خیلی وقتها در مورد خودم سختگیرانه عمل کردهام و خیلی جاها هم بیپروا بودهام. فکر میکنم دلیلش هم این است که سختیهای دوران کودکی، چارچوبها و تصورات ذهنی ما را تغییر داده است. شاید بیپروایی ویژگی نسل ما باشد و یادگار هراس از روزهای جنگ. وقتی که فکر میکنم خیلی از شرایطی که من و هم نسلهای من تجربه کردهایم را دختری هم سن و سال من در خیلی از جاهای دنیا در خواب هم ندیده است مشکلات زندگی را راحتتر تحمل میکنم.
از جنگ چه چیزی به یاد داری؟
دوران جنگ، موشکبارانها، شیشههایی که با چسب ضربدر خورده بودند و خیلی چیزهای دیگر را بخوبی به یاد میآورم. یادم میآید یک روز که با مادرم داشتیم در خیابان راه میرفتیم، چند خانه را دیدیم که براثر اصابت موشک خراب شده بودند. درمیان خرابهها چند عروسک به چشم میخورد که معلوم بود مال بچههای آن خانهها بوده است. من وقتی این صحنه را دیدم خیلی ناراحت شدم و بعد از آن همیشه نگران این بودم که خدای نکرده آن اتفاق برای ما هم بیفتد. شرایطی که نوا در اپیزود دوم نمایش (با بازی ستاره پسیانی) تجربه میکند، خیلی شبیه تصویر ذهنی من از دوران کودکی است.
به نظرت دهه شصتیها به خاطر شرایط خاص زندگی خود از چه چیزهایی محروم شدند؟
روانشناسان میگویند تمام خصوصیات رفتاری ما در دوران کودکی شکل میگیرد. قاعدتا اگر جنگ تحمیلی نبود و دهه شصتیها در آرامش به دنیا میآمدند و در هراس مداوم مرگ نبودند، آرامتر، صبورتر و شاید موفقتر بودند.
دلت برای چه چیزهایی از آن دوران تنگ شده است؟
دوران کودکیام که همراه بود با سادگی، صمیمیت، رهایی از همه چیز و کم مسوولیت بودن در مقابل کارها. این تنها مخصوص بچههای دهه 60 نیست و هرکسی ممکن است برای دوران کودکیاش دلتنگ شود. اگر بخواهم جزییتر بگویم، دلم برای کارتونهای آن زمان خیلی تنگ شده و شاید به دلیل نوستالژیک بودن این قضیه این تصور را دارم که کارتونهای آن دوران از کارتونهای الان بهتر بود.
درباره نمایش صحبت کنیم. اول از همه بگویید چه طور با این گروه آشنا شدید؟
عباس غفاری یکی از کارگردانهای تئاتر به پیام دهکردی پیشنهاد داده بود از من در این نمایش استفاده کند. با هماهنگیهایی که انجام شد، من در تمرینات شرکت کردم و با توجه به رضایت کارگردان برای این نقش انتخاب شدم.
بازی کردن روی هوا و معلق بودن در فضا هنگام ایفای نقش، چه حس و حالی دارد؟
خیلی برایم جالب بود. البته مشکلاتی هم وجود داشت. این نقش آمادگی بدنی بسیار بالایی را میطلبید و این موضوع با 4ماه تمرین برای نقش و با وجود تمرینات ورزشی منظم من زیاد سخت نبود. ولی برای بخش معلق بودن در فضا به خاطر اینکه در طول تمرین جایی را در اختیار نداشتیم که سقف بلندی داشته باشد، فقط 3ـ2 جلسه تمرین کردیم. مشکل دیگر وسایلی بود که من را روی هوا نگه میداشت. ابتدا این وسایل تنفس و راحت صحبتکردن من را تحتتاثیر قرار میدادند و مدتی طول کشید تا توانستم روی بیان و هماهنگی میان حرکتهای بدنی و به زبان آوردن کلمهها تسلط پیدا کنم.
اگر این امکان وجود داشت که خودت نقشت را انتخاب کنی، دوست داشتی کدام اپیزود را بازی میکردی؟
اپیزود اول را خیلی دوست دارم. به خاطر اینکه با تمام نقشهایی که تا به حال بازی کردهام متفاوت است. اگر دست خودم بود شاید اپیزود پنجم یا ششم را که به شخصیتم نزدیکتر هستند انتخاب میکردم، ولی خیلی خوشحالم از اینکه کارگردان کار، مرا برای نقش نوا در دوران جنینی انتخاب کرد چون برای ایفای این نقش مجبور شدم بخشی از تواناییهایم را به کار بگیرم که تا به حال از آنها استفاده نکرده بودم. هیچکس تصوری از دوران پیشاز تولدش ندارد و این موضوع باعث شد تا من به جای گشتن در دنیای بیرونی، در درون خودم جستجو کنم تا نقشم خوب از کار در بیاید.
فکر میکنید شخصیت نوا توانسته ویژگیهای یک نسل را به خوبی نشان دهد؟
به نظرم از خیلی نظرها موفق بوده و توانسته کلیات زندگی دهه شصتیها را ـ آنقدر که لازم است تماشاگر بداند ـ به تصویر بکشد. به هرحال این نمایش روایتگر زندگی یکی از متولدین دهه 60 است و به هیچ وجه نمیتوان تمام جزییات زندگی یکایک آدمهای یک نسل را در یک نمایش نشان داد.
و حرف آخر...
از تمام تماشاگرانی که این روزها به دیدن نمایش ما آمدند، تشکر میکنم. نمایش ما بدون تبلیغات گسترده شهری و بدون بازیگران جنجالی سینما روی صحنه رفته و به نظرم با وجود اینکه داستان نمایش هم شاد نیست، استقبال خوب بوده است. علاوه بر این در طول اجراها بزرگانی چون حمید سمندریان به تماشای کار ما نشستند و به ما برای اجراهای بهتر انگیزه دادند.
میلاد بهشتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: