فرار‌ از ‌آلودگی‌های ناگزیر

صدای هواکش چند ساعتی هست که توی سرت می‌پیچد. هواکش، خراب هم که نشده باشد صدای طبیعی‌اش با غرش‌های یکنواختی همراه است که کارش ایجاد یک «نویز» همیشگی در پس‌زمینه ذهنتان است. مثل این است که در تاکسی نشسته باشید و تنها صدای موسیقی‌ که از هدفون پسر نوجوان بغل‌دستی‌تان نصیب شما می‌شود، «دوبس دوبس» بی‌معنایی به نظر می‌رسد که هر چند ثانیه یک‌بار از سیم هدفون بالا می‌آید و از گوشی‌ها به مغز شما نفوذ می‌کند. البته حتما صدای رادیوی تاکسی و بوق‌های ممتد و پی‌درپی‌ ماشین‌های توی خیابان جزو مسائل عادی هستند.
کد خبر: ۳۸۰۹۴۲

حالا از تاکسی پیاده می‌شوید و درست همان وسط میدان راننده با دست و دلبازی و لبخند رضایتی که بهتان می‌گوید: «آنقدر جلو آوردمت که مجبور نشی یه قدمم پیاده بری» پیاده‌تان می‌کند. با هجوم یکباره آدم‌هایی مواجه می‌شوید که در طول و عرض خیابان و یپاده‌روها سرازیرند یا دارند شما را پس می‌زنند تا از عرض خیابان عبور کنند. آدم‌ها به شما تنه می‌زنند چون چاره دیگری ندارند. اگر به شما تنه نزنند حتما تنه‌شان نصیب آدم بغل‌دستی‌تان می‌شود.

ممکن است فکر کنید همه اینها را برای چه عرض می‌کنم و قصدم از این همه آسمان و ریسمان بافتن چه می‌تواند باشد. برای روشن شدن مطلب، مثال دیگری می‌زنم. از دانشگاه بیرون می‌آیید و ساعت از 3 بعدازظهر هم گذشته است. گرسنگی همه روده‌هایتان را به هم پیچانده و هر غذای گرمی که آن اطراف باشد، بینی‌تان ردش را بو می‌کشد. شما مثل تشنه‌ای که در جستجوی آب، به آب و آتش می‌زند، خودتان را در اولین ساندویچی سر راه‌تان می‌بینید که یک همبرگر مخصوص سفارش داده‌اید. منتظر می‌مانید و آقای صاحب ساندویچی آنقدر طولش می‌دهد که شما همه غذا را سرجمع با سه چهار لقمه توی معده‌تان می‌چپانید. یک ساندویچ همبرگر را در یک ساندویچی که جزو «ساندیچی‌های کثیف» طبقه‌بندی می‌شود آن هم در یک ظهر گرم خورده و بعد مسموم که شده باشید، متوجه منظورم خواهید شد.

اگر هنوز هم منظورم را متوجه نشده‌اید، همین چند هفته پیش را به یاد بیاورید که نمی‌توانستید از خانه بیرون بروید بس که آسمان و زمین در شکل‌های مختلف خاکستری آلودگی را در حلق‌تان فرو می‌کرد. آلودگی هوا که باعث تعطیلی‌های چند روزه مدارس و ادارات تهران و شهرهای بزرگ دیگر و فروش یکباره ماسک‌های ضدعفونی‌کننده هوا شد که مدت‌ها بود در قفسه‌های داروخانه‌ها خاک می‌خوردند.

خلاصه این که آلودگی رهایتان نمی‌کند. چه آلودگی صوتی باشد چه آلودگی تصویری، آلودگی نوری، آلودگی هوا و چه آدم‌هایی که هر روز در خیابان از کنارشان عبور می‌کنید و با کیف‌ها، کفش‌ها و تنه‌هایشان امنیتی را که باید از لحاظ بدنی احساس کنید با خطر مواجه می‌کنند. شما هر روز با هزاران تصویر و ویدئو مواجه می‌شوید که حافظه بصری‌تان را بی‌آن که بخواهید یا اصلا متوجهش باشید آلوده می‌کنند.

آلودگی تصویری مثل آلودگی هوا یا نور یک لامپ مزاحم نیست که بتوانید با پوشیدن یکی از آن ماسک‌های ضدعفونی‌کننده یا خاموش کردن چراغ، آزاردهندگی‌شان را مسدود کنید یا به حداقل برسانید. حتی مثل آلودگی صوتی هم نیست که بتوانید با بستن در و پنجره‌ها و با بلند کردن صدای یک موسیقی دلنشین، آلودگی را به فراموشی بسپرید. تصاویر می‌آیند و خودشان را در ذهنتان ثبت می‌کنند. کافی است نیم ساعت توی اینترنت چرخ بزنید یا در خیابان‌ها حواستان را به بیلبوردها و پوسترهای تبلیغاتی معطوف کنید. می‌بینید که بعد از مدتی تصاویر غالب ذهنی‌تان همان‌هایی می‌شود که ناخودآگاه دیده‌اید.

اگرچه از آلودگی‌های محیط که ما تاثیری بر ایجادشان نداریم گریزی نیست، اما خیلی وقت‌ها ما خودمان مسبب ایجاد آلودگی هستیم. بلند‌کردن صدای ضبط صوت، با صدای بلند آواز خواندن آن هم با یک صدای خش‌دار و ناهماهنگ یا حتی با دست‌های آلوده غذا خوردن. آلودگی از هر طرف ما را مورد هجوم خود قرار می‌دهد.

اصلا هر چیز پاکیزه‌ای حتما با خودش یک وجه آلودگی دارد. وجه آلودگی همان وجه آزاردهنده‌ آن است. این که بتوانند یکی از حواس ما را با چالش مواجه کند. یکی از حواس پنجگانه را. با این‌ حال راه‌های بسیاری هم برای محدود کردن تاثیر این آلودگی‌ها بر زندگی‌مان داریم. اولین قدم این است که ورود آلودگی‌ها را به زندگی شخصی‌مان محدود کنیم.

خیلی وقت‌ها ما نسبت به آلودگی بی‌تفاوتیم. ندیده از کنارش عبور می‌کنیم یا این که با دست‌های خودمان،‌ با یک فندک و سیگار ناقابل حجمی به آن اضافه می‌کنیم. بی‌آن که حواسمان به آن همه سر و صدای مزاحم بیرون باشد صدای ضبط ماشین را تا آخرین درجه باز می‌کنیم و بله اینجاست که باید از خشم و طغیان آلودگی‌ها بترسیم. آلودگی با وجه آزاردهنده‌اش درست در خانه‌ای نشسته که می‌داند صاحبش نسبت به او بی‌تفاوت است.

شاید یکی از دم‌دستی‌ترین و در عین حال پرکاربردترین اقداماتی که می‌توانیم بکنیم رعایت استانداردهایی است که تعیین شده است. خیلی از آلودگی‌های غذایی تنها به دلیل بی‌توجهی ما به استانداردهاست. تاریخ انقضای خوراکی هایی که از سوپرمارکت‌ها می‌خریم روی همان کالا درج شده است. از طرفی چشم‌ها در کنار قوه بویایی می‌توانند شما را در انتخاب رستوران بهداشتی یاری کنند. پیش از آن که آلودگی با انواع و اقسام وجوهش زندگی‌مان را در خودش فرو ببرد رعایت استانداردها را به عنوان یک راه محدودکننده آلودگی‌ها، سرلوحه زندگی روزانه‌مان کنیم.

محدثه فروتن

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها