او در قسمتی از آن نامه به احمدینژاد نوشته بود «در سازمان اسناد و کتابخانه ملی بنیانهایی گذاشتم که برخی به نتیجه رسیده و برخی از آنها به زمان نیاز دارند. بیش از آنکه بودن یا نبودن من مهم باشد پیگیری اهداف سازمان مهم است و امیدوارم که هرکس این مسوولیت را بر عهده میگیرد در راستای پیشرفت علمی و توسعه اهداف کشور تلاش کند و سازمان را به جلو ببرد.» اما این نامه تا حدودی بیپاسخ ماند چرا که دلجویی احمدینژاد از علیاکبر اشعری در دولت دهم دوام چندانی نداشت تا دیروز رئیس 57 ساله کتابخانه ملی رسما از سمت خود استعفا دهد.
پیش از این نیز حرفهایی در مورد استعفای رئیس کتابخانه ملی به گوش میرسید، اما زمزمههای استعفای او در میان سیل عزل و نصبهای دولت گم شد تا دیروز خبر کناره گیری او از این سمت چندان برای رسانهها عجیب نباشد.
او علت استعفای خود را پایان حکم ماموریتش در کتابخانه و امضا نشدن حکم تمدید آن از جانب رئیسجمهور بیان کرده است، هر چند برخی از خبرگزاریها مخالفت اشعری با ادغام سازمان اسناد و سازمان میراث فرهنگی را دلیل اصلی استعفای این مدیر میدانند. علیاکبر اشعری به مدت 6 سال ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی را به عهده داشت و پیش از این نیز معاون فرهنگی وزارت ارشاد و همچنین مدیرعامل موسسه سروش بود. دوره فعالیت او در سازمان اسناد و کتابخانه ملی به باور بسیاری از اهالی فرهنگ دوره شکوفایی و تاثیرگذاری بود و این را میتوان از حافظه مکتوب رسانهها نیز متوجه شد. برگزاری نخستین همایش تاریخ شفاهی، افتتاح مرکز مطالعات اسلامشناسی و ایرانشناسی و تأسیس کمیته ملی حافظه جهانی و به ثبت رساندن 2 اثر در حافظه جهانی یونسکو نمونههایی از فعالیتهای علی اکبر اشعری در دوران ریاستش بر این سازمان بود. حالا باید منتظر ماند و دید که آیا مدیر پر تجربه فرهنگی هنوز رغبتی به کار در عرصه فرهنگ دارد یا عطای آن را به لقایش بخشیده است چرا که او سال گذشته گفته بود که «اگر در کتابخانه ملی هم نباشم باز هم در کار فرهنگی خواهم ماند.»
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم