در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی که رازهای جهان را بیش از اندازه کشف میکنیم و همه چیز برایمان عریان میشود و دیگر مثل زمانهای قدیم چیزی برای خیال، برای رازگونه ماندن نداریم، انگار دنیایمان بیمزه و بدون دستاوردهای شخصی میشود.
در این هنگام به جهان اسطورهای پناه میآوریم تا شاید بتوانیم به گونهای جای خالی رازهای از دست رفته را جبران کنیم. «رز گمشده» نیز از دنیای دختری میگوید که میخواست آرزوهایش را برای احترام دیدن از مردم، معتبربودن و زیستن مطابق زندگی تعریف شده نظامهای برتر به فراموشی بسپارد. او انتظارهای مردم را خوب میفهمید و خود آنها را میپذیرفت و هر روز اسیرتر میشد و بعد با مرگ مادرش و رفتن به دنبال نیمه گمشده خود و رها کردن تمام خوبیهای زندگی مثل جشن فارغالتحصیلی، پیشنهادهای عالی وکالت و... توانست بیسر و صدا علیه این الگوهای تعریف شده قیام و «خود» را زندگی کند، رمان بنویسد و آرزوهای مردهاش را زنده کند.
سردار ازکان با استفاده از اسطوره آرتمیس (دیانا) و مریم (البته با بعد دینیاش) با گلهای رز از جنگ درونی دختری میگوید که راز را در زندگی گم کرده است و فقط آرتمیس وجودش را (الهه شکار که مردم به آن اعتبار داده بودند و چیزی از خود نداشت) زندگی کرده بود و مریم آن که میتوانست آرام و باشکوه و موفق و بدون تعارض زندگی کند، هر روز در درونش پژمردهتر از دیروز میشد.
این اتفاقی است که در ما نیز رخ میدهد و شاید هر کدام بارها و بارها در دوراهیهای زندگیمان میان اعتبار و خود بودن مجبور به انتخاب شدهایم. این کتاب برای درک دیگرگون جمله «تنها چیزی که برای خاص بودن نیازی داری خودت هستی» (ص 27) ارزش خواندن و اندیشیدن نو دارد. خصوصا برای آنها که امروز نیز چنین زندگی میکنند یا هنوز هم گاهی به آرزوهای سالهای گذشته خود فکر میکنند و به درستی انتخابشان و... .
راه رهایی از بزرگترین مانع دنبال کردن رویاها ترس بزرگی در دل انسان میاندازد؛ ترسی که باید یک بار در آن قدم گذاشت و حقیقت آن را دید و سوختن در نور را به زندگی در تیرگی ترجیح داد. شگفتآور است که مرگ را به زندگی ترجیح دادن میتواند انسان را شکوفا کند! اگرچه مسیر با اعتراض آغاز میشود، ولی راه طی میشود و در نهایت لذت تولد دوباره چشیده میشود.
«رز گمشده» از سال 2009 که برای نخستین بار در استانبول به چاپ رسیده، تاکنون به 39 زبان دنیا در 50 کشور ترجمه شده است. خلاقیت ازکان در گرهافکنیهای رمان تحسینبرانگیز است. پیش از خواندن کتاب این سوال برایم ایجاد شد که چرا باید «رز گمشده» طرفداران زیادی داشته باشد؟ ازکان بر کدام مفهوم گمشده زندگی انسانهای امروز دست گذاشته که به سادگی کتابش در ملتهای مختلف با اندیشههای متفاوت به فروش میرسد؟ و کتاب را که تمام کردم به درد عمیق انسانهایی در جهان پیرامونم پی بردم که «خود» را زندگی نمیکنند. «خود» را به شکلی که میدانند تایید میشود، میسازند و این اندیشه باطل را به آیندگان نیز منتقل میکنند و شاید هر کدام در برههای از زمان در جستوجوی خود بودهاند و چون تحمل سختیهای ابتدایی راه را به جان نخریدهاند، از «خود» رویگردان شدهاند و به همان لذت پوچ و ناپایدار توجه گرفتن از دیگران بسنده کردهاند.
حورا نژادصداقت/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: