افتخارآورترین ورزشکار ایران در بازی‌های آسیایی گوانگجو:

استعداد من در خوب دویدن است

سجاد مرادی دونده 27 ساله بروجنی و دارنده مدال طلای دانشجویان جهان (صربستان)‌، ارتش‌های جهان (بلغارستان)‌ و 14 مدال رنگارنگ قاره‌ای (قهرمانی آسیا، داخل سالن، غرب آسیا و بازی‌های آسیایی)‌، با کسب طلای 800 متر و نقره 1500 متر بازی‌های آسیایی، درخششی بی‌نظیر در این بازی‌ها داشت.
کد خبر: ۳۷۸۳۲۶

او به عنوان افتخارآورترین ورزشکار ایرانی حاضر در گوانگجو، پرچمدار ایران در مراسم اختتامیه نیز شد.

مرادی که سهم قابل توجهی از موفقیت خود در کسب طلای 800 متر را مرهون همکاری ارزشمند و فداکارانه برادر خود (امیر)‌ است به برادر جوان خود نیز امیدهای فراوانی بسته است و آینده او را حتی روشن‌تر از موفقیت‌های خود می‌داند.

به عنوان پرافتخارترین ورزشکار ایران در بازی‌های آسیایی گوانگجو، پرچمدار کاروان ایران در مراسم اختتامیه بازی‌ها هم شدید. چه احساسی از این اتفاق داشتید؟

اولا خود را به هیچ وجه در خور دریافت عنوان پرافتخارترین ورزشکار کاروان نمی‌دانم چون معتقدم اگر افتخاری به دست آمده باشد همه افرادی که برای آن تلاش کرده‌اند در این قضیه سهیم و شریک هستند. حتی ورزشکارانی که تلاش کردند ولی عنوان بهتر از چهارمی یا پنجمی به دست نیاوردند همانند ما مدال‌آوران در این افتخارها سهم دارند. البته پرچمداری کاروان ایران، افتخار و احساس بی‌نظیری بود که من هم مثل هر ورزشکار دیگری آرزوی آن را داشتم.

برای مدال‌آوری من در گوانگجو خیلی‌ها زحمت کشیدند از کریمی در راس فدراسیون دوومیدانی گرفته تا کارمندان این فدراسیون و مدیران و کارمندان اداره‌های کل تربیت بدنی اصفهان و چهارمحال و بختیاری و مسوولان و کارکنان باشگاه ذوب‌آهن بویژه شخص اصغر دلیلی که علاقه زیادی نیز به دوومیدانی دارد.

شما می‌توانستید مشقت کمتری را بپذیرید و مثل المپیک پکن، فقط در یک ماده بدوید و صاحب یک مدال در گوانگجو شوید.

من از ماه‌ها پیش از شروع المپیک، روی موفقیت در ماده 800 متر، برنامه‌ریزی و تمرکز کرده بودم و واقعا می‌گویم اگر با بدشانسی بزرگ مصدومیت بدهنگام روبه‌رو نمی‌شدم مطمئنا در المپیک، فینالیست خوبی می‌شدم. به خاطر می‌آورم چون قرار بود مسابقه المپیکی من در ساعات شب برگزار شود تمرین‌های خود در پکن را در شب که هوا کمی سرد بود برگزار می‌کردم که همین سردی هوا در کنار تمرین‌های انفجاری، موجب کشیدگی عضله من تنها به فاصله 10 روز پیش از مسابقه شد.

به همین دلیل، عملا شانس شرکت در ماده 1500 متر را به کلی از دست دادم و در 800 متر دویدم که با کسب عنوان نهمی، بهترین عنوان ایران در دوومیدانی المپیک را به دست آوردم، اما در بازی‌های آسیایی گوانگجو شرایط فرق می‌کرد. یعنی نه مصدوم بودم و نه بازی‌ها شلوغی المپیک را داشت.

در حقیقت در گوانگجو فقط باید در دور مقدماتی و فینال می‌دویدیم در حالی که در پکن، علاوه بر این دو مرحله، دور نیمه‌نهایی هم وجود داشت.

به آسیب‌دیدگی اشاره کردید. چرا در سال‌های گذشته اینقدر با آسیب‌دیدگی‌های پی‌درپی سجاد مرادی روبه‌رو می‌شدیم؟

باید بگویم تاکنون از حیث مربی، بدشانس بوده‌‌ام. 3 سال پیش یک مربی روس داشتم که در روش تمرینی‌اش تمرین‌های سرعتی زیاد بود آنقدر که من و برادرم امیر مرتبا با آسیب‌دیدگی روبه‌رو می‌شدیم!

بعد، یک مربی آفریقایی آمد که او هم آنقدر زیاد تمرین می‌داد که دچار عوارض «بیش تمرینی» می‌شدم!‌ گویا قرار است این مشکل رفع شود و به زودی یک مربی بسیار خوب از کشور الجزایر به ایران بیاید که پیشینه طلای جهانی و نقره المپیک را در کارنامه دارد و از بهترین مربیان نیمه استقامت دنیا محسوب می‌شود. امیدوارم حضور این مربی بزرگ بتواند کمک شایانی به بهبود رکوردهایم تا سال 2012 کند.

به برادرت امیر اشاره کردی که فداکاری او نقش ارزنده‌ای در کسب مدال طلای شما در گوانگجو داشت. آیا امیر مرادی می‌تواند رکوردهای سجاد را بشکند؟

چرا که نه، او امتیازهای زیادی دارد که من از آنها بی‌بهره بوده‌ام. امیر با 193 سانتی‌متر قد، فیزیک بدنی بهتری از من دارد. او اکنون در 20 سالگی تجربه‌های خیلی بیشتری نسبت به چند سال پیش من اندوخته است و از امکانات تمرینی بهتری استفاده می‌کند. علاوه بر این، بدشانسی‌های من در استفاده از مربی نصیبش نمی‌شود. در حقیقت امیر، علاوه بر استفاده از تجربه من، مربی بزرگ الجزایری جدید تیم ملی را هم در اختیار خواهد داشت تا بتواند به یک دونده بزرگ در دوهای نیمه استقامت آسیا تبدیل شود.

خوشبختانه ایران از دیرباز در دوهای نیمه استقامت، حرف‌های زیادی برای گفتن داشته است... .

زمانی به راحتی مدال‌های دوهای نیمه استقامت و استقامت به دوندگان ما تعلق می‌گرفت، اما باور کنید در سال‌های اخیر و با ورود قهرمانان عالی آفریقایی به تیم‌های کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس، موفقیت در این رشته‌ها در حدی غیرقابل تصور دشوار و تقریبا دست نیافتنی شده است.

ولی در گوانگجو شما علاوه بر این که در ماده 800 متر همه آنها را پشت سر گذاشتید در 1500 متر هم بلال منصور (دونده معروف آفریقایی تبار تیم بحرین)‌ را پشت سر گذاشتید! البته برای رسیدن به این مهم، رکورد ایران را شکستید!

این سومین بار بود که در عمر حرفه‌‌ای خود، بلال منصور را گرفتم. یک بار در المپیک، اگر اشتباه نکنم یک بار دیگر در فنلاند و این بار در گوانگجو. او سیاهپوست بسیار قدرتمند و سریعی است و ما برای موفقیت در برابر قدرت و سرعت ذاتی او ناچاریم از مزیت نسبی خود، یعنی برخورداری از عنصر غیرت استفاده کنیم.

چه برنامه و راهبردی برای حفظ فرم عالی فعلی و درخشش در رقابت‌های جهانی، قهرمانی آسیا و المپیک دارید؟

مرادی: اگر خوب برنامه‌ریزی کنیم، می‌توانیم 20 طلا در دوومیدانی بازی‌های آسیایی بگیریم وقتی مسوولان ما به اهمیت رشته‌های پایه و مادر ورزشی آگاهی پیدا کنند سرآغاز کسب موفقیت‌های جهشی برای ماست

می‌خواهم در سال 2011 مرتبا در کوران مسابقه‌ها قرار داشته باشم. علاوه بر حضور در لیگ که بهار آینده دنبال می‌شود، قهرمانی جهان در شهریور سال آینده در کشور کره جنوبی، قهرمانی آسیا در تابستان سال آینده و 3 جایزه بزرگ در کشورهای الجزایر، مراکش و بلژیک، برنامه‌هایی هستند که در سال 2011 در آنها شرکت می‌کنم و به دنبال برپایی رکورد زیر یک دقیقه و 47 ثانیه در آن رقابت‌ها هستم. در حقیقت باید در همین مسابقه‌ها، جواز حضور در مواد 800 و 1500 متر المپیک لندن را بگیرم.

به لحاظ مادی وضع چگونه است و در مسابقه‌های جایزه بزرگ، چه درآمدهایی در انتظار دونده‌های موفق است؟

البته مسابقه‌های جایزه بزرگ در سطح مختلف برگزار می‌شود و جوایز متفاوتی دارد. مثلا در جایزه بزرگ الجزایر 20 هزار دلار و در جایزه بزرگ مراکش و بلژیک، هرکدام 35 هزار دلار به نفر اول مسابقه تعلق می‌گیرد. این سه تورنمنت از رقابت‌های درجه 2 جهانی محسوب می‌شوند و در مسابقه‌های جایزه بزرگ درجه اول، جوایز 100 هزار دلاری و بیشتر هم وجود دارند.

حتی در مسابقه‌های لیگ الماس، کسی که بتواند فاتح 4 مرحله از مراحل هفتگانه شود، جایزه‌ای بالغ بر 2 میلیون دلار دریافت خواهد کرد. به هر حال ما دوومیدانی‌کاران باید در طول سال تلاش زیادی بکنیم و اگر در هر مسابقه‌ای شرکت کنیم و برنده شویم در نهایت شاید بتوانیم سالانه حدود 100 تا 150 میلیون تومان درآمد کسب کنیم.

از موقعی که به یاد می‌آوریم سجاد مرادی دونده باشگاه ذوب‌آهن بوده است! سال بعد هم با همین تیم می‌مانید؟ بویژه آن که الان خیلی‌ها شما را به عنوان مدیر دوومیدانی این باشگاه می‌شناسند.

بله. من فعالیتم را از تیم جوانان ذوب‌آهن شروع کردم و تاکنون 8، 9 سال است که برای این باشگاه می‌دوم. مطمئنا روزی در همین باشگاه هم به فعالیت خود پایان خواهم داد. البته در جمع‌آوری چهره‌های شاخص دوومیدانی به باشگاه کمک می‌کنم.

طبیعتا از جهات مختلف از جمله شرایط مالی، از این باشگاه رضایت دارید؟

خوشبختانه بله. اساسا من هیچ موقع به پول و شرایط مالی کاری نداشته‌ام و کار خود را کرده‌ام. من با دل خود می‌دوم و موفقیت را در بهره‌گیری از استعدادم که دویدن است دنبال می‌کنم. تنها استعداد من دویدن خوب است، همیشه خدا را شکر کرده‌ام و ورزشکار کم‌توقعی بوده‌ام، البته این را خود نباید بگویم و شما می‌توانید در این مورد از فدراسیون بپرسید.

حالا که صحبت از پول و شرایط مالی شد، بد نیست راجع به پاداش‌های افتخارآفرینی‌ها در گوانگجو هم توضیح دهید.

من هم پاداش مدال طلا و هم مدال نقره خود را گرفتم اما در مورد خانه هنوز خبری نشده است. در حقیقت حواله را تحویل صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان ورزشی داده‌ام تا ببینم ان‌شاءالله قرار است چه اتفاقی بیفتد. البته هم در استان اصفهان و هم چهارمحال و بختیاری، تقدیرهای جداگانه‌ای از من به عمل آمد که جای تشکر دارد.

مسوولان دانشگاه چه؟ آیا آنها پاسخ افتخارآفرینی‌هایتان را با اخراج از دانشگاه ندادند، به مانند علیرضا نصرآزادانی دارنده طلای تکواندو که از همان دانشگاه اخراج شد؟!

من دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه اصفهان هستم و خوشبختانه در آنجا همه رفتار بسیار خوبی با من دارند. مدیریت آن دانشگاه از افرادی فهمیده و ورزشدوست شکل گرفته که مطمئنم مشکل نصرآزادانی را هم بخوبی رفع می‌کنند و او را با آغوشی باز به دانشگاه برمی‌گردانند.

جالب است استان کوچکی مثل چهارمحال و بختیاری قهرمانان بزرگی را به عرصه ایران و جهان معرفی می‌کند که عمده این قهرمانان هم مثل شما به اصفهان مهاجرت می‌کنند!

بله، من اهل شهر بروجن استان چهارمحال و بختیاری هستم که البته هم چهارمحال و هم اصفهان را موطن خود می‌دانم و جالب است هر کدام از این دو استان که این همه ورزشکار مطرح را به جامعه معرفی کرده‌اند و معادن استعدادهای ورزشی کشور به شمار می‌روند هنوز از داشتن یک پیست تارتان محرومند. الان به عنوان نمونه، خواهر همسر من به عنوان یک استعداد دوومیدانی بانوان، هیچ پیست مناسبی برای تمرین قهرمانی نمی‌یابد و از نزدیک خاموشی یک استعداد شاخص ورزشی را شاهدم.

این در حالی است که اگر ورزش ما بخواهد جایگاه چهارمی خود را در بازی‌های آسیایی تثبیت کند و آن را به جایگاه سومی و دومی ارتقاء دهد هیچ چاره‌ای جز پرداختن جدی به دوومیدانی و سپس ژیمناستیک و شنا ندارد.

جای تاسف است که سهم ما از شنا و ژیمناستیک تنها کسب یک مقام چهارمی علیرضایی در شنا و یک هشتمی در ژیمناستیک بود. در حالی که می‌توانستیم هر 20 مدال طلای خود را فقط از دوومیدانی به دست آوریم. در حقیقت کشورهایی سرآمد قافله ورزش جهانی هستند که مدال‌های دوومیدانی و سپس شنا و ژیمناستیک را درو می‌کنند.

روزی که مسوولان ما واقعا به اهمیت رشته‌های پایه و مادر ورزشی آگاهی پیدا کنند سرآغاز کسب موفقیت‌های جهشی برای ماست، ولی متاسفانه هنوز هیچ اثری از بهادادن به این گونه ورزش‌ها و از جمله دوومیدانی نمی‌بینیم.

مثلا در حالی که گران‌ترین بلیت‌های ورزشی دنیا متعلق به دوومیدانی است و بلیت مسابقه دو 100 متر المپیک، 4000 یورو ارزش دارد هیچ استقبالی از دوومیدانی در ایران نمی‌شود. مایلم سازمان تربیت بدنی با احداث پیست‌های تارتان در اصفهان و چهارمحال، حرکتی ابتدایی ولی بسیار موثر و مفید در این زمینه انجام دهد.

در همین راستا، چندی پیش طرح احداث مدرسه دوومیدانی را هم مطرح کردید.

ببینید بچه‌های ما در سن 6 سالگی به مدرسه می‌روند در حالی‌که در آمریکا در همان سن، دویدن را می‌آموزند تا در زندگی قوی شوند، نمی‌گویم بیاییم و از آمریکا تقلید کنیم، می‌گویم تعلیم را از تربیت و آموزش را از پرورش جدا نکنیم تا در مسیر خودمان موفق باشیم. در این مسیر، تشکیل مدرسه دوومیدانی از کارهای ضروری برای توسعه و پیشرفت ورزش و سلامتی جامعه ماست.

مجید عباسقلی
گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها