با وجود انتقالات زیادی که در مورد قراردادهای بیع متقابل وجود دارد، دولتمردان ایران همچنان بر عقد قراردادهای بیع متقابل و حتی فاینانس تمایل نشان می دهند.
وزیر نفت در پیشگفتار کتاب «نفت و توسعه» می نویسد: برای حفظ سهم تولید ایران باید از شیوه های راهگشا چون بیع متقابل بهره گرفت ؛ علاوه بر این باید به ارتقای سطح فعالیت شرکتهای پیمانکار و مشاوره ای ایرانی برای سهیم شدن هر چه بیشتر در سرمایه گذاری های نفت و گاز اقدام کرد.
شاید با همین استدلال و آینده نگری است که مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران امیدوار است
تا سال 2020، بالغ بر 50 میلیارد دلار در بخش نفت ایران سرمایه گذاری شود. اصرار بر استفاده از بیع متقابل تا حدی است که دولتمردان به نقد جدی سایر روشها می پردازند.
به عقیده معاون وزیر اقتصاد و دارایی ، فاینانس شیوه درستی در تامین منابع مالی نیست.
محمد خزایی معتقد است فاینانس در سطح جهان اولویت دار نیست ؛ چرا که وقتی پروژه ای از این طریق تامین اعتبار می شود تمام ریسک های آن پروژه اعم از موفقیت و هزینه ها را خود فاینانس کننده می پردازد و فاینانس گر بدون آن که اصلا شریک باشد، همه سود آن را می برد و ریسک سیاسی و تجاری آن برای ما باقی می ماند.
بنا به گفته وی ، بیع متقابل شیوه نسبتا مناسب تری برای تامین اعتبار پروژه است و در این حالت ما در مقابل ریسکهای سیاسی سرمایه را تضمین می کنیم ؛ اما ریسکهای اقتصادی به عهده خود سرمایه گذار است.
محمد معزی می گوید: وقتی بخش خارجی خود سرمایه گذار باشد، مدیریت را بهبود می بخشد و استانداردهای کار را افزایش و کیفیت را ارتقا می دهد.
وی بیع متقابل را حد وسط فاینانس و سرمایه گذاری مستقیم می داند و می گوید: به دلیل همین میانه بودن بیع متقابل است که ما آن را شیوه نسبتا مناسب و به صرفه تری می دانیم.
نفت را باید به بهترین ، به صرفه ترین و منطقی ترین شیوه ها فروخت. قطعا فرزندانمان در آینده درباره عملکرد امروز ما در مورد سرمایه ای که سهم آنها هم هست ، قضاوت خواهند کرد.
باید کاری کرد که در دادگاه آیندگان آن محکوم نباشیم.