نظام‌های دیکتاتوری عرب زمینه را برای همکاری شهروندان با سرویس‌های اطلاعاتی صهیونیستی فراهم می‌کنند

استبداد عربی در خدمت موساد

برخی‌ها در تصویرپردازی‌های خود از جهان عرب سعی دارند آن را به دو شق «میانه‌رو» و «بازدارنده» تقسیم کنند، در حالی که این تقسیم‌بندی تا حد زیادی مایه مبالغه در خود دارد. اگر منظور از کشورهای زیرمجموعه تابلوی «میانه‌رو» همان کشورهای همسو با پروژه صهیونیستی ـ آمریکایی است باید مفهوم «بازدارندگی» را بازتعریف کرده و معیارهای ویژه‌ای برای عضویت در آن وضع کرد. کشوری که از سوی یک نظام دیکتاتوری سرکوبگر اداره شود نمی‌تواند زیرمجموعه جبهه «بازدارندگی» قرار گیرد.
کد خبر: ۳۷۶۲۹۵

دیکتاتوری و آشوبگری خطرناک‌ترین دردی است که ممکن است به جان یک ملت یا امت بیفتد. وجود چنین نظام‌هایی زمینه مناسبی برای نفوذ آمریکا و اسرائیل فراهم می‌کند. معمولا چنین نظام‌هایی تلاش برای حفظ قدرت را در راس اولویت‌ها و اهداف خود قرار می‌دهند و برای حفظ این میز و منصب حاضرند به هر کاری دست بزنند.

نظام بازدارنده نظامی است که از حقوق شهروندان خود دفاع می‌کند، نه این که آنها را بازداشت و شکنجه بکند. کسی که به شکنجه و آزار و اذیت ملت خود راضی باشد، نمی‌تواند از ناموس ملت فلسطین در مقابل ترکتازی‌های رژیم صهیونیستی حمایت کند و چنین مسائلی جایی در جدول اولویت‌های آن نخواهد داشت، بلکه تنها هم و غم آنها این است که ویروس اعتراض نسبت به وضعیت اسفناک کشور در بین شهروندان رواج پیدا نکند. این تصویر فضاحت نفاق جهانی و سیاست یک بام و دو هوا را نشان می‌دهد.

تحقیقات نشان می‌دهد بیشترین چیزی که اسرائیلی‌ها و سینه‌چاکان دموکراسی آن از آن بیم و هراس دارند این است که روزی کار انتخاب مسوولان اداره امور در کشورهای عربی به مردم واگذار شود. تلویزیون رژیم صهیونیستی در تاریخ 10/10/2005 از جزئیات نشست آریل شارون نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی و چند تن از وزرای وی با فرماندهان ارتش و سرویس‌های ضداطلاعاتی این رژیم به منظور بحث بر سر روابط آینده دولت عبری با جهان عرب پرده برداشت. مساله جالب توجه در این میان این بود که شارون و فرماندهان سرویس‌های امنیتی روی این مساله متفق القول بودند به نفع اسرائیل است که رژیم‌های موجود جهان عرب حفظ شوند.

علاوه بر این، شرکت‌کنندگان در جلسه مذکور به این نتیجه رسیدند که تحولات دموکراتیک جهان عرب و بویژه کشورهای همجوار اسرائیل می‌تواند باعث تشدید تهدیدات استراتژیک علیه موجودیت دولت عبری شود.

حاضران در نشست پس از شنیدن اظهارنظرهای شمار زیادی از خاورشناسان صهیونیست و شماری از فرماندهان برجسته شاخه‌های مختلف سازمان اطلاعات که به صورت تخصصی در زمینه بررسی و ارزیابی مسائل جهان عرب فعالیت می‌کردند، به این نتیجه رسیدند که تغییر و تحول دموکراتیک در کشورهای عربی قطعا باعث سر کار آمدن نخبگانی خواهد شد که احتمال دستیابی به صلح و سازش با آنها برای رژیم صهیونیستی تقریبا غیرممکن خواهد بود. در این مساله هیچ شکی نیست که به قدرت رسیدن اسلام‌گرایان حامل این پیام برای دولت عبری خواهد بود که حل منازعه با عرب‌ها جز از طریق گزینه نظامی ممکن نخواهد بود و لذا همان طوری که «بنتزیون نتانیاهو» مورخ صهیونیستی و پدر نخست‌وزیر کنونی این رژیم به آن اشاره کرده است، تل‌آویو نباید تا ابدالدهر شمشیر خود را در نیام کند.

در کنار نتایج قاطعانه مراجع تصمیم‌گیری سیاسی و نظامی در اسرائیل، تعدادی از پژوهشگران برجسته صهیونیستی نیز به خطرناک بودن تغییر و تحولات جهان عرب و حرکت آن به سمت دموکراسی اشاره کرده‌اند. پروفسور «یاحزگیل درور» که «پدر تفکرات استراتژیک و سیاسی» خوانده می‌شود در گفت‌وگو با شماره 4/3/2005 روزنامه عبری زبان هاآرتص می‌گوید: «من طرفدار دموکراسی هستم، اما مثلا دموکراسی مصر یا اردن را مثال بزنیم. آیا این مساله باعث تقویت صلح و سازش آنها با اسرائیل خواهد شد؟ مطمئنا نه. این نخبگان جریان حاکم هستند که نیاز به صلح را احساس می کنند، اما مردم کوچه و بازار قطعا نه. نظرسنجی‌های صورت گرفته در مصر به وضوح این مساله را اثبات می‌کند که مردم این کشور طرفدار سازش با اسرائیل نیستند.» وی خاطرنشان می کند که در طول تاریخ منازعه عربی ـ صهیونیستی، ملت‌های عربی اکثرا گرایشات «ضدصهیونیستی» داشته‌اند، اما در مقابل حکام عرب به یهودیان احساس نیاز می‌کنند.

تعلق خاطر به اسرائیل

بن کاسبیت از تحلیلگران برجسته صهیونیستی در روزنامه معاریو نیز همین نظر را تایید می‌کند و معتقد است که امکان حیات اسرائیل در سایه وقوع انقلاب دموکراتیک در جهان عرب تقریبا صفر است؛ چراکه افکار عمومی جهان عرب مخالف سازش با رژیم صهیونیستی است و دیکتاتوری‌های عربی نیز به اهمیت روابط خود با دولت عبری واقف هستند. از جمله ویژگی نظام‌های دیکتاتوری که پژوهشگران برجسته صهیونیستی روی آنها تاکید می‌ورزند واقعیتی به نام «وابستگی نظام‌های عربی به موضع دولت آمریکا به عنوان منبع مشروعیت بقای خود» است و این در حالی است که نظام‌های مردم‌سالار به مشروعیت برخاسته از انتخابات سالم که مردم آن را اعطا می‌کنند نیاز خواهند داشت. گای باخور از پژوهشگران و خاورشناسان برجسته مرکز هرتزلیا در مطلبی که 18/1/2004 در روزنامه عبری زبان یدیعوت آحارونوت به چاپ رسید می‌گوید راز اهتمام فوق‌العاده نظام‌های عربی به همسویی و هماهنگی سیاست‌های خود با سیاست واشنگتن در تلاش آنها برای بقاء نهفته است و آنها به منظور جلب رضایت مراجع تصمیم‌گیری آمریکا نیازمند چاپلوسی برای اسرائیل و تلاش برای نزدیکی به آن دارند. باخور همچنین خاطرنشان می‌کند که اقدام نظام‌های عربی در عادی‌سازی روابط با اسرائیل تنها ناشی از این است که آنها از طریق انتخابات مشروع و سالم سر کار نیامده‌اند و تمام هم و غم آنها بقای در قدرت است و نه منافع ملت‌هایشان. نکته جالب توجه این که این پژوهشگر صهیونیستی به نتیجه عجیبی رسیده و به مراجع تصمیم‌گیری دولت عبری توصیه می‌کند که به طرح‌های سازش ارائه شده از سوی نظام‌های عربی توجهی نکنند.

کمک به موساد

ژنرال بازنشسته «دانی روچلد» که در گذشته ریاست مرکز پژوهش‌های شعبه اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی «امان» را بر عهده داشت خاطرنشان می‌کند اسرائیل از این مساله که نظام‌های عربی همواره تنها به فکر حفظ امنیت خود هستند و به منافع ملی و قومی ملت‌های خود توجهی ندارند، استفاده می‌کند. وی در 23/7/2005 طی مصاحبه‌ای با رادیو عبری تاکید می‌کند دولت‌هایی که عنوان «دموکراتیک» را با خود یدک می‌کشند باید به تحقق منافع استراتژیک کشورهای خود پایبند باشند و از همین رو، تداوم بقای نظام‌های کنونی عربی یک مصلحت آشکار و مبرهن برای رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود. وی در این زمینه تحولات دراماتیک در سیاست معمر قذافی و عقب‌نشینی وی از شعارهای قدیمی خود پس از ترس و وحشت از گرفتار شدن به سرنوشتی مانند سرنوشت صدام حسین را به عنوان مثال ذکر کرده و می‌گوید قذافی با مشاهده سرنوشت صدام خیلی زود اعلام کرد قصد دارد از شر سلاح‌های شیمیایی خلاص شود و به منظور جلب رضایت آمریکا از شیوه قبلی خود دست بردارد.

یک روزنامه‌نگار اسرائیلی در این باره می‌گوید گرایش جهان عرب به سمت دموکراسی به نفع اسرائیل نیست؛ چراکه در چنین صورتی، این رژیم خصوصیت منحصر به فرد خود به عنوان «باغ» دموکراسی در منطقه مملو از نظام‌های دیکتاتوری را از دست خواهد داد و دیگر نمی‌تواند ادعا کند تنها کشوری در منطقه است که پیوندهای مشترکی با تمدن غرب دارد.

صهیونیست‌ها معتقدند نظام‌های دیکتاتوری جهان عرب به مرور زمان به دست رهبران ضعیف افتاده و همان طوری که بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر کنونی دولت عبری در مصاحبه 18/4/2005 روزنامه هاآرتص خاطرنشان کرده است، حضور این رهبران ضعیف در راس هرم قدرت در کشورهای عربی به اسرائیل این امکان را می‌دهد که به عنوان طرف برتر، صلح و سازش را به طرف‌های عربی ارزانی دارد! و نه این که به صلح با آنها دست یابد.

آکیفا الدار از دیگر تحلیلگران صهیونیستی نیز بر این باور است که اسرائیل فرصت طلایی برای اعمال فشار علیه سران و مقامات ضعیف عربی را به دست آورده است؛ بویژه این که این گروه همواره آمادگی خود برای تسلیم در برابر فشارهای تل‌آویو را نشان داده‌اند. وی تاکید می‌کند که در صورت جایگزینی نظام‌های دموکراتیک به جای نظام‌های کنونی جهان عرب، رژیم صهیونیستی این فرصت تاریخی و برتری خود را از دست خواهد داد.

حتی کار به جایی رسیده است که فرماندهان برجسته سرویس‌های اطلاعاتی دولت عبری تصریح می‌کنند که حضور نظام‌های دیکتاتوری در راس امور کشورهای عربی ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با آمادگی بیشتر شهروندان عرب برای همکاری با سازمان‌های اطلاعاتی صهیونیستی و موافقت شمار زیادی از آنها با مزدوری برای این سازمان‌ها دارد. راوی ایتان که مدتی مسوولیت فرماندهی یگان جذب مزدوران در سازمان موساد موسوم به «قیساریا» را بر عهده داشت 15/2/2006 در گفت‌وگو با تلویزیون رژیم صهیونیستی تاکید کرد وجود نظام‌های حکومتی کنونی در جهان عرب کار سازمان موساد برای جذب مزدور در میان شهروندان عرب را راحت می‌کند.

ایتان در تشریح این مساله بیان می‌دارد که وجود نظام‌های حکومتی سرکوبگر در راس هرم قدرت کشورهای عربی، «عرق ملی» شهروندان عرب را از بین می برد و این مساله زمینه مناسبی را برای جذب مزدوران در جوامع عربی فراهم می‌کند.

صالح النعامی / مترجم: یوسف رضازاده / منبع: سایت شخصی نویسنده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها