تلگرافخانه

کد خبر: ۳۷۶۰۷۶

ساناز 23 ساله از کرج- امید از گنبد کاووس (دیگه قرار نبود مطالبی که تو همین صفحه چاپ شده رو به نام خودت بفرستی)- اسکندرپور از تبریز- رضا علی‌نیا 19 ساله از لاهیجان- اشک (اگه قول می‌دی که داد و هوار نکنی و دست منم نکشونی تو چاه! باس بهت بگم خش‌خش مُخ من خوب شده! اما واسه تو، انگار نع! قند حبة مادر! اگه می‌خوای با این چیزا که نوشتی خودت رو فریب بدی، هیچی، ولی اگه می‌خوای دیگران رو فریب بدی، حواست باشه که خیلیا حواسشون هست! آخه این که نوشتی یا حاصل فکر خودته، که پس تو خودت باید کنستانتین باشی! اگه نیستی، خب یه‌نمه فکر کن عزیز بابا! نمی‌گی شاید مشابه چنین نوشته‌هایی دربارة کنستانتین، نه واقعیت، که یه چی مثل همین زاییده‌های ذهن و حاصل فکر یکی دیگه مثل خودته؟! یادت باشه: اگه کسی دیگران رو فریب می‌ده، مقاصد شومی به نفع خودش داره، اما به نظرم، هیچ آدم عاقلی دیگه نمیاد کلاه سر خودش بذاره و خودش رو فریب بده! از من می‌شنوی، بیشتر مطالعه کن و بیشتر هم فکر کن و درست تحلیلشون کن)- میلاد اشرفی از ساری- مجید خزایی از نوشهر (رسید اما متوجه نشدم که تغییر دیدگاه دادی و از این پس نوشته‌های خودت رو می‌فرستی یا همچنان بر دیدگاه سابقی و مطالب دیگران رو می‌فرستی!)- سایه از اصفهان- رکسانا، دختر تنهایی‌ها (کاری نداره که! تا می‌تونی کتاب بخون و تخیلت رو قوی کن، اما حواست رو جمع کن که تو خیالاتت غرق نشی. تا می‌تونی کتاب بخون و اصول پایة نویسندگی و آرایه‌های ادبی رو هم یاد بگیر؛ اگه حواست رو خوب جمع کنی، هیچ کاری نشد نداره. تفاوت آدم باعرضه و بی‌عرضه هم فقط تو همین کلید طلایی آخره!)- سابود 23 ساله از همدان- زهرا چاوشی (اگه نظر من رو هم می‌خوای، باید صبر داشته باشی. اونم نه یه‌کم و دو کم! این همه زیاااااد کم!!)- دختر باران (اول رفتی تو پستخونه، ولی چون گفته بودی بین خودمون بمونه، گفتم حالا فردا نیای بگی آی تو حرف خودمونی رو داد زدی و بعدشم بلند شدی رفتی سینما و... هیچی دیگه، می‌بینم که تخمه‌م شکستییییی! اومدی تو تلگرافخونه! قانونای این صفحه، واسه همین صفحه‌س. اونی که گفتم واسه نظر دادن تو وبلاگ‌ها بود که دیگه قانون خودش رو داره! ...نه بابا! پیچوندن چیه؟ دِ! من و پیچوندن؟! هه‌هه‌هه! حرفا می‌زنه!)- ساعدی از مهرآباد تهران- و...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها