آن روز حرفهای دیگری هم رد و بدل شد؛ من گفتم و او شنید، او گفت و من شنیدم. گاهی با هم موافق بودیم و زمانی دو نظر متفاوت داشتیم؛ اما وقتی از هم جدا شدیم و هر کدام راه خودمان را رفتیم، بیشتر به حرفهایش فکر کردم که آیا ما همیشه در برابر قدرت زندگی مقهوریم؟ یا نه، اگر از او قدرتمندتر نیستیم، میتوانیم چندان هم در برابرش دست و پا بسته نباشیم. میتوانیم به اندازه توان خودمان تلاش کنیم؛ تلاشی که گاهی سخت است اما بخشی از زندگی و حیات انسانهاست.
به واقع این تفاوت نگاه به زندگیهاست که افرادی را در تنگناهایی قرار میدهد و گاهی چنان آنها را دچار مشکل میکند که میپندارند چیزی نمانده تا از پا درآیند.
جویس مِیِر، نویسنده کتاب «100 راه برای آسایش زندگی» از آن دسته افرادی است که معتقدند ما هم خودمان سهمی جدی در چگونگی زندگی کردن خود داریم. او در مقدمه کتابش چنین مینویسد: «زندگی ممکن است در حقیقت چندان پیچیده نباشد، بلکه جهت و مسیری را که انتخاب میکنیم و نوع نگاه کردن و راهی را که میرویم باعث میشود زندگی پیچیده و بغرنج به نظر بیاید.
البته زندگی بسیاری از افراد گاهی پیچیده، آشفته، تباه کننده و خسته کننده است و نتیجه و ثمری ندارد. اما میتوان کاری کرد که زندگی آدمها به این مسیرهای تباه کننده کشیده نشود. میتوان زندگیای را انتخاب کرد که پر بار، کامل و همراه با صلح و صفا باشد.
به هر حال اگر برای ساده و شفاف کردن زندگی اقدام نکنیم، سرنوشت زندگی خود را به دست پیچیدگی و نابودی میسپاریم، که گاهی بیرون آمدن از آن چندان هم راحت نیست.
زندگی خود به خود شفاف و ساده نمیشود، مگر آن که یاد بگیریم همه چیز را ساده و شفاف کنیم. گاهی جهت و مسیری را که در زندگی خود انتخاب میکنیم، مبین ساده و شفاف بودن یا پیچیدگی و سردرگمی زندگی ماست.
راههای صدگانه پیشنهادی، شاید بتواند زندگی را ساده و شفافتر کند و موجبات شادی و انبساط خاطر شما را فراهم آورد.»
آنچه در این مقدمه مهم به نظر میرسد، تاکید بر این نکته است که باید یاد بگیریم چگونه سادهتر زندگی کنیم. این یادگیری میتواند با شرکت در کلاسهای مختلف، مشاوره یا خواندن کتابها به دست آید، اما مهم آن است که ما آن را بخواهیم و برای به دست آوردنش تلاش کنیم. نکته دیگر هم این است که اگر چنین مسیری را نپیماییم، سرنوشت زندگی خود را به دست پیچیدگیهایی سپردهایم که ممکن است تا نابودی زندگی ما پیش روند.
از سوی دیگر همواره باید بر این نکته تاکید کنیم که راههای پیشنهادی در کلاسها یا کتابهای مختلف، الزاما در مورد تمام افراد و همه زندگیها مصداق ندارد و همه راهها در همه فرهنگها قابل اجرا نیستند. اما همه اینها در کنار هم دید ما را نسبت به زندگی تغییر میدهند تا آن گونه که باید و درستتر است به آن نگاه کنیم.
در یکی از راههای پیشنهادی نویسنده چنین میخوانیم.
«همه ما باید برای خودمان حدود و مرزهایی داشته باشیم. حد و مرز، ابهام را کاهش میدهد. بسیاری از مردم حدود و مرز تعیین نمیکنند، به این دلیل که فکر میکنند با این عمل ممکن است دیگران را برنجانند... قرار نیست که ما برای خوشایند دیگران تمام خواستهای آنها را برآورده کنیم. شکی نیست که ما میخواهیم مردم را شاد کنیم؛ در غم و شادی دیگران شریک باشیم؛ اما این به معنی آن نیست که منافع خودمان به خطر بیفتد.»
نویسنده در تبیین این دیدگاه که در داشتن زندگیای شفاف بسیار مهم است، مینویسد:
«دختر بزرگ من دوست دارد به حریم او احترام گذاشته شود و این برایش خیلی پر معنی است. به همین علت او از همه خواسته که بدون خبر قبلی به منزلش نروند.
هر کدام از ما احتیاجاتی داریم و هیچ کدام به هم شبیه نیستیم. دختر بزرگم کاملا با دختر کوچک من متفاوت است. دختر کوچکم میگوید لزومی ندارد که اطلاع دهید...
ما نه تنها باید محدوده و مرزهای مشخصی داشته باشیم، بلکه باید محدوده دیگران را هم محترم بشماریم و به آنها بگوییم به حریم ما احترام بگذارند.»
شاید همین یک نکته راهگشای بسیاری از مشکلات زندگیهای امروزی باشد.
حفظ حریمها و پذیرفتن آدمها همان گونه که هستند.
چاپ دوم «100 راه برای آسایش زندگی» با ترجمه محمدصادق عظیم، توسط نشر استاندارد و با قیمت 1500 تومان در اختیار دوستداران این نوع کتابها قرار گرفته است.
قابل توجه ناشران محترم
ناشرانی که در حوزه نهاد خانواده ، تعلیم و تربیت و روانشناسی کودک، رمانهای خانوادگی و ... کتابهای تازهای به بازار روانه کردهاند میتوانند 2 نسخه از کتابهای خود را برای معرفی به نشانی تهران- بلوار میرداماد- جنب مسجد الغدیر - روزنامه جام جم - ضمیمه چاردیواری، قسمت « پرواز با کتاب» ارسال کنند.
کورش اسعدیبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم