چهره‌ها‌‌ و‌ حادثه‌ها

کار من خنده دار و تراژیک بود

نام ایرج رامین‌فر را در تیتراژ بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های بزرگ به عنوان طراح صحنه و لباس دیده‌ایم. هنرنمایی او در فیلم‌های مختلف و دقت نظرش در کار طراحی صحنه و لباس سبب شده تا از او به عنوان یکی از اساتید این رشته و از پیشکسوتان و هنرمندان قدیمی طراحی صحنه و لباس در حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون یاد شود.
کد خبر: ۳۷۴۸۹۵

رامین‌فر متولد سال 1328 و فارغ‌التحصیل از رشته طراحی صحنه و لباس در مقطع فوق‌لیسانس از دانشگاه ونسن پاریس در فرانسه است. او با به پایان رساندن تحصیلات خود در رشته معماری به دلیل علاقه زیاد به سینما جذب فعالیت‌های هنری و سینما می‌شود و در سال 1350 با تئاتر فعالیت هنری خود را آغاز می‌کند. غریبه و مه، مرگ یزگرد، هیولای درون، باشو غریبه کوچک، سرب، شاید وقتی دیگر، مسافران، نیمه پنهان، سگ کشی، طلای سرخ، پرونده هاوانا، خواب لیلا، چهار سالگی و... از جمله فعالیت‌های هنری او در زمینه طراحی صحنه و لباس است.

رامین‌فر اولین بار در سال 1354 با فیلم غریبه و مه به کارگردانی بهرام بیضایی وارد عرصه سینما شد و این در حالی بود که در آن زمان کار و حرفه او هنوز تعریف خاصی در سینما نداشت. فعالیت 40 ساله او پر است از خاطره‌ها و جوایزی که رامین‌فر برای بهترین طراح صحنه و لباس دریافت کرده است.او از بزرگ‌ترین اتفاق زندگی‌اش برای ما این‌طور می‌گوید: رشته اصلی من معماری بود و من بعد از به پایان رساندن تحصیلات کارشناسی وارد بازار کار شدم و کارهای ساختمانی انجام می‌دادم ولی در همان زمان در کنار معماری علاقه زیادی نیز به سینما داشتم. علاقه من به این 2 رشته هنری سبب شد تا به سمت هنر و رشته‌ای بروم که در آن زمان اصلا تعریف شده نبود و کسی نمی‌دانست که اصلا طراحی صحنه چیست و یک طراح صحنه چه کار می‌کند.

بعد از مدت‌ها شنیدم که رشته‌ای در دانشکده هنر تدریس می‌شود به نام طراحی صحنه این بود که معماری را رها کردم و برای ادامه تحصیل در این رشته جذب آن شدم.با انجام تعدادی از کارهای دانشجویی و به طور مجانی تا حدودی وارد این حرفه شدم تا این‌که سر فیلم غریبه و مه به کارگردانی بهرام بیضایی به عنوان طراح و معمار فیلم وارد سینما شدم. در آن زمان حتی تهیه‌کننده نمی‌دانست که اصلا کار من چیست و برای چه در آنجا حضور دارم و یادم هست اولین روزی که به عنوان یک طراح صحنه و لباس سر فیلم حاضر شدم، باید به همه توضیح می‌دادم که کار من چیست و برای چی اینجا هستم که این هم خنده دار بود و هم تراژیک.

یکی دوسالی طول کشید تا فیلم ساخته شد و کم‌کم من هم به‌طور جدی‌تر دنبال علاقه و حرفه خودم رفتم و فکر می‌کنم جزو اولین کسانی بودم که سعی کردم این حرفه را در سینما تثبیت کنم. من بعد از انقلاب کارهای زیادی را در سینما و تلویزیون انجام دادم ولی در حاضر حدودا چند سالی است که کار نمی‌کنم چون معتقدم که همه چیز در عالم هنر شده پول و... که من با این دیدگاه کاملا مخالفم و معتقدم کارهای هنری ارزش‌های معنوی مهمی دارند که به عنوان اولین هدف باید به آنها پرداخته شود و برای همین هم ترجیح می‌دهم در شرایط کنونی کار نکنم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها