در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این امر تا جایی است که حتی چندی قبل خانهای متعلق به یکی از شخصیتهای موثر تاریخ معاصر ایران به اشتباه و البته بدون کارشناسی خریداری شد که چند روز بعد مشخص شد اصلا این خانه متعلق به آن آقای بسیار معروف تاریخ معاصر ایران نبوده است!
از سوی دیگر، هرچند خرید این خانه حرکتی برای صیانت از چهرههای تاریخ معاصر ایران به شمار میرود اما در عین حال علامت سوالی در مقابل خویش قرار می دهد. این علامت سوال از آن روست که هنگامی که بناهایی با تاریخی قدیمیتر در همین تهران مانند سرای دلگشا (متعلق به صفویه ـ قاجار) وجود دارند، چطور خانههایی با قدمت کمتر خریداری میشوند. بله چهرههای معاصر ایران نیازمند معرفی هستند و همان طور که گفته شد این اتفاق بدی نیست ولی کدام چهره تاریخی مثلا 100 سال از عمر گرانقدر خود را تنها در یک خانه سپری کرده است. بازهم این امر قابل توجیه است و یک روز از زندگی گهربار این اشخاص در مکانی سالیان سال ارزش معنوی دارد اما نکته عجیبتر در این میان آن است که قرار است خانه مرحوم جلال که اکنون از سوی سازمان میراث فرهنگی خریداری شده، مرکز باستانشناسی تخصصی شود.
نمی خواهم تصور کنم که اگر سازمان یا ارگان دیگری این خانه را خریده بود، تبدیل به چه مرکز تخصصی میکرد اما اگر قرار است خانه جلال آلاحمد تبدیل به مرکز باستانشناسی شود بهتر نبود جای دیگری برای این امر انتخاب میشد تا شاید نویسندگان و شاعران پول روی هم بگذارند تا مرکز تخصصی داستان ایران را در خانه جلال بهوجود آورند. خانه ـ موزهها بحث جدیدی در دنیای امروز نیستند. آدمهای تاثیرگذار نیازمند معرفی هستند. نگاه کنید به همین جلال آلاحمد که اگر از کسی نام 4 کتاب او را همزمان بخواهید مطمئنا....
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: