در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال امام علی(ع) و کارگردانش داوود میرباقری هنگام ساخت این اثر استانداردی را در ساخت تصویرسازی تاریخی بنا نهادند که خیلیها را از مدیران و دستاندرکاران فرهنگی گرفته تا منتقدان و هنرمندان و صدالبته مخاطبان که وجه اصلی این منشور به حساب میآمدند، با شکل دیگری از یک اثر تاریخی آشنا کرد که بعدها عنوان با مسمای «فاخر» را یدک کشیدند.
امام علی(ع) البته شروع این حرکت نبود؛ اما آنقدر متمایز و ویژه و خاص بود که به نظر میآمد باید هر اثر تاریخی تصویری را با وجوه هنری و ساختاری این اثر سنجید. این موضوع خودبهخود باعث میشد که داوود میرباقری، سازنده آن اثر سطح توقعات را از خودش و کارش بالا ببرد. سالها بعد او با «معصومیت از دست رفته» دوباره به تلویزیون آمد و زندگی پرافت و خیز شوذب خزانهدار را با آن لایه شخصیتی پیچیدهاش برای ما تصویر کرد. سریالی که با وجود حضور جمعی از بهترین بازیگران سینما و تلویزیون و استفاده از فیلمنامهای منسجم نتوانست آنقدرها یاد سریالی چون امام علی(ع) را زنده کند. او بعدها سراغ سلمان فارسی رفت و خواست آن را در قاب تصویر بنشاند؛ اما به گفته خودش، مختار خودش را به او تحمیل کرد و او به سمت ساخت این سریال رفت.
بعد از نزدیک به 8 سال کار بیوقفه آنچه این شبها از قاب تصویر تلویزیون دیده میشود، نشان میدهد که این اثر ارزش این همه تحمل و صبر و خون جگر خوردن را داشته است و آنچه در ستایش این اثر اینجا و آنجا از زبان و قلم آدمهای مختلف میشنویم و میخوانیم، «بزرگنمایی بیهوده» یا «تبلیغات پررنگ و لعاب» نیست. از آن گذشته به نظر میرسد مختار موفق شده مخاطبش را پیدا کند و او را به ماجراهای درونی و برونی آدمهای مختلف اثر سوق دهد و این موفقیت کمی نیست.
به اینها اضافه کنید که اثر بیهیچ اضافهگویی و مغلقگویی و در افتادن به ساختارهای پیچیده روایی به این موفقیتها دست یافته است. میرباقری به عمد داستانش را با لحنی روایت میکند که برای مخاطب ما آشناست. درواقع روایت ساده است؛ اما آدمهایی که در سریال حضور دارند، آنقدر پیچیده و غیرمنتظره با گذشته و آینده عجیب و غریب هستند که خودبهخود اسباب تعلیق اثر را فراهم آورده است.
مواجهه مختار با عبدالله بن زبیر، یکی از نمونههای مثالزدنی دراینباره است. او که یکی از سرآمدان دنیای اسلام در آن زمان است، بر تختی نشان داده میشود که از سقف تالار به پایین میآید. برای مخاطبی که احتمالا با شخصیت آدمی مثل عبدالله بن زبیر آشنا نیست، این صحنه حتما جذاب است؛ چراکه او را در همان نمای اول به تمامی معرفی میکند. آدمی دنیاطلب که شرع را پوششی برای امیالش کرده است؛ اما نکته اینجاست که مختار با چه هدفی سراغ چنین آدمی آمده است؟ و اصلا بیعت با چنین آدمی چه منفعتی برای او دارد؟
از آن گذشته رابطه مختار با علویان چه میشود؟ این سوالها و سوالهای دیگری از این دست باعث میشود که فکر کنیم ما با سریالی معمولی که بیتحقیق نگارش شده و جلوی دوربین رفته، روبهرو نیستیم و سازندگان این اثر میدانستهاند برای انبوه سوالهایی که پیش میآید، باید جوابهای قانعکنندهای هم تدارک دید.
«مختارنامه» تا اینجا نشان داده که یک اثر بزرگ حماسی است از همانها که زمانی معمولا در آثار منتقدان به آن اشاره میشد و جای خالیاش را مدام به مدیران فرهنگی یادآور میشدند.
تا اینجا میرباقری نشان داده که مختارنامه را با قلبش ساخته است. صحنهها با وسواس و دقت کنار هم چیده شدهاند و بازیهای درست و قابل قبول است. دیالوگها هم گوشنواز است و هم با شخصیت بازیگرها همخوانی دارد. دوربین جوانروح بشدت در خدمت روایت میرباقری است و در مجموع سر و شکل اثر پذیرفتنی و قابل دفاع است و با اینهمه میرباقری، ویژگیهای یک هنرمند اصیل را از خود نشان میدهد و آن جسارت در پرداختن به مسائلی است که پیش از این هیچگاه در یک اثر تصویری تاریخی ندیدهایم. نشان دادن برخی چهرهها و طرح پارهای مسائل تنها از هنرمندی برمیآید که اشراف کافی بر موضوعی که از آن سخن میگوید ، دارد. به نظر میرسد میرباقری در این زمینه هم جزو پیشگامان است.
مهدی غلامحیدری / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: