گفت‌وگو با دکتر مسعود شفیعی - بخش پایانی

علم باید به فناوری تبدیل شود

هفته پیش، بخش نخست گفت‌وگو با دکتر مسعود شفیعی، استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر و رئیس انجمن ICT ایران را درباره مفاهیم نوین در عصر دیجیتال و لزوم هماهنگی کشور با آن، به‌ویژه در زمینه برقراری دولت الکترونیکی، خواندیم. در این شماره این بحث را پی می‌گیریم.
کد خبر: ۳۷۳۰۶۲

فعالیت‌های وزارت ICT در این زمینه نسبت به کشورهای دیگر چگونه بوده است؟

بتازگی کمیته‌ای به‌ریاست وزیر ICT شکل گرفته و ظاهرا صحبت‌هایی شده و برنامه‌ریزی‌هایی انجام گرفته است که پهنای باند وسیع‌تری ایجاد شود تا سرعت بیشتر شود و منازل هم بتوانند با فیبرنوری به سیستم وصل شوند و راحت بتوانند از خدمات سیستم استفاده کنند.

در حالی‌که کشورهای دیگر پیش از این به چنین اقداماتی مبادرت ورزیده‌اند، مثلا می‌بینیم که کره اعلام کرده بالاترین سرعت را حتی به منازل می‌دهد. خب آنها خوب می‌دانند که ایجاد این امکانات در ارتقای علمی دانشجویان، استادان و مردم چقدر موثر است. این در حالی است که دانشجوی دکترای ما می‌خواهد از بودجه تحقیقاتی دانشگاه یک لپ‌تاپ بگیرد، نمی‌تواند و پاسخش این است که لپ‌تاپ یک وسیله تشریفاتی است؛ در حالی که چنین امکاناتی را در کشورهای دیگر خیلی راحت در اختیار دانشجویان قرار می‌دهند چراکه ارتقای علمی افراد منجر به ارتقای علمی موسسات آنها شده و اعتباری برای آنهاست و منافعش را دریافت می‌کنند اما متاسفانه هنوز مسوولان ما به این نتیجه نرسیده‌اند.

بالاخره در این زمینه باید سرمایه‌گذاری کرد، وزارت ICT باید سیاست‌هایی داشته باشد که افراد تشویق شوند. نمی‌شود یک‌بار بگوید بودجه تحقیقات می‌دهیم، بعد بگوید نداریم. یک‌بار بگوید از پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد حمایت می‌کنیم، سپس بگوید چنین حمایتی در کار نیست. یک‌بار بگوید فرصت مطالعاتی می‌دهیم، بار دیگر بگوید نه. یکبار بگوید مرکز تحقیقات می‌خواهیم و دفعه دیگر بگوید نمی‌خواهیم. بالاخره باید سیاست‌ها مشخص و مدون باشد.

یکی از مشکلاتی که با آن در این کشور روبه‌رو هستیم، عدم ثبات قوانین و عدم ثبات تصمیم‌گیری‌های مدیریتی است. یکی می‌شود وزیر 4 تا تصمیم می‌گیرد و اجرا می‌کند، سپس او می‌رود کنار و یک نفر دیگر می‌آید، تصمیم‌های جدیدی می‌گیرد. یعنی به‌طور سینوسی می‌رویم جلو و برمی‌گردیم عقب. از این‌رو می‌بینید که جایگاه آنچنانی در مسائل علمی کسب نکرده‌ایم. بغل گوشمان ترکیه است که رتبه بالایی دارد، آن‌طرف در آسیا کره، ژاپن و مالزی خیلی پیشرفت کردند. حتی همین کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس مثل قطر و بحرین هم دارند کارهایی می‌کنند و چون وسعت و جمعیت‌شان هم کم است، سریع می‌توانند سرانه را بالا ببرند و کم‌کم دارند از ما جلو می‌زنند.

متاسفانه ما همیشه آمار می‌دهیم و افتخار می‌کنیم که چقدر دانشجو و دانشگاه داریم و چقدر ضریب هوشی ایرانی‌ها بالاست، نفت داریم و از این‌گونه حرف‌ها. خب، همه اینها درست ولی جایگاهمان کجاست؟ آمار و ارقام گمراهمان نکند که فکر کنیم اتفاقات خیلی بزرگی افتاده، اما در عمل عقب بیفتیم.

با این اوصاف، حالا باید چه کار کنیم؟

باید فضاسازی کرد. هنوز رشته فناوری اطلاعات جزو رتبه‌های بالای کنکور نیست. بچه‌ها در انتخاب رشته کامپیوتر اول نرم‌افزار می‌زنند سپس سخت‌افزار و بعد سراغ IT می‌روند. خب چرا این‌گونه است؟ ما زمانی که در مخابرات بودیم، یک مصوباتی داشتیم و آزمایشگاه‌های بزرگی در دانشکده برق دانشگاه‌های بزرگی مثل شریف، امیرکبیر، علم و صنعت و تهران راه‌اندازی کردیم.همین آزمایشگاه‌ها باعث شد دانشجویان به مخابرات بیشتر علاقه پیدا کنند و با انتخاب و مطالعه آن بیشتر احساس غرور کنند. الان در دانشکده برق ما، حدود 5 سال است که رتبه اولی‌ها می‌روند مخابرات. یک زمانی الکترونیک و قدرت انتخاب دانشجویان بود ولی الان مخابرات انتخاب اول شده است و من فکر می‌کنم یکی از افتخارات گذشته ما همین است که در دانشگاه‌های ایران رشته مخابرات شد رتبه اول. چرا؟ چون دانشجویان 4 تا آزمایشگاه دیدند، 4 تا کار دیدند، امید دیدند، استاد جذب شد و...

حالا چرا برای IT این اتفاق نیفتاده است؟

شاید به‌خاطر آن است که وزارت علوم یک بودجه‌مشخصی دارد و نمی‌تواند بیشتر از یک حد معینی روی این قضیه مانور دهد ولی اگر مسوولیت و رسالت ICT با وزارت ICT است، باید در قسمت دانشکده‌های IT سرمایه‌گذاری کند. همین طوری که IT نمی‌شود رتبه اول. اگر کاری کنند که دانشجویان رتبه بالای ما رشته IT را انتخاب کنند، می‌دانید چقدر ارتقای علمی در رشته IT به‌وجود می‌آید؟ بالاخره 100 تا رتبه اول ما بروند IT بخوانند این گرایش بیشتر رشد می‌کند یا 4 هزارتای اول؟ طبیعتا ورودی‌های بهتر باعث رشد بیشتر می‌شوند. خب، این را چه کسی باید انجام دهد؟ ببینید، در کشوری مثل آمریکا که جایگاه مقبولی دارد، بهترین دانشجویان و مسوولانشان اقتصاددان، حقوقدان و دانش‌آموخته مدیریت هستند. الان بیشتر مسوولان عالی‌رتبه، دانشجویان ممتاز و مدیران فناوری اطلاعات آنها یا اقتصاددان و حقوقدان هستند یا سیاست و مدیریت خوانده‌اند. یعنی اگر به سابقه تحصیلی آنان نگاه کنید، می‌بینید تربیت‌شان کرده‌اند و گفته‌اند ما می‌خواهیم در سیستم ما مدیریت حاکم باشد.

الان در تدوین سرفصل‌ها در IT که یک مقوله فرابخشی است، مشکل داریم یعنی کسی که در رشتهIT فارغ‌التحصیل می‌شود باید بتواند یک قرارداد حقوقی را هم متوجه شود، باید 2 تا نرم‌افزار تخصصی را هم بلد باشد، باید مدیریت هم بلد باشد. اما آیا الان دروسی که در IT داریم این موارد را هم در برمی‌گیرد؟ بالاخره این بروکراسی‌های موجود و سلسله مراتبی، اجازه داده یک نوآوری در اینجا رخ بدهد که باید آن مراحل ابتدایی را گام‌به‌گام طی بکنیم و دروسی را بگذاریم.

البته من اعتقاد دارم دروس تئوری و پایه باید باشد، اما یک دانشجوی ما که تایپ بلد نیست نباید فارغ‌التحصیل شود. یک زمانی تایپ کار یدی بود. من استاد، یک جایگاهی داشتم و منشی هم جایگاهی داشت و کار تایپ را او انجام می‌داد. اما الان که شما به‌عنوان یک فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته IT می‌خواهید یک کار تحقیقاتی انجام دهید، آیا می‌توانید بدون این‌که تایپ بلد باشید پای کامپیوتر بنشینید و با آن کار کنید؟ خب، این را ما باید جا بیندازیم. آیا می‌شود در این دنیای وسیع که زبان انگلیسی همه جا را گرفته، بدون دانستن زبان انگلیسی کارهای تحقیقاتی را ارتقا داد یا جذب توریست کرد؟ الان حتی در کشور مالزی رانندگان انگلیسی صحبت می‌کنند. به هر حال منظورم این است که باید یک خط‌شکن‌هایی باشد و با شجاعت تغییراتی بدهد.

تاکنون وزارت ICT چگونه عمل کرده که هنوز به این اهداف دست نیافته است؟

آنچه مسلم هست و همه قبول دارند این است که وظیفه اصلی وزارت ICT فراهم کردن شبکه زیرساخت است. زمانی هم که می‌گفتند IT فرابخشی است، کسی نمی‌گفت زیرساخت متعلق به‌جای دیگری است.

بدیهی است به دلایل امنیتی زیر ساخت باید در دست دولت باشد، ولی انتظار می‌رود که دولت بتواند نیازهای جامعه را پاسخگو باشد.

متاسفانه ما همیشه آمار می‌دهیم و افتخار می‌کنیم که چقدر دانشجو و دانشگاه داریم و چقدر ضریب هوشی ایرانی‌ها بالاست نفت داریم و از این گونه حرف‌ها. خب، همه اینها درست ولی جایگاهمان کجاست؟

به‌عبارت دیگر، وزارت ICT باید با فراهم آوردن زیرساخت‌های لازم، پهنای باند مورد نیاز شرکت‌های خصوصی را تامین کند. در این راستا وزارت باید از فناوری‌های جدید استفاده کند و هم اعتقاد داشته باشد که باید پاسخگوی جامعه باشد. ما از نظر تکنولوژی از دنیای مدرن عقب هستیم، از نظر مشکلات وارداتی هم با مسائل مختلفی مثل تحریم روبه‌رو هستیم که مشکل‌ساز است، یعنی اینجور نیست که ما بتوانیم فناوری دست اول داشته باشیم و تکنولوژی تا به کشور ما می‌رسد، قدیمی می‌شود یا این‌که آن را از کشورهایی مثل چین می‌خریم که ارزان‌تر است اما کیفیت پایین‌تری دارد.

من فکر می‌کنم وزارت ICT باید یک سیستم مدونی داشته باشد و فناوری‌های لازم را فراهم کند و برمبنای آنها و بطور سلسله‌مراتبی و همزمان با رشد فناوری سیستم‌های جدید به‌کار گرفته شود. یعنی این‌طور نباشد که ابتدا یک سیستم خریداری شود بعد پیشرفته‌اش را تهیه کنند، آن‌وقت این دو باهم جور درنیایند و دور انداخته شوند.

البته من قبول دارم که در زمینه ICT، حالا چه حوزه مخابراتش و چه حوزهIT، چون جامعه به اینها نیاز دارد، همیشه نمی‌توان معطل محصول بهتر ماند. یعنی اگر قرار باشد وزارت برای خرید جنس بهتر 2 سال معطل بشود در حالی‌که می‌تواند محصولی را همین حالا اما با کیفیت پایین‌تری تهیه کند، گاهی باید راه دوم را انتخاب کند چون فشار مردم و جامعه طوری است که روش دوم را می‌طلبد. با این حال می‌شود سیاست‌هایی را تدوین کرد که آینده‌نگر باشیم.

این سیاست‌ها چه هستند و چگونه باید تدوین شوند؟

باید علم ما تبدیل به فناوری شود. تا زمانی‌که ما فناوری را از خارج می‌خریم، در واقع کاره‌ای نیستیم. آنها هم محصولاتشان را با قیمت زیاد به ما می‌فروشند و هم تکنولوژی‌های قدیمی‌شان را به ما می‌اندازند؛ هم ما را می‌چرخانند و هم سر بزنگاه یقه‌مان را می‌گیرند. یعنی الان این تکنولوژی را می‌خواهیم، نمی‌دهند و آن قطعات را لازم داریم، دریغ می‌کنند و از این دست مسائل.

توصیه من به وزارت ICT این است که:

1) از ارتباط با دانشگاه‌ها غافل نشود. نگویند «مگر از دانشگاه‌ها چه دیده‌ایم؟» اگر وجود دانشگاه‌ها برای خارجی‌ها تهدید نبود و این‌گمان که اگر دستگاهی به آنها ندهیم، دانشگاه‌هایشان آن را تولید می‌کنند، شاید قیمت‌هایشان را چند برابر می‌کردند. البته آنها اگر بدانند یک شرکت داخلی محصولی را با قیمت کمتری تولید کرده، فوری قیمت آن را به یک‌چهارم یا یک‌پنجم کاهش می‌دهند تا آن شرکت ایرانی را از میدان خارج کنند. وظیفه دولت ماست که از اینها حمایت کند.

2) نیرو تربیت کند. نیروهای ما باید تحصیلکرده باشند، باید مهارت‌محور باشند. ما الان بسیاری از شرکت‌هایمان خصوصی شده‌اند، اگر اینها بر فرض قرارداد می‌بستند که این کار را طی 3-2 سال انجام می‌دهیم، اما بلد نبودند آن‌را انجام دهند؛ چه اتفاقی می‌افتاد؟ فوقش جریمه می‌شدند، اما خدمات مردم چه‌‌‌می‌شد؟ چه کسی پاسخگو بود؟

منظورم از بیان این مطلب این است که کارها باید سلسله‌وار و حساب شده انجام شود. ما اگر خصوصی‌سازی می‌کنیم، باید در کنار آن یکسری نیرو هم تربیت کنیم که بتوانند در این شرکت‌ها کار کنند.

خب، شاید شرکت‌های خصوصی بودجه چنین کاری را نداشته باشند، دولت باید بیاید در این بخش سرمایه‌گذاری کند و یک سوبسیدهایی بدهد.

چرا برخی از شرکت‌های چینی خیلی پیشرفت کرده‌اند؟ برای این که دولتشان به آنها سوبسید می‌دهد. دولت چین آینده را می‌بیند. حساب می‌کند اگر این شرکت ارتقا یابد و بازاری برای فروش پیدا کند، ارزش افزوده آن توی جیب دولت می‌رود لذا سوبسید می‌دهد، کمک و حمایت می‌کند، اما با حساب و کتاب؛ نه این که یک عده میلیاردر شوند و عده‌ای بدبخت. همه اینها نشان می‌دهد که راس هرم باید وضعیت موجود را تسهیل کند، باید با نقشه راه و آینده‌نگری جلو برویم. به‌نظر من وظیفه وزارت ICT این است که در این حوزه سرمایه‌گذاری کند. مثلا در حوزه اینترنت، مسوولان باید اینترنت پرسرعت و بدون قطعی در اختیار مردم بگذارند. البته مردم هم کمی مدارا کنند تا وضعیت بهتر شود.

‌ اما هنوز هم گاه از سوی مسوولان دولتی شنیده می‌شود که مردم پهنای باند بالا لازم ندارند.

بله، گاه شنیده می‌شود که مسوولان گفته‌اند باید سرعت اینترنت را پایین بیاوریم، پهنای باند را کم کنیم، فیلترینگ را بیشتر کنیم و... من با این مساله موافقم که کشور ما یک کشور جهان سومی است و همه چیز نمی‌تواند در آن آزاد باشد؛ چون هنوز آحاد جامعه به آن سطح از پختگی نرسیده‌اند که همه چیز را خودشان تشخیص دهند، اما با زور و بخشنامه هم نمی‌شود همه چیز را کنترل کرد. همچنین اگر از این سرعت بالا عده‌ای برای کارهای خلاف و اعمال سیاسی و غیرقانونی استفاده می‌کنند، عده دیگری هم مانند استادان، دانشجویان و پژوهشگران برای کارهای علمی به آن نیاز دارند و راندمان کارشان از طریق آن بالا می‌رود و کاهش پهنای باند به کار آنان لطمه می‌زند. تازه فکر می‌کنید آنها که استفاده خلاف از اینترنت می‌کنند، اگر شما آنها را محدود کنید، کار خودشان را نمی‌کنند؟ بالاخره اگر دست دشمن در میان است، خودش هم خوب می‌داند چطور برای رفع این محدودیت اقدام کند!

مهم آن است که در عصر اطلاعات باید هر چه زودتر پخته شویم. یادتان هست اواخر جنگ ورود ویدئوی قاچاق و داشتن آن غیرقانونی بود، اما پس از مدتی دیگر منعی برای خرید ویدئو وجود نداشت. یعنی این‌طور نیست که همه بخواهند فیلم خلاف نگاه کنند و لذا آن را غیرمجاز بدانیم.

اگر وجود دانشگاه‌ها برای خارجی‌ها تهدید نبود و این‌گمان که اگر دستگاهی به آنها ندهیم دانشگاه‌هایشان آن را تولید می‌کنند شاید قیمت‌هایشان را چند برابر می‌کردند

باز هم می‌گویم درست است که نظام باید روی بعضی از این مسائل امنیتی و فرهنگی دست بگذارد و کنترل کند اما به‌حد معقول و به روال علمی‌اش. ما نمی‌توانیم جلوی پیشرفت دانش را بگیریم، باید خودمان را با آن وفق دهیم و از آن برای بالا بردن درآمد، بهبود اقتصاد و... استفاده کنیم، نه این‌که با آن مقابله کنیم.

برای این کارها چه کسی باید تصمیم‌گیرنده باشد؟

بدیهی است که وزارت ICT. اما این را هم بگویم که متاسفانه در فرهنگ ما جا افتاده که دست بگیرمان خوب است اما دست بده‌مان نه. چرا؟ چون به کوتاه‌مدت فکر می‌کنیم، در حالی‌که باید وسعت دیدمان خیلی بیشتر از این باشد؛ بدانیم که اگر امروز چیزی به کسی می‌دهیم فردا شاید چند‌برابرش برگردد. چرا وزارت باید فکر کند پولش مال خودش است؛ بقیه هم همین‌طور. ما الان باید سرعت اینترنت‌‌مان را به‌صورت تصاعدی بالا ببریم تا به کشورهای دیگر برسیم و از آنها عقب نمانیم و این میسر نیست مگر با بسیج علمی.

‌ شما به‌عنوان رئیس و یکی از بنیادگذاران انجمن ICT ایران، چه نیازی به برپایی این انجمن دیده‌اید؟

یکی از اصول و مشخصات اصلی این انجمن‌ها این است که وابستگی ندارند و از همه قشری در آنها حضور دارند. مثلا در انجمن ICT ما، بجز دانشگاه صنعتی امیرکبیر، استادان و دانشجویان دانشگاه‌های دیگر مثل شریف، تهران و... نیز حضور دارند و این مولفه‌ای است که جایگاه انجمن را خیلی بالا می‌برد.

البته وزارت باید از این انجمن‌ها حمایت کند. برخی از مسوولان مخابرات می‌گویند: «خب، شما برای ما چه‌کار می‌توانید انجام دهید؟!» درست است که آنها باید در ازای آنچه می‌دهند، چیزی هم بگیرند، اما انجمنی که تازه شکل گرفته و یک بودجه 4-3‌میلیونی بیشتر ندارد، چه کار می‌تواند بکند؟ آنها باید اول اینها را حمایت کنند، رشد دهند، افراد را دور هم گرد آورند و یکسری کار هم از آنها بخواهند. مثلا وزارتخانه‌ای بگوید این چند پروژه را انجمن شما به‌عهده بگیرد. خلاصه امکاناتی بدهد و بهره‌ای هم از وجود آنها ببرد. آیا در انجمنی که دانشجویان، استادان و پژوهشگران در آن گرد آمده‌اند، نمی‌شود از نیرو و توان فراوان آنها استفاده کرد؟!

این‌گونه انجمن‌ها می‌توانند در ارتقای علمی کشور هم مفید باشند. البته وزارت علوم و همین‌طور آقای دکتر براری دبیر کمیسیون انجمن‌ها اخیرا کارهای خوب و مفیدی انجام داده‌اند؛ کم‌کم جایگاه انجمن‌ها دارد مشخص می‌شود؛ مجلس هم حمایت کرده و معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری هم کارهای مثبتی در جهت حمایت از انجمن‌ها انجام داده است، ولی بیش از اینها باید از انجمن‌ها حمایت کرد. اینها چون وابسته و سیاسی نیستند، تنها علم را می‌بینند و به آن اهمیت می‌دهند.

توصیه‌ام به وزارت ICT این است که از این انجمن‌ها استفاده کنند، گرچه انجمن‌ها (از جمله انجمن ICT ایران) فعلا در حدی نیستند که بتوانند کارهای بزرگی انجام دهند اما اگر از اینها حمایت شود می‌توانند به‌عنوان مشاور در کنار وزارت ICT فعالیت کنند. اگر از انجمن ICT حمایت شود و به دیگران شناسانده شود و جایگاهش بالا برود، می‌تواند در توسعه ملی کشور موثر باشد.

افزون بر این، چند تا شرکت دیگر هم می‌توانند به این انجمن مراجعه کنند و از وجودش استفاده کنند. این گمان که این انجمن‌ها، شرکت‌های خصوصی و شخصی هستند درست نیست؛ چراکه مانند شرکت‌های خصوصی دنبال منفعت شخصی نیستند. این دو از هم مجزا و متفاوت است. اینها ارگان‌هایی هستند که کارهای عام‌المنفعه انجام می‌دهند بدون هیچ درآمد و توقعی، فقط برای این که اتفاق مثبتی در کشور و جامعه بیفتد.

امیرشهاب شاهمیری / فاطمه مرادزاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها