در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او گوشی تلفن را قطع کرد، اما یک ساعت بعد، یکی دیگر از اهالی شهر گالیکش با ما تماس گرفت. اطلاعات او دقیقتر بود. او گفت جنگلهای منطقه «نیل کوه» و «فارسیان» زیر زبانههای آتش دفن شدهاند و آتش حتی از جاده آسفالته هم گذشته و حالا به سمت گالیکش میآید.
باد هم خیلی شدید شده است و دود حاصل از آتشسوزی را به چشم و حلق مردم شهر فرو میکند؛ مردمی که به خاطر غلظت دود آتش دیگر در جادهها دید ندارند.
باید فاجعهای در قلب گلستان در حال وقوع باشد. فاجعهای که درختان جنگل را میسوزاند و مردم محلی را فلج میکند، اما در رسانهها قطرهای از دریای آن منعکس میشود.
مردم محلی میگویند 3 شب است که جنگلهای گالیکش چون مشعلی فروزان از 50 کیلومتری هم دیده میشود اما مسوولان میگویند آتش در جنگلهای گلستان مهار شده و فقط لکههای آتش در آن باقی مانده، مردم محلی میگویند در این چند روزی که از شدت گرفتن آتش گذشته حتی یک هلیکوپتر هم در آسمان ندیدهاند، اما مسوولان میگویند 10 هلیکوپتر و هواپیمای آبپاش 24 ساعته در حال آمادهباشاند. حالا کدام یک از این دو روایت را باید باور کرد؟ بالاخره گلستان بحرانزده همچنان در آتش بیتوجهیها میسوزد یا گلستان کاملا تحت کنترل است؟
اگر واقعا در گلستان بلا آمده آیا میشود مردم محلی را نادیده گرفت؟ آیا میشود چشم و گوش و زبان مردم منطقه را بست؟ آیا میتوان برای آرام نگه داشتن فضای کشور حقیقت را کتمان کرد و از طبیعت مایه گذاشت؟ یعنی تا کی میتوان پنهانکاری کرد؟ تا کی میشود کمبود امکانات و ضعف مدیریت را لاپوشانی کرد؟ آیا تا وقتی که مدیران در اداره کردن مواقع بحرانی هماهنگ و یکدست شوند و بر سر محدوده وظایفشان به توافق برسند، چیزی از جنگلها باقی میماند یا این پهنههای سبز بزودی به خاطرهها میپیوندند؟
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: